به گزارش خبرگزاری برگزیده به نقل از بیبیسی، مارتا گلهورن، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی، در ژوئن ۱۹۴۴ با فریب دادن افسران نظامی توانست خود را به عملیات نرماندی (روز دیدی) برساند و از نزدیک گزارش تهیه کند. او سالها بعد در گفتوگویی با بیبیسی، جزئیات این اقدام جسورانه را توضیح داد.
او در گزارش خود از فرود متفقین نوشت که «همه در ساحل شلوغ و خطرناک بهشدت مشغول بودند» و آنها با احتیاط از میان مسیرهای باریک پاکسازیشده از مین عبور میکردند؛ جایی که گرد و غبار در نور خاکستری شب، حالوهوای مه جنگ را تداعی میکرد. اما در میان این صحنههای مرگبار، لحظهای انسانی نیز وجود داشت: بوی چمن تابستانی که یادآور آرامش و زندگی عادی پیش از جنگ بود.
این نگاه دقیق و انسانی، ویژگی اصلی سبک گلهورن بود؛ او جنگ را نه فقط از زاویه نبردها، بلکه از طریق زندگی روزمره انسانها روایت میکرد.
در یکی از خاطرات مشهورش، او تعریف میکند که چگونه مخفیانه سوار یک کشتی بیمارستانی شد. او با گفتن اینکه برای مصاحبه با پرستاران میرود، توانست از موانع عبور کند و سپس برای جلوگیری از شناسایی، خود را در دستشویی کشتی پنهان کرد تا زمانی که کشتی به راه افتاد.
گلهورن در طول ۶۰ سال فعالیت حرفهای، جنگهای بزرگی از جمله جنگ داخلی اسپانیا، جنگ ویتنام، اشغال چکسلواکی و فنلاند و آزادی اردوگاه داخائو را پوشش داد. او همچنین برای مجله ووگ مینوشت و برای دولت آمریکا درباره رکود بزرگ گزارش تهیه میکرد.
او بعدها در گفتوگویی گفت که در ابتدا برای دیدن ارنست همینگوی به اسپانیا رفت، اما به توصیه او شروع به نوشتن درباره مردم کرد و بهطور اتفاقی به خبرنگار جنگی تبدیل شد.
در دوران ازدواجش با همینگوی، رابطهای پیچیده و رقابتی میان آنها شکل گرفت. همینگوی حتی زمانی به او تلگراف زد که «تو خبرنگار جنگی هستی یا همسر من در تختخواب؟» و همین تضاد میان زندگی شخصی و حرفهای، بخشی از مسیر کاری گلهورن را شکل داد.
او در سال ۱۹۴۳ همراه ارتش آمریکا به جبهه ایتالیا رفت و سپس در سال ۱۹۴۴ برای پوشش فرود نرماندی تلاش کرد، اما مأموریت به همینگوی داده شد. با این حال، گلهورن تسلیم نشد و با یک کشتی باری خطرناک به اروپا رفت.
با وجود ممنوعیت رسمی ارتش آمریکا برای حضور خبرنگاران زن در عملیات نرماندی، او نخستین زنی بود که به ساحل اوماها رسید و از آنجا گزارش تهیه کرد. همین موضوع باعث شد پس از بازگشت به لندن بازداشت و به یک اردوگاه آموزشی پرستاری فرستاده شود، اما او دوباره به ایتالیا رفت و گزارشهای جنگی خود را ادامه داد.
سبک او بر مشاهده مستقیم و تمرکز بر انسانها استوار بود؛ همان چیزی که او را از دیگر خبرنگاران متمایز میکرد. او خود را «یک ضبطکننده متحرک با چشم» توصیف میکرد که وظیفهاش دیدن و ثبت کردن زندگی انسانها در دل جنگ است.
گلهورن در گزارشهایش، در کنار وحشت جنگ، لحظات کوچک انسانی و حتی طنز سربازان را نیز ثبت میکرد؛ از شوخی درباره سنگرها گرفته تا تضاد میان ویرانی ساحل و زندگی عادی روستاهای فرانسه.
او در نوشتههایش تأکید میکرد: «جنگ برای مردم اتفاق میافتد، یکییکی»؛ جملهای که فلسفه اصلی روزنامهنگاری او را خلاصه میکند.
مارتا گلهورن تا پایان عمر خود به اصل خبرنگاری میدانی وفادار ماند و به گفته تحلیلگران، نگاه او به مردم عادی و روایت انسانی جنگ، هنوز هم یکی از استانداردهای طلایی روزنامهنگاری جنگی محسوب میشود.
5959















