برگزیده – شهاب شهسواری: تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران از ۹ اسفند ۱۴۰۴ قرار بود با نهایی شدن سند تفاهمنامه ۱۴ بندی اسلامآباد به پایان برسد، اما تحولات دو روز گذشته نشان داد که این جنگ هنوز پایان نیافتهاست و دو طرف آمادگی دارند تا به سرعت به شرایط قبل از تفاهم بازگردند.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در حاشیه اجلاس سران ناتو در آنکارا تاکید کرد که از نظر او دیگر آتشبسی وجود ندارد و آمادگی دارد تا حملات نظامی سنگین را علیه ایران از سر بگیرد و دوباره محاصره دریایی علیه سواحل و بنادر ایران را برقرار کند. یک مقام آمریکایی به اکسیوس گفتهاست که آمریکا چنان ضربات محکمی به ایران وارد خواهد کرد که تهران «باور کند ما جدی هستیم.»
در مقابل ایران نیز تاکید کرد که با تمام قوا آمادگی دارد تا از منافع و حاکمیت ملی خود دفاع کند. سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران لغو مجوز ۶۰ روزه صادرات نفت ایران را به مثابه «فروپاشی ساختار توافق» توصیف کرد.
حملات دو روز گذشته آمریکا به بنادر و سواحل ایران در خط ساحلی جنوب کشور از خوزستان تا سیستان و بلوچستان، به وضوح نشان میدهد که ایالات متحده آمریکا همچنان معتقد است که میتواند با افزایش فشار نظامی امتیازهای بیشتری از تهران بگیرد، در برابر جمهوری اسلامی ایران نیز نشان دادهاست که تمایلی به کوتاه آمدن در مقابل فشار نظامی ندارد. مقامهای ارشد ایران تاکید کردهاند که هر تجاوزی را با واکنش نظامی بزرگتر پاسخ خواهند داد.
دنی سیترینوویچ، مسئول پیشین میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل مینویسد: «ایالات متحده توانایی تشدید تنش را دارد، اما ایران نیز ابزارهای قابل توجهی برای پاسخگویی در اختیار دارد، از ضربه زدن به تردد در تنگه بابالمندب گرفته تا آسیب به زیرساختهای ارتباطی زیرآبی و مسیرهای تجاری که از منطقه عبور میکنند.»
به هم خوردن معامله کانونی
تفاهمنامه اسلامآباد، هرگز به معنای پیروزی مطلق یا شکست مطلق یکی از دو طرف نبود. به همین دلیل بسیاری باور دارند که این تفاهمنامه اساسا به معنای پایان جنگ میان دو طرف تلقی نمیشد.
علی هاشم، خبرنگار ارشد الجزیره مینویسد: «آنچه امروز بین ایالات متحده و ایران میبینیم، آغاز یک رویارویی جدید نیست، بلکه بازگشت به جنگی است که اساساً حل نشده بود. آنچه رخ داد این بود که موقتاً مهار شد، این در بهترین حالت. تفاهمنامه در واقع، تفاهمنامه سوءتفاهم بود. بله، زمان خرید، و سطح تشدید را کاهش داد، اما مسائل را که آمریکا و اسرائیل برای آنها جنگ را آغاز کردند، درمان نکرد. … آنچه امروز میبینیم، فروپاشی تفاهم نیست، بلکه تأییدی بر این واقعیت است که اساساً تفاهمی وجود نداشتهاست.»
معامله کانونی تفاهمنامه اسلامآباد پذیرش یک فرصت کاهش تنش ۶۰ روزه به ازای بازگشایی تنگه هرمز از سوی ایران و لغو محاصره دریایی بنادر و سواحل ایران توسط آمریکا بود. آمریکا معتقد است که هدف قرار گرفتن تعدادی از کشتیهای تجاری که قصد داشتند با خاموش کردن تجهیزات رادیویی از جنوب تنگه هرمز بدون مجوز ایران عبور کنند، نقض یکی از اصول تفاهم، یعنی بازگشایی تنگه هرمز است. به همین دلیل آمریکا نه تنها معافیت موقت تحریمهای صادرات نفت ایران را لغو کرد، بلکه رئیس جمهور آمریکا به وضوح تهدید کرد که محاصره دریایی ایران را از سر میگیرد.
آمریکا معتقد است که جلوگیری از تردد کشتیها در جنوب تنگه هرمز نقض بند ۵ و تعهد ایران به «حداکثر تلاش … برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون هزینه» است. در عوض ایران معتقد است که ایجاد کریدور در جنوب تنگه هرمز خلاف تعهد بند ۹ است که دو طرف متعهد شدهبودند «تا زمان توافق نهایی وضعیت موجود را حفظ کنند».
بندهای تفاهم ۱۴ مادهای اسلامآباد، یک به یک در حال نقض شدن هستند، از بند یک که خواستار توقف دائمی جنگ در تمام جبههها شدهاست تا بند ۱۲ که در مورد ایجاد ساز و کار نظارت بر اجرای آتشبس است که هنوز عملی نشدهاست.
آیا بازگشت به جنگ ناگزیر است؟
پایان جنگ برای دو طرف یک انتخاب داوطلبانه نبود، بلکه نتیجه ارزیابی بود که هیچ یک نمیتوانند با ادامه جنگ به نتایج بهتری از مفاد تفاهمنامه فعلی دست پیدا کنند. افزایش فشارهای اقتصادی بر هر دو طرف، باعث شدهبود که تمایل دو طرف به استمرار جنگ کاهش پیدا کند، اما انگیزههای جنگ هیچگاه کاملا از بین نرفت.
بخشی از افکار عمومی باور دارند که هر دو طرف مهلتی برای تنفس گرفتهاند و پس از آنکه ظرفیتهای خود را بازیابی کنند، جنگ را با شدت قبل از سر خواهند گرفت. برای برخی تحلیلگران زمان بازگشت به جنگ پس از پایان جام جهانی در آمریکا و برای برخی تحلیلگران زمان بازگشت به جنگ پس از برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر است.
علی هاشم مینویسد: « برآورد من این است که اسرائیل و ایالات متحده در تشییع رهبر معظم ایران فرصتی اطلاعاتی و نظامی بالقوه یافتند، که اجازه نظارت بر بیشترین تعداد ممکن اهداف را میدهد، از رهبری جدید تا فرماندهان سپاه پاسداران. در مقابل، ایران نیاز به نفسگیری، بازتعریف موقعیت، و تکمیل بازسازی قابلیتهایش داشت. بنابراین، سؤال این نیست که آیا جنگ بازخواهد گشت، بلکه آیا اصلاً رفته بود.»
به نظر میرسد که تبادل آتش میان ایران و آمریکا طی ساعات و بلکه روزهای آینده ادامه پیدا کند، با این حال همچنان فرصت برای کنترل تنش وجود دارد. هر بار از سرگیری درگیریها ثابت کردهاست که هیچ یک از دو طرف با افزایش ضربات نظامی، از مواضع خود عقبنشینی نخواهند کرد. ادامه شرایط فعلی و ضربات متقابل ایران و آمریکا نیز بار دیگر این نکته را ثابت خواهد کرد.
میانجیهای منطقهای بار دیگر فعال میشوند تا دو طرف را به کاهش تنش تشویق کنند. نکته اصلی که دولتمردان آمریکا باید در مورد آن قانع شوند این است: «با هیچ نوع ابزار نظامی نمیتوانند چیزی بیشتر از آنچه در تفاهمنامه اسلامآباد به آن دست یافتهاند، دست پیدا کنند.»
۴۲/۴۲
















