برگزیده – آمبرین زمان (المانیتور): رهبران اروپایی جزو اولین کسانی بودند که پیروزی در انتخابات را به نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، تبریک گفتند؛ این در حالی بود که ناظران انتخاباتی «سازمان امنیت و همکاری اروپا» (OSCE) اعلام کردند که مداخله روسیه در این رقابت به سطوح «بیسابقهای» رسیده است.
کمیسیون مرکزی انتخابات این کشور روز دوشنبه در بیانیهای اعلام کرد که حزب پاشینیان ۴۹.۸۱٪ آراء را کسب کرده، در حالی که رقیب اصلی او، یعنی حزب تحت حمایت روسیه «ارمنستان قوی»، ۲۳.۲۹٪ آراء را به دست آورده است.
گره پایدار قانون اساسی
پاشینیان برقراری صلح با دشمنان تاریخی ارمنستان، یعنی ترکیه و آذربایجان را به ستون اصلی کارزار انتخاباتی خود تبدیل کرد؛ اقدامی که باعث شد رقبای اصلیاش او را خائن خطاب کنند. پاشینیان در اولین اظهارات خود پس از اعلام نتایج گفت: «مردم ارمنستان به صلح، شکوفایی و همکاری منطقهای رای دادند و امیدوارم این موضوع با پاسخ مثبت ترکیه و جمهوری آذربایجان مواجه شود.»
با وجود این پیروزی، پرسش اصلی همچنان به قوت خود باقی است و همه چیز به عدد و رقم بستگی دارد. پاشینیان نتوانست دو سوم کرسیهای لازم برای تصویب همهپرسی جهت تغییر قانون اساسی کشور را به دست آورد.
آذربایجان اصرار دارد ارمنستان پیش از امضای توافقنامه صلح نهایی با این همسایه محصور در خشکی خود که اکثریتی مسیحی دارد، باید قانون اساسیاش را تغییر دهد. باکو میگوید مقدمه این سند که به ناگورنو-قرهباغ ارجاع میدهد، به منزله ادعای ارضی بر این منطقه کوهستانی است که در سطح بینالمللی به عنوان بخشی از خاک جمهوری آذربایجان شناخته میشود.
ترکیه، متحد نزدیک جمهوری آذربایجان سابقاً شوروی و غنی از نفت نیز از این موضع حمایت میکند. پاشینیان تا زمانی که نتواند تعداد کافی از اعضای اپوزیسیون (مخالفان) را برای حمایت از همهپرسی با خود همراه کند، در بنبست گرفتار است.
علاوهبر این، کشور به شدت دو قطبی شده است؛ از یک سو اکثریتی که از چشمانداز او حمایت میکنند و از سوی دیگر اقلیتی پر سروصدا که از آنچه گسست بیپروا از روسیه میدانند، خشمگین هستند. حتی حامیان پاشینیان نیز در محافل خصوصی از هجمه او به نمادهای مقدس ارمنستان وحشتزده شدهاند.
با وجود پیشتازی چشمگیر پاشینیان، اپوزیسیون عملکرد بسیار بهتری نسبت به آنچه نظرسنجیها پیشبینی میکردند داشت؛ موضوعی که پتانسیل این را دارد که دوره جدید نخستوزیری او را چالشبرانگیزتر کند. با این اوصاف، آیا یک همهپرسی اصلاً رای خواهد آورد؟
استقبال سرد باکو و آنکارا
بخش بزرگی از پاسخ این سوال در آنکارا و باکو نهفته است.واکنش رسمی آنکارا به پیروزی پاشینیان چندان دلگرمکننده نبود. وزارت امور خارجه ترکیه صرفاً اشاره کرد که انتخابات در «فضایی آرام و صلحآمیز خاتمه یافته است» و از «ارمنستان خواست تا گامهای جسورانهتری برای صلح و عادیسازی روابط در منطقه بردارد.»
برخی از تحلیلگران استدلال میکنند که هر دو کشور (ترکیه و جمهوری آذربایجان) به بهانههای جدیدی متوسل خواهند شد تا از برقراری صلح با ارمنستان طفره بروند.
برخی دیگر میگویند درخواست باکو برای تغییر قانون اساسی با هدف تحقیر همسایهاش مطرح شده است. اریک هاکوپیان، تحلیلگر سیاسی ساکن ایروان و مفسر رسانه «سیویلنت» به المانیتور گفت: «پیام آنها به پاشینیان این است: ما میخواهیم مردم شما تایید کنند که شکست خوردهاید.»
زائور شیریف، پژوهشگر غیرمقیم در «مرکز کارنگی روسیه اوراسیا» به المانیتور گفت: «نگرانی من این است که این وضعیت به راحتی به بازی مقصرتراشی تبدیل شود. ما احتمالاً ابتدا شاهد توصیههای غرب خواهیم بود که برخی از آنها ممکن است بعداً به فشار بر باکو برای انعطافپذیری تبدیل شود. اما این امر اگر دو طرف را به جای یافتن راهی برای حرکت به رو به جلو، به سمت متهم کردن یکدیگر سوق دهد، میتواند اوضاع را بدتر کند. باکو ممکن است بگوید تغییر قانون اساسی وظیفه ارمنستان است، در حالی که ایروان ممکن است بگوید باکو با پافشاری بر چیزی که در حال حاضر از نظر سیاسی ممکن نیست، فرآیند را مسدود کرده است.»
ترکیه هنوز برای عادیسازی روابط جدی نیست
اوایل تابستان، مرز ارمنستان با ترکیه را به تابلویی هزاررنگ از کلیساهای قرونوسطایی، تپههای زیبا و شکوفههای باطراوت تبدیل میکند. این مرز که به طور طبیعی توسط رود ارس تعیین شده است، سال ۱۹۹۳ توسط آنکارا بسته شد؛ اقدامی که برای همبستگی با آذربایجان در جریان جنگ خونین این کشور با ارمنستان بر سر ناگورنو-قرهباغ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفت.
۲ ژوئن (یک هفته پیش)، هیئتی از بازرگانان ارمنی از دروازه مرزی رسمی «مارگارا» عبور کردند تا در نشستی با همتایان ترکیهای خود در شهر قارص در شرق آناتولی شرکت کنند. این اولین سفر در نوع خود طی ۳۳ سال گذشته بود. پایگاههای مرزی مارگارا و آلیجان در سمت ترکیه از سال ۲۰۲۲، یعنی زمانی که آنکارا موافقت کرد به اتباع کشورهای ثالث و دیپلماتها اجازه دهد به صورت زمینی از ارمنستان وارد ترکیه شوند، بلااستفاده مانده بودند.
با این حال، تردد از طریق مرزهای زمینی که در سمت ارمنستان همچنان توسط مرزبانان روسی کنترل میشود، به جز بازدیدهای نادر مقاماتی که پیشرفت زیرساختهای حملونقل را بررسی میکنند، عملاً وجود ندارد.
یک کشاورز محلی چندی پیش به المانیتور گفت: «ما ندیدهایم کسی رفتوآمد کند و نزدیک شدن به دروازه مرزی ممنوع است. شما هم نباید بروید، دستگیرتان میکنند.»
شایعه شده است که اجرای کامل بازگشایی مرز از آخر تابستان آغاز میشود و به دنبال آن گردشگری نیز شکل خواهد گرفت.
این گام، نخستین مورد از زنجیره گامهای کوچکی است که آنکارا از زمان آغاز گفتگوهای عادیسازی در فوریه ۲۰۲۲ برداشته است. پس از یک رکود طولانی، سرانجام امور در حال حرکت هستند. از ماه مه، صادرات به ارمنستان که از طریق گرجستان انجام میشود، به طور علنی با برچسب ساخت ارمنستان فروخته میشوند. خطوط هوایی ملی ترکیه (ترکیش ایرلاینز) نیز از ماه مارس پروازهای خود را به ایروان آغاز کرد.
این تحولات، به همراه سفر تجاری هیئت بازرگانان ارمنی به قارص که تبلیغات وسیعی روی آن صورت گرفت، احتمالاً با هدف تقویت موقعیت پاشینیان پیش از انتخابات روز یکشنبه انجام شد؛ آن هم در بحبوحه انتقادات اپوزیسیون مبنی بر اینکه او دارد تمام امتیازها را واگذار میکند.
باید توجه داشت که حتی پس از آنکه ایروان از تمام ادعاهای خود در قبال ناگورنو-قرهباغ دست کشید، ترکیه هنوز روابط دیپلماتیک خود را با ایروان برقرار نکرده است.
چرخش موضع ایروان در قبال قرهباغ پس از شکستهای متوالی در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۳ رخ داد که طی آن ارمنستان تمام کنترل این منطقه محصور را به آذربایجان واگذار کرد و کل جمعیت بیش از ۱۲۰ هزار نفری ارمنیتبار آن اخراج شدند.
محافظهکاری و بیمیلی ترکیه به روابط نزدیک این کشور با آذربایجان نسبت داده میشود. اتحاد آنها زمانی عمیقتر شد که ارتش ترکیه در مناقشه سال ۲۰۲۰ از باکو حمایت کرد؛ جنگی که ارمنستان را تا مغز استخوان تکان داد.
تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ خلاء بیشتری ایجاد کرد و به آذربایجان اجازه داد تا یک سال بعد، ناگورنو-قرهباغ را تصرف کند. بیتفاوتی روسیه موجب چرخش و تغییر جهت پاشینیان شد. اتحادیه اروپا نیز با دیدن فرصتی برای به چالش کشیدن کرملین، او را به این کار ترغیب کرد.
اهرمهای فشار باکو بر آنکارا
باور عمومی بر این است که تا زمانی که باکو موافقت نکند، ترکیه نمیتواند روابط دیپلماتیک برقرار کرده و مرز زمینی خود را با ارمنستان به طور کامل باز کند. آخرین باری که ترکیه در سال ۲۰۰۹ برای این کار تلاش کرد، باکو به شدت اعتراض کرد. توافقنامه صلحی که در آن سال با میانجیگری ایالات متحده و سوئیس در تاریخ ۱۰ اکتبر در زوریخ بین ترکیه و ارمنستان امضا شد، به سرعت توسط آنکارا بایگانی شد.
اهرم فشار باکو بر آنکارا ریشه در چندین عامل دارد. تصور میشود خط لوله نفتی که بخش عمدهای از تولید نفت خام آذربایجان را به پایانههای صادراتی در سواحل مدیترانهای ترکیه منتقل میکند، سالانه بین ۷۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار درآمد از محل حق ترانزیت ایجاد میکند. «خط لوله گاز طبیعی ترانس آناتولی» (TANAP) که گاز آذربایجان را از طریق ترکیه به اروپا منتقل میکند، سالانه تا ۴۰۰ میلیون دلار درآمد ترانزیتی به همراه دارد. تاناپ نه تنها نیازهای گاز داخلی آنکارا را با قیمتهای مناسب تامین میکند، بلکه به تثبیت ترکیه به عنوان یک هاب انرژی حیاتی میان اروپا و آسیا کمک میکند.
گفته میشود منافع شخصی نیز در این میان نقش دارد. به عنوان مثال، «شبکه گزارشدهی جرم سازمانیافته و فساد اداری» (OCCRP) که یک مجمع روزنامهنگاری تحقیقی است، اسنادی را منتشر کرده که نشان میدهد چگونه یک بازرگان آذربایجانی که زمانی روابط نزدیکی با الهام علیاف، مرد قدرتمند کشورش داشت، یک نفتکش ۲۵ میلیون دلاری را به یکی از اعضای خانواده رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه هدیه داده است.
پیوندهای تبارشناختی ترکیه با آذربایجانِ ترکزبان، در تقابل با قرنها خصومت با ارامنه، به عنوان دلیل دیگری ذکر میشود.
ترکیه انگیزههای خود را دارد
دیپلماتهای غربی میگویند چنین استدلالهایی تا حد زیادی یک بهانه و پوشش است. ترکیه به عنوان یک متحد حیاتی ناتو که ماه آینده میزبان اجلاس این ائتلاف خواهد بود و همچنین به عنوان یک قدرت نظامی-صنعتی نوظهور، نفوذ و قدرت بسیار بیشتری بر آذربایجان دارد تا برعکس.جاهطلبیهای ترکیه برای ایجاد یک منطقه نفوذ گستردهتر در حیاط خلوت قدیمی روسیه، از سوریه و لیبی گرفته تا قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی، همزمان با گرفتار شدن روسیه در باتلاق اوکراین رشد کرده است.
گونول تول، پژوهشگر ارشد «انستیتو خاورمیانه» در مقالهای که روز ۷ ژوئن در نیویورک تایمز منتشر شد، تا آنجا پیش رفت که ادعا کرد «مشارکت غیرمنتظره» اردوغان با ولادیمیر پوتینِ روسیه «اکنون در حال فروپاشی است.» سرنگونی رژیم اسد در دسامبر ۲۰۲۴ توسط شبهنظامیان تحت حمایت ترکیه، یک نقطه عطف بود. تول نوشت: «واضح است که آنکارا دیگر بین مسکو و ناتو تعادل برقرار نمیکند و در زمین بازی علیه آقای پوتین غش کرده است.»
طبق این منطق، ترکیه باید با وجود مخالفتهای آذربایجان، تمام تلاش خود را برای عادیسازی روابط با ارمنستان به کار بندد؛ به ویژه از زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا سال گذشته به مناقشه قفقاز جنوبی ورود کرد و علیاف و پاشینیان را وادار کرد تا یک سند صلح اولیه را در کاخ سفید پاراف کنند.او همچنین این دو نفر را مجاب کرد تا طرح اولیه «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» (TRIPP) را امضا کنند.
این کریدور تجاری پیشنهادی، آذربایجان را به منطقه برونبوم دوران شوروی یعنی «نخجوان» متصل میکند که با ترکیه و ایران هممرز است. این دو بخش در حال حاضر توسط خاک ارمنستان از هم جدا شدهاند. به طور گسترده تصور میشد که علیاف قصد داشته پاییز گذشته این منطقه را با زور تصاحب کند؛ اما ترامپ را عامل بازداشتن او از این کار میدانند.کریدور ترامپ در صورت اجرا، قرار است اروپا را از طریق ترکیه به آسیای مرکزی و فراتر از آن متصل کند و جاهطلبیهای آنکارا را برای تبدیل شدن به محور مواصلاتی انرژی، راهآهن و جاده در میان قارهها تثبیت نماید.
از این رو، داشتن روابط دوستانه با ارمنستان یک ضرورت است. اما به چه قیمتی؟
دیپلماتهای غربی گمان میکنند که ترکیه مایل است این پروژه محقق شود، بدون اینکه لزوماً روابط خود با ارمنستان را کاملاً باز کند؛ و این موضوع فقط به دلیل حساسیتهایش نسبت به آذربایجان نیست. ترکیه علیرغم اقدامات اخیرش، از تاریخ و جغرافیا آموخته است که وقتی پای روسیه به میان میآید، فقط تا حد مشخصی میتواند پیشروی کند. وابستگی ترکیه به روسیه برای گاز طبیعی بسیار بیشتر از وابستگی آن به آذربایجان است.
همراهی و رضایت روسیه برای خط لوله باکو-جیحان ضروری بود و ممکن است برای کریدور ترامپ نیز همینطور باشد. روسیه میخواهد پایگاه بزرگ خود را در مرز ترکیه حفظ کند و ترجیح میدهد این مرز بسته بماند. به هر ترتیب، با پایان یافتن جنگ اوکراین، موازنههای منطقهای بار دیگر تغییر خواهد کرد. این نکته نیز از نظرها پنهان نمانده که دولت ترامپ در حالی که به شدت به دنبال صلح میان ارمنستان و آذربایجان بوده، در قبال عادیسازی روابط ترکیه و ارمنستان سکوت اختیار کرده است.
در هر صورت، با کمرنگ شدن محدودیتها و رشد پیوندها، ترکها و ارمنیها به آرامی در حال کشف دوباره یکدیگر هستند. کنجکاوی در هر دو طرف شروع به غلبه بر زخمهای تاریخی کرده است؛ زخمهایی که به سال ۱۹۱۵ بازمیگردد، زمانی که ترکان عثمانی بیش از یک میلیون نفر از اتباع ارمنی خود را در رویدادی که به طور گسترده به عنوان نسلکشی شناخته میشود، کشتند.
ترکیه سازمانیافته بودن این کشتارها را تکذیب کرده و مدعی است کسانی که جان باختند به دلیل قحطی و بیماری در میانه جنگ بوده است.دولت اردوغان اولین دولتی بود که محدودیتهای بحث در مورد نسلکشی را (که تا آن زمان در ترکیه جرمانگاری شده بود) همزمان با حرکت به سوی توافق ۲۰۰۹ زوریخ کاهش داد. در سال ۲۰۱۵، صدها ارمنی از سراسر جهان به استانبول و دیاربکر سفر کردند تا صدمین سالگرد این رویداد را همراه با ترکها و کردها گرامی بدارند.
اما به مرز مارگارا که بازمیگردیم، فضا کمتر تسامحآمیز است. سیلوا مارکاریان که پدربزرگ و مادربزرگش در سال ۱۹۱۵ از قارص فرار کردند، گفت که مرزهای باز، معیشت کشاورزان محلی را به خطر میاندازد. او به المانیتور گفت: «ترکیه دشمن ماست و بازار ما از کالاهای ترکیهای اشباع خواهد شد.» بماند که مغازههای ارمنستان از قبل مملو از لباسها و لوازم خانگی ساخت ترکیه هستند. اما نظر او درباره تصمیم روسیه برای ممنوعیت واردات میوه و سبزیجات ارمنستان جهت متوقف کردن پاشینیان چیست؟ او گفت: «این تقصیر نیکول است.»
۴۲/۴۲
















