به گزارش برگزیده، «عبدالباری عطوان» در تحلیلی در رای الیوم آورده است: پس از چهار ماه پایداری ایران در برابر تجاوز آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران و گروههای مقاومت در لبنان، یمن و غزه، و مصوبه مجلس نمایندگان آمریکا که اختیارات نظامی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را محدود میکند و او را فردی نامناسب و تهدیدی برای امنیت و ثبات ایالات متحده پس از اولویت دادن به امنیت ملی اسرائیل بر امنیت ملی آمریکا میداند،
به گزارش ایسنا، همچنین همزمان با مخالفت بیش از ۸۰ درصد آمریکاییها با دخالت کشورشان در جنگ علیه ایران؛ منطقه خاورمیانه در آستانه مرحله جدیدی از تغییرات استراتژیک، سیاسی، جغرافیایی و نظامی قرار گرفته است که بارزترین ویژگی آن کاهش برتری اسرائیل و بازگشت مسئله فلسطین به صدر پس از ظهور مجدد قدرت ایران به فضل رهبری جدید ایران است.
وی نوشت: سه عرصه اصلی وجود دارد که در روزها، هفتهها و ماههای آینده، محور رویدادهای منطقه خواهند بود؛
عرصه اول: لبنان، جایی که ایران و متحدانش اکنون با توجه به پیروزی ایران در جنگ دست بالا را دارند. همین امر در مورد آمریکا نیز صدق میکند، جایی که تجدید حیات حزبالله، چه از نظر سیاسی و چه از نظر نظامی، چشمانداز را کاملاً تغییر داده است. این امر باعث شد تا ترامپ برای متوقف کردن تجاوز اسرائیل مداخله کند و نتانیاهو را مجبور به تعهد به آتشبس فوری و شروع عقبنشینی سریع نیروهای خود کند تا از به خطر افتادن توافق اخیر ایالات متحده و ایران جلوگیری شود.
عرصه دوم: جبهه سوریه. رهبری جدید و موقت سوریه در کنترل کشور، محافظت از مرزهای خود، ایجاد امنیت در داخل سوریه و بهبود شرایط اقتصادی و معیشتی شهروندان سوری شکست خورده است. اسرائیل علاوه بر ارتفاعات جولان و جبل الشیخ، بیشتر جنوب سوریه را اشغال کرده است. نشانههای فزایندهای از یک جنبش مقاومت به سرعت در حال گسترش، میهن پرستانه و اسلام گرایانه وجود دارد که منجر به افزایش حملات به نیروهای اشغالگر اسرائیلی و وارد کردن خساراتی شده است که مخفی نگه داشته شدهاند.
شمال سوریه اوضاع آشفته ای دارد و این به دلیل درگیری های جدید فرقه ای، ناکامی دولت در ایجاد برابری میان همه طیف هاست.
شاید فشار آمریکا بر رهبری جدید سوریه برای وورد به باتلاق لبنان تحت پوشش مقابله با حزبالله، با هدف خلع سلاح آن، با هدف تسریع اجرای طرح مشترک اسرائیلی-آمریکایی-لبنانی باشد.
عرصه سوم، مرز اردن و اسرائیل است، جایی که نگرانیهای اسرائیل در مورد حمله احتمالی گروههای مقاومت، به ویژه از جنوب، به ویژه از «ام الرشراش» (ایلات)، مرز شرقی با اردن و در نهایت مرز شمالی با سوریه، رو به افزایش است.
عطوان در ادامه نوشت: گروههای تحت حمایت ایران در این سه جبهه حضور دارند، به ویژه جنبش انصارالله، کتائب النجباء و حزبالله عراق که از تحویل سلاحهای خود به دولت عراق خودداری کرده است، و همچنین مقاومت اسلامی و ملی سوریه در حومه درعا و سویدا.
وی افزود: یادداشت تفاهم ایران و آمریکا هنوز در مراحل ابتدایی خود است و به دلیل به تعویق افتادن مسائل دشوار، مانند دو پرونده پیچیده ایران بسیار شکننده است. انتظار نمیرود که در طول مذاکرات آتشبس دو ماهه، توافقی در مورد این دو موضوع حاصل شود. اگر دو سال مذاکره تنها در مورد پرونده هستهای به هیچ پیشرفتی منجر نشد، آیا این مذاکرات دو ماهه موفق خواهد بود؟ ایران این دو پرونده را خطوط قرمزی میداند که نباید در مورد آنها امتیازی داده شود، زیرا آنها برای اصل حاکمیت ایران اساسی هستند.
وی آورده است: پیروزی ایران دیگر محدود به جغرافیای ایران نیست، بلکه اکنون تقریباً کل حوزه منطقهای را در بر میگیرد. کنترل و حاکمیت بر تنگه هرمز با هماهنگی سلطاننشین عمان، کشور دیگر هممرز با تنگه، مورد تاکید قرار گرفته است.
عطوان نوشت: از همه مهمتر، آزادسازی داراییهای ایران در بانکهای آمریکایی و قطری آغاز شده است و در مرحله اول ۱۲ میلیارد دلار آغاز میشود. همچنین نباید فراموش کنیم که آمریکا به محض بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران، محاصره دریایی ایران را لغو کرد.
این تحلیلگر بیان کرد: غرب آسیا و نه فقط خاورمیانه، اکنون با یک تغییر استراتژیک اساسی روبرو است. مرحله پس از پیروزی ایران و شکست بزرگ آمریکا، در تمام سطوح کاملاً با مرحله قبل از آن کاملا متفاوت است. کسی که نقشههای قدرت و جغرافیا را از نو ترسیم خواهد کرد، نه بنیامین نتانیاهو و نه دونالد ترامپ، بلکه میهن پرستان اسلامی و عربی جدید هستند.
۳۱۰۳۱۰
















