فارس

بانویی که با هنرش، سفره اهالی روستا را رونق بخشید/ از گام های کوچک تا فتح قله های بلند

به گزارش برگزیده های ایران از خرامه، با مریم زارع خیلی اتفاقی آشنا شدم بانویی که از شهرستان خرامه و از خطه هنر دوست کربال، روستای سفلی است.

وقتی با او برای گذاشتن قرار مصاحبه تماس گرفتم، متوجه شدم که این بانوی هنرمند در شهرستان لامرد و در جشنواره صنایع دستی آنجا شرکت کرده و ما فرسنگ ها از یک دیگر فاصله داریم و بالاجبار فقط می توانم صدای این بانوی نازنین را از طریق امواج تلفن بشنوم.   

زارع که از سال ۸۹ با یادگیری خاتم و معرق در فنی و حرفه ای خرامه، زندگی هنری خودش را شروع کرده است، عنوان کرد: آموزش من تا سال ۹۱ ادامه داشت و ابتدا فعالیتم را به تنهایی و تحت عنوان مشاغل خانگی شروع کردم.

وی افزود: حدود ۷ سال به تنهایی کار می کردم و بازاریابی را شروع کردم و شرایط در جذب مشتری و فروش کارهایم به خوبی پیش می رفت و این موضوع انگیزه ای شد تا کارم را جدی تر پیگیری کنم و کم کم به فکر توسعه آن افتادم.

هنری که به کارآفرینی منجر شد

این بانوی هنرمند با بیان اینکه حدود سال های ۹۶  به روستای سفلی (روستای زادگاهم) برگشتم افزود: در زمینی که در روستا داشتیم دو اتاق کوچک ساختم و به کارگاه تبدیلش کردم و از زنان خودسرپرست و کودکان بی سرپرست و افرادی که وضعیت معیشتی خوبی نداشتند دعوت به کار کردم.

زارع خاطرنشان کرد: یادم می آید در آن زمان هیچ پشتوانه مالی نداشتم و به هرکجا می رفتم برای گرفتن وام و کمک، دست خالی بر می گشتم اما امید و توکل به خدا همیشه در دلم زنده بود و هیچ وقت از کاری که می خواستم انجام بدهم نا امید نبودم.

وی عنوان کرد: با شروع دعوت از اهالی روستا، برای هر رشته هنری سه شاگرد گرفتم مثلا برای خاتم سه شاگرد، برای معرق سه شاگرد و … و همه وسایل مورد نیاز را فراهم کردم و سه ماه به آنها آموزش دادم تا اینکه تمام زیر وبم کار را یاد گرفتند.

این بانوی کارآفرین افزود: بعد از اتمام آموزش ها هر کدام از آنها در خانه خودشان شروع به کار کردند و من فقط مواد اولیه را در اختیارشان قرار می دادم و محصولات و کارهای هنریشان را برای فروش به بازار و جشنواره های مختلف می بردم و با بازاریابی مشتری های خوب برای این محصولات پیدا می کردم و یا گاهی سفارش کار می گرفتم.

کسب درآمد از هنر سر پنجه‌های زنان خانه‌دار 

زارع با بیان اینکه تا حدود سال ۹۷ که ۱۸ شاگرد و در واقع  ۱۸هنرمندی که با جان و دل کار می کردند داشتم  ادامه داد: بعد از آن دیگه مجالی برای فعالیت خودم نبود چون همزمان با این فعالیت ها در فکر راه اندازی کارگاه قالی بافی بودم که توانستم حدود ۶ کارگاه قالی بافی با وام تهیه کنم و در اختیار زنان خانه دار بگذارم.

وی از حضور در جشنواره های مختلف گفت و اشاره کرد: اولین نمایشگاهی که شرکت کردم، نمایشگاه صنایع دستی کرمانشاه بود و بعد از آن نمایشگاه های مختلف درنقاط مختلف شیراز و مخصوصا نمایشگاه های که قبل از عید نوروز در حافظیه برگزار می شد رفتم و حدود یک سال و نیم پیش، به نمایشگاهی در سلیمانیه عراق بصورت آزاد رفتم که خدا را شکر استقبال خوبی از کارهایم شد.

این هنرمند با اراده از خسارت های کرونا گفت و توضیح داد: با شیوع همه گیری کرونا جشنواره ها و بازار های روز تعطیل شد و کار ما هم به به صورت کامل کساد شد، به طوری که اکثر چک هایی که داده بودیم برای خرید مواد اولیه، در حال برگشت خوردن بود و این لطمه خیلی زیادی به اعتبار کاری ما می زد و به هر اداره و مکانی رفتیم برای کمک، هیچ کدام به ما کمک نکردند.

زنانی که تسلیم سختی نمی‌شوند

زارع در ادامه بیان می‌کند: برای نجات کسب و کارمان به بسته‌بندی خوراکی‌ها روی آوردیم و شهرهای اطراف که لوبیا، عدس و کنجد، سبزیجات مختلف و… کشت می کردند را شناسایی کردیم و همگی با هم شروع به تمیز کردن و بسته بندی آنها کردیم تا توانستیم از این بحران عبور کنیم.

 وی گفت: بعد از مدتی در قسمتی از زمین خانه ام که بلا استفاده بود سبزی به صورت کاملا ارگانیک کاشتیم و آنها را خشک کرده و بسته‌بندی می کردیم و کم کم در کنار آنها ها شروع به درست کردن انواع ترشیجات و انواع مربا ها و گرفتن عرقیجات مختلف کردیم.

اراده و پشتکاری که پشت مشکلات را خم می‌کند

این کارآفرین خستگی‌ناپذیر اظهار کرد: سُس گوجه فرنگی و رب انار را نیز، به کارهایمان اضافه کردیم که در مقدار و حجم زیاد شروع به تولید کردیم، مثلا اواخر تابستان امسال بیشتر از یک و نیم تن گوجه خریداری کردیم و بعد از رسیدن انارها، ۵ تن انار خریداری کردیم که در این راه حدود ۳۰ نفر فعالیت کردند.

زارع افزود: بعد از رونق کسب و کارمان تصمیم گرفتیم شرکت تولیدی تاسیس کنیم تا همه این محصولات با برند خودمان تولید شود که با دوندگی‌های بسیار موفق شدیم شرکت تعاونی گنج پارسی را تاسیس کنیم شرکتی که همه اعضای آن زنان خودسرپرست و بچه های بی‌سرپرست و بدسرپرست بودند.

وی با بیان اینکه نمی‌خواستیم  فقط به صنایع دستی اکتفا کنیم ادامه داد: به تهیه مواد غذایی روی آوردیم که الان عمده مشتریان ما  فروشگاه‌های زنجیره‌ای هستند و در تلاشیم که برندسازی کنیم و مجوزهای لازم را بگیرم که تا به حال موفق بودیم و به زودی سیب سلامت محصولاتمان را می‌گیریم.

صادرات هنر به کشورهای عربی

این هنرمند از سختی‌های کارش اینگونه گفت: یادم می آید موعد چک ها آمده بود ولی نتوانسته بودم محصولات هنری خودمان را بفروشم، تصمیم گرفتم به نمایشگاهی در سلیمانیه عراق بروم شاید گشایشی در کارهایم بشود.

زارع افزود: با مشکلات زیاد همه محصولات را جمع آوری کردیم و چون کارت بازرگانی نداشتم با هزینه بسیار زیاد گمرگ رو به رو شدم، ولی به هر سختی که بود رفتم و توانستم مقداری از محصولات را بفروشم و مشتری جذب کنم و چک ها پاس شد.

وی تاکید کرد: برای خانمی مثل من که با دست خالی شروع به کار کرده بودم  چک های سنگین ۱۰۰ یا ۱۵۰ میلیونی خیلی سنگین است ولی با این حال هیچ ارگان و مسئولی حتی برای دل‌گرمی هم که شده به ما کمک نکردند و اگر نیت بچه های یتیم و زنان  زحمت کش روستا نبود، هیچ وقت نمی توانستیم موفق شویم.

این کارآفرین خیرخواه با اشاره به اینکه یکی از کارهای که مهر امسال با شروع مدارس کردم خرید گوشی همراه برای ۹ نفر از بچه های روستا بود گفت: این کار را انجام دادم تا مادرانشان با خیال راحت کار کنند و دغدغه درس‌خواندن بچه ها را نداشته باشند و به مرور هزینه موبایل ها را بصورت قسط از دستمزد آنها کم کردم.

زارع ادامه داد: البته به غیر از خرید موبایل، اگر کسی وسایل خانه نیاز داشته باشد برایش تهیه می کنیم و به مرور که کار می کند مقداری از دستمزدش را بر می دارم برای پرداخت قسط ها و اینطوری همه راضی هستند و بغیر از اینکه کسی سختی خرید و هزینه ها را حس نمی کند، از اینکه از دسترنج خودشان این وسایل را خریداری می شود، بیشتر به دلشان می نشیند.

نمی دانم از کدام مشکلات بگویم

این هنرمند خلاق با اشاره به مشکلات زیادی که بر سر راه دارد توضیح داد: ما برای طرح های مینا کاری محصولاتمان را به کوره ای در اصفهان می بریم که در راه رفت و آمد خراب می شوند و آسیب می بینند و تصمیم داشتم کوره کوچکی در کنار همین کارگاه درست کنم ولی اینقدر هزینه های خرید کوره زیاد است که به مشکل برخوردم و منصرف شدم.

وی افزود: به اداره میراث فرهنگی به تمام ارگان ها و ادارت مربوطه و همه افرادی که می توانستند به من کمک کنند حتی سال قبل به استانداری فارس رفتم و درخواست کمک کردم ولی هیچ کدام از آنها به من کمک نکردند و با همه دوندگی ها حتی یک ذره هم از مشکلات ما را کم نکردند.

بیمه های بینامی که محافظ هنرمندان بی نام است

زارع بابیان اینکه سه بیمه بی نام، برای  افرادی که زیر نظر خودم کار می کنند تهیه کردم گفت: اگر اداره میراث فرهنگی از هنر جوها که الان می شود گفت درکارشان استاد هستند امتحان می گرفت و به آنها مدرک می داد، می توانستم همه آنها را بیمه کنم تا با خیال راحت کار کنند و نگران این نباشند که حین کار اتفاقی برایشان بیافتد.

وی ادامه داد: ولی متاسفانه اداره میراث فرهنگی در این زمینه با من همکاری نکرد و فقط توانستم  سه بیمه بی نام را تهیه کنم که اگر خدای نکرده در کارگاه و یا حتی خانه برای کسی اتفاقی افتاد از بابت کارهای درمان دغدغه ای نداشته باشیم.

این کارآفرین خستگی ناپذیر از نداشتن کارت بازرگانی گفت و توضیح داد: بارها درخواست کارت بازرگانی کرده ام تا بتوانم محصولاتمان را با هزینه کمتر به کشورهای دیگر صادر کنم ولی با مخالفت هایی رو به رو شدم، مثلا یک دفعه حدود ۴۸ قالی ابریشم که خانم ها در خانه بافته بودند را جمع آوری کردم، که به کویت ارسال کنم، چون باید برای ارسال آنها هزینه زیادی می پرداختم که درآخر چیزی نصیبمان نمی شد، مجبور شدم از راه های غیر قانونی فرش ها را به دست مشتری مان در کویت برسانم که فشار و استرس بسیار زیادی از این بابت تحمل کردم.

کارهای جانبی که به کسب وکار رونق می دهد

زارع از کارهای جانبی درآمدزا در کنار کارهای هنریش صحبت کرد و گفت: در حیاط کارگاه استخری به ابعاد ۱۶ در ۸ متر درست کردیم و حدود ۵۰۰ عدد ماهی در آن ریختیم  و در کنار استخر ۵ هکتار ینجه کاشتیم که آب استخر را که کود و املاح داره به پای ینجه ها می ریزیم که هم از هدر رفت آب استخر جلوگیری می شود و هم زمین های اطراف بلا استفاده نمی ماند.

مریم زارع که این روزها در حال تحصیل در دانشگاه صنایع دستی شیراز است از نحوه درس خواندنش گفت: برای گرفتن کارت صادرات نیاز به لیسانس داشتم و شروع به ادامه تحصیل کردم که اساتید بسیار به من لطف دارند و چون می دانند من مشغله زیادی دارم گاهی کلاس های ضبط شده را  برایم می فرستند یا هر وقت مشکل و ایرادی داشتم، با صبر و حوصله برایم رفع اشکال می کنند و نمی گذارند سختی درس خواندن باری شود به روی همه گرفتاری هایم.

به بودن خانواده در کنارم، بسیار دلگرمم

مریم که مادر دو فرزند است و به غیر از همه این فعالیت ها وظیفه مادری و همسری را نیز بر دوش دارد، عنوان کرد: همه این موفقیت ها را مدیون حمایت های خانواده ام هستم که همیشه مثل کوه پشتم بودند و درک و همکاری همسر و فرزندانم بسیار بالاست و باعث دلگرمی ام می شوند و هر وقت از خانه بیرون می روم خیالم از بابت خانه راحت است.

وی گفت: دلگرمی و پشتوانه من به غیر از همسر و فرزندان، مادرم و مخصوصا برادرهایم هستند که شرایطی را برایم فراهم می کنند تا با خیال راحت به جشنواره یا شهر های مختلف بروم بدون اینکه از بابت فرزندانم نگرانی داشته باشم و الان که حدود ۵ روز است در جشنوارد لامرد هستم با خیال راحت اینجا مانده ام.

از گام های کوچک، تا فتح قله های بلند 

زارع از همکاری دخترش برای ساخت صفحه در فضای مجازی گفت و ادامه داد: به کمک دخترم به غیر از تبلیغ در صفحات مجازی در حال راه اندازی سایتی با دامنه دات کام هستیم که محصولات خودمان را با برند و مجوز های رسمی در سایت تبلیغ کنیم و امید داریم که این محصولات را جهانی کنیم و به راحتی به دست همه مصرف کنند گان در هرجایی از دنیا برسانیم.

انتهای پیام/م


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا