کرمانشاه

یادداشت| جنگ نامرئی و نامردی شده است

 خبرگزاری برگزیده های ایران-کرمانشاه-محمدهادی صحرایی: أللّهُمَّ إنّا لا نَعلَم مِنها إلا خَیراً یعنی خدایا ما جز خیر از او چیزی نمی‌دانیم.

این نامه روضه نیست ولی بی‌گمان بدان، برای مادرِ جوانمرگ روضه می‌شود. حال دلم خراب و حال قلم هم خراب‌تر، وقتی که پای کلامم به آن کوچه باز می‌شود.

آنچه خیال آشفته عاشق می‌خواهد، تقارن ایام است و تقارب مناسبات. گویی خدا برای او بهترین خیر را رقم زده وقتی که تقویم روزگار را با تقدیر حال خود مساعد می‌بیند. از خوش اقبالی و فال نیک است که عاشقی بتواند در میان اتفاقات مختلفی که روزمره دیگران است برای تشفی خاطر خود شاهدمثالی بیابد و فرصتی فراهم کند تا آنچه را در ذوق و ذهنش ساخته پرداخت کند.

داستان دی ماه‌های این دو سه سال اخیر دقیقاًً همان چیزی است که خامه خیال عاشقان قدر آن را بیشتر از دیگران می‌داند. انقلاب اسلامی ما چنان است که هرکس که در فضا و هوای آن نفس کشیده و می‌کشد و حتی آنها که تنها در این دوران آخرالزمان زندگی می‌کنند، بی‌شک معجزه‌هایی را از آن دیده‌اند تا حجت خدا بر آنها تمام شود.

اگر گفته می‌شود قوم موسای کلیم ۱۴ معجزه از او دیدند ما از مکتب و مکتبی‌های خمینی و خامنه‌ای صدها معجزه دیده‌ایم که اینچنین آماده امتحان‌های بزرگ شده‌ایم.

گویی داستان قوم موسای کلیم، این‌بار این‌گونه تکرار می‌شود که امت ما پشت دریا ایستاده، از سویی منتظر شکافته شدن دریای مشکلات و فرج و گشایش است و از سوی دیگر نیز جوانمردانمان با لشکر نزدیک شده فرعون و هامان می‌جنگند. سختی متفاوت دیگر در جبهه جدید پیش روی این امت خداپرست، تنوع و تکثر عرصه‌های جهاد است.

امروزه جنگیدن در جبهه جنگ نرم و شناختی، سخت‌تر از جنگیدن در عرصه جنگ سخت است. اگر فضای مجازی، مجازی باشد ولی بی شک جنگیدن در آن حقیقی است.

دروغش دروغ و راستش درست است. آدم‌ها و ادمین‌ها مجازند ولی حرف‌هایشان نه. شخص‌ها خیالی‌اند و شخصیت‌ها نه. به اسم مجاز به جنگ حقیقت آمده‌اند و به نام انفجار اطلاعات انفجار اعتبارات و آبرو می‌کنند.

جنگی که دشمنان در این عرصه می‌کنند جنگ نامرئی و نامردی است. لحظه‌ای خیال کن که معاویه ۱۴۰۰ سال پیش، صاحب تلویزیون و اپ و اینستا و توئیتر باشد. آنکه آن روز آن‌گونه کرد اگر امروز بود چه می‌کرد؟ بی‌شک همین کاری را می‌کرد که صهیون و امپریالیسم امروز می‌کنند.

شب را روز و روز را شب جلوه می‌دهند. خروس را به تخم می‌نشانند و مرغ را به جنگ می‌کشانند. رجوی را «مردم دوست» می‌خوانند و معصی را مسیح می‌نامند. نوه رضا پهلوی که ۴۲ سال است از مادرش خرجی می‌گیرد می‌خواهد به آریایی‌های ایرانی از روز خوش بگوید و ملکه‌ای که مرغ و ماهی آب‌ها را هم مال خود می‌داند، شعار دفاع از آزادی می‌دهد.

امروزه جبهه جنگ در فضای مجازی است که لیبرال‌های نافهم آسیب‌پذیرمان کرده‌اند وگرنه در صحنه سخت نظامی دشمنان فهمیده‌اند که اگر زبان به غلط بچرخانند و تهدید کنند، امثال دیمونا را روی زمین پهن می‌کنیم و با موشک و پهپاد آنها را سیبل آموزش جوانانمان می‌کنیم.

اما در فضای مجازی است که دشمن با نبرد شناختی، «تاب‌آوری» و «آستانه تحمل» مردم را نشانه رفته است. شبهاتی که روزانه علیه انقلاب شلیک می‌شود توانِ تحلیل را تحلیل می‌برد. کار دشمن شایعه‌سازی و دروغ پردازی است و وظیفه مسؤولین مواظبت بر انجام صحیح و بی‌حاشیه مسؤولیت و بستن راه دشمن با توانمندکردن تحلیل جامعه و تجهیز رزمندگان این عرصه است و اما وظیفه مردم، شناخت دوست و دشمن و پرسیدن چرا و چگونه از اخبار منتشر شده در فضای رسانه‌هاست. و دانستن اجمال تاریخ صدر اسلام و تاریخ مشروطه به بعد.

دشمنان در فضای پیچیده و محیل مجازی در واقعیات، تشکیک می‌کنند و شبهه می‌پراکنند. و در همین فضاست که مردمِ بی‌پناه را اسیر القائات می‌کنند و تخم یأس می‌پاشند تا تفرقه و جدایی از اسلام و انقلاب و ارزش‌ها را درو کنند. مقتل معتقدات بسی هولناک‌تر از مذبح آدمهاست.

زهر‌تردید و تخریب در فضای مجازی بیش از زخم و سوزش تیر داغ جنگی است. دشمن «شناخت» مردم را نشانه گرفته و چون می‌داند که نمی‌تواند دست مردم را از دست موسا جدا کند شپش شک به او را به جان آنها انداخته. «حاج قاسم»ی را که در تاریخ ایران بی‌نظیر است و در حماسه‌سازی، حتی افسانه‌ها هم قدشان به او نمی‌رسد، به‌گونه‌ای معرفی می‌کنند تا بتوانند دهان نجاست خوار ‌ترامپ و همدستانش را پاک کنند و جای شهید و جلاد را عوض کنند. این عجیب نیست از معاویه‌های رسانه‌دار که در نمازخواندن علی علیه‌السلام تشکیک کردند یا خود را عزادار حسن بن علی علیه‌السلام معرفی کردند.

مناسبات دی‌ماه، تقارن عجیبی دارند. ۹ دی روز بصیرت مردم است و ۱۲ آن رحلت عمار انقلاب و عالم بصیرت دِه که عُمر شریفش نهالستان عمارها و مالک‌هاست. و ۱۳ این ماه که سالروز شهادت سردار دل‌ها و امیر قلب‌ها و صاحب مکتب صدق و اخلاص، حاج قاسم سلیمانی است.

امسال مثل سال قبل، دی‌ماه ما مزین به ماه خانه علی، فاطمه اطهر سلام‌الله‌علیهاست که آموزگار مردان و زنان آزاده مکتب آزادگی و ولایت است. این تقارن اگر اتفاقی باشد ولی اتفاقی نیست که از آن بتوان ساده گذشت.‌ ترجیع‌بند این ریسه نور، بصیرت است که مادر خوبی‌ها سروده است.

امتی که مادرش زهراست و در میان این امت عمار و مالک نفس کشیده باشند، باید که آزمون ۹ دی را مقتدرانه بگذراند. جهاد روشنگرانه و ولایتمدارانه مادر، هدف را مشخص کرده و راه را مصباح روشن کرد و سردار، هموار نمود و این مردمند که یدخلون فی دین الله افواجاً.

گاه باید داستان را از آخر شروع کرد / و درس و عبرت آن را مکرر مرور کرد. مظلومیت امروز جمهوری اسلامی که خانه خوبان است آخر داستان ما تا به امروز بود و مدخل روضه‌ای که باید به پا کنیم. ایام فاطمیه است و قرار ما در بی‌قراری است. عجیب است که نام حسین دل را آرام می‌کند و یاد مادرش دل را بی‌قرار.

شاید این ارثی است که از مولایمان مانده است. وقتی که پیش چشم علی، همه گفتند رفتنی است، حال علی چه شد خدایا، نگفتنی است. این اجر رسالت بود یا تاوان ولایتمداری اش، معلوم نیست ولی آنچه مشخص است حال فاطمه است که روزبه‌روز وخیم‌تر می‌شود. اصلاً بعد از پیمبر دائماً سر درد داشت و روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شد تا آنجا که در این روزها فقط شبحی از او مانده بود. هفتاد یا نود روز کدام است.

چه فرقی می‌کند. مهم این است که تنها دختر رسول خاتم که امانتش را به امت داده بود و در ازای اجر و پاداش رسالت، محبتش را از آنها خواسته بود، نه با بیماری و کهولت، که با بی‌احترامی و کتک، شکسته شد و اکنون رو به قبله خوابیده است.

خانه‌هایی هستند که خدا رخصت داده تا قدر و منزلتشان رفعت یابد و نام و یاد خدا جاری باشد و هر بامداد و شامگاه او را نیایش ‏کنند؛ مثل خانه علی و فاطمه که کانون عصمت و مَهبِّ محبت و مهبط ملائک و خانه علی و فاطمه و حسن و حسین و زینب و ‌ام‌کلثوم و محسن است و چشم خیس و دل لرزان همه مستضعفین و مؤمنین تاریخ به درِ این خانه دوخته شده است.

از هفتاد یا نود روز پیش، عده‌ای ورود بی‌اذن و اجازه و سوزاندن در و صاحب این خانه و کشتن فرزندش را مباح کردند و سیلی زدن به بانوی محترمی که وصف و صفاتش زینت قرآن است و خدا از پدرش خواسته به یمن میلادش قربانی کند را باب کردند. از این خانه و اهلش چه می‌توان گفت وقتی خدا او را خیر کثیر دانسته و آمدنش مژده ابتر و بی‌عقبه ماندن دشمنان خدا را به مؤمنین بشارت می‌دهد.

صد رحمت و شعف به کشته‌شدن در صحنه نبرد / دشمن به پشت در این خانه خیبر آورده‌/ آن هم نه یک نفر و ده نفر، چهل لات‌اند / که برای کشتن مادر و محسن به صف شدند.

انتهای پیام/ح


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا