برگزیده – محمد عارف معزی: در سالهای اخیر، یکی از برداشتهای رایج درباره دیدگاه رهبر شهید انقلاب، این بوده که ایشان اساساً با مذاکره و دیپلماسی مخالف بودند؛ برداشتی که به اعتقاد کارشناسان، با مواضع و عملکرد عملی ایشان همخوانی ندارد. رهبر شهید بارها تأکید کرده بودند که مخالفت جمهوری اسلامی با «تسلیم در برابر زور» است، نه با اصل مذاکره، تعامل و گفتوگو.
در همین چارچوب، جمله مشهور ایشان مبنی بر اینکه «من دیپلمات نیستم، بلکه انقلابیام» نیز نه نفی دیپلماسی، بلکه تأکید بر صراحت، صداقت و حفظ اصول در عرصه سیاست خارجی بود. به باور کارشناسان، رهبر شهید در عین بیاعتمادی به آمریکا، هرگاه مصالح عالی نظام اقتضا میکرد، مسیر دیپلماسی را نیز هموار میساخت؛ چنانکه مذاکرات بغداد، گفتوگوهای مربوط به افغانستان و حتی مذاکرات هستهای با مجوز ایشان انجام شد.
از سوی دیگر، سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوران رهبری آیتالله سید علی خامنهای بر اصول ثابتی همچون استقلال، حفظ عزت ملی، تقویت روابط با همسایگان، نگاه به شرق، گسترش همکاری با کشورهای همسو و پایبندی به اصل «نه شرقی، نه غربی» استوار بود. در این رویکرد، توسعه روابط با قدرتهای شرقی به معنای پذیرش سلطه آنان تلقی نمیشد، بلکه ابزاری برای تأمین منافع ملی و تقویت چندجانبهگرایی بود.
رهبر شهید همچنین نظم آینده جهان را در حال گذار از غرب به شرق میدانستند و معتقد بودند تحولات بزرگی مانند جنگ اوکراین و عملیات طوفانالاقصی، بخشی از فرایند شکلگیری نظم جدید جهانی هستند. از نگاه ایشان، در این نظم نوظهور، نقش آمریکا بهتدریج کاهش یافته و کشورهایی همچون ایران، چین و روسیه سهم بیشتری در معادلات بینالمللی خواهند داشت.
کارشناسان معتقدند مجموعه این راهبردها موجب شد جایگاه منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر تقویت شود و سیاست خارجی کشور، ضمن حفظ اصول، از ظرفیت دیپلماسی برای تأمین منافع ملی و افزایش نقشآفرینی ایران در نظم در حال تحول جهانی بهره بگیرد.
در همین راستا، خبرگزاری برگزیده در گفتگویی با محسن پاکآئین، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان، به بررسی ابعاد و جزئیات این موارد پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی محسن پاکآئین با برگزیده را میخوانید؛
مشکل انقلاب با مذاکره نیست؛ با تسلیم در برابر زور است
*** این تلقی رایج وجود دارد که رهبر شهید اساسا با مفهوم مذاکره و دیپلماسی مشکل داشتند، چقدر درست است؟
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مانند اغلب کشورهای جهان، در نهادهای بالادستی تنظیم میشود و بر منافع بلندمدت و اصول و ارزشها استواربوده و وزارت امورخارجه در این فرایند مشارکت داشته و مجری این اصول است. در بسیاری از کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران، اصول سیاست خارجی با رفتوآمد دولتها با سلایق مختلف سیاسی، تغییر نمیکند و دولتها در انتخاب تاکتیکها و ابتکارات اجراییِ راهبردهای سیاست خارجی تأثیرگذارند. البته، تاکتیکهای دیپلماسی در دولتهای مختلف نیز باید در خدمت پیشبرد اصول سیاست خارجی در قانون اساسی باشد.
حضرت آیتالله خامنهای، در سالروز قیام نوزدهم دی در ارتباط تصویری با مردم قم، یکی از کارهایی را که امروز بهشدت در برنامهریزیهای دشمنان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی مطرح است، حساسیتزدایی نسبت به اصول و بینات و مبانی انقلاب دانسته و در ارتباط با این موضوع و سیاست خارجی بیان کردند: «عدم تسلیم در برابر دشمن مستکبر؛ این جزو اصول انقلاب است. تسلیم نباید شد؛ زورگویی دشمن را نباید تحمّل کرد؛ اینکه ما با دشمن مِنبابمثال یک وقتی مذاکره کنیم، صحبت کنیم، تعامل کنیم، این یک حرف دیگر است. انقلاب به ما میگوید که در مقابل زورگویی و حرف زور دشمن، نباید تسلیم شد؛ تا حالا هم به توفیق الهی تسلیم نشدهایم، بعد از این هم همین خواهد بود؛ این جزو اصول است.» ۱۴۰۰/۱۰/۱۹
یکی از اصول سیاست خارجی برگرفته از قانون اساسی، عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطهگر و روابط صلحآمیز متقابل با دولتهای غیرمحارب است. بر این مبنا، جمهوری اسلامی ایران میتواند با همه کشورهای جهان بهاستثنای دشمنان و کشورهای محارب، روابط دوستانه و تعاملات گسترده بر اساس احترام متقابل داشته باشد. رهبر انقلاب نیز بارها تقویت ارتباط با کشورهای جهان را مورد تأیید و تأکید قرار دادهاند.
«در سیاست خارجی، ترجیح شرق بر غرب، ترجیح همسایه بر دور، ترجیح ملتها و کشورهایی که با ما وجه مشترکی دارند بر دیگران، یکی از اولویتهای امروز ماست». این بخشی از رویکرد رهبر معظم انقلاب نسبت به دیپلماسی منطقهای فعال است. با توجه به بیانات حضرت آیتالله شهید خامنهای، رویکرد نگاه به شرق و تقویت روابط با همسایگان در تنظیم روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران یک راهبرد منطقی و عقلانی است که بر اساس آن، ایران برای ارتباط با کشورهای شرق اولویت قائل میشود. از نظر رهبر معظم انقلاب، نگاه به شرق یک رویکرد واقعبینانه و به دنبال استفاده از فرصتهای ارتباطی با کشورهای همسایه و حوزه آسیاست.
رویکرد نگاه به شرق در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، به معنای پذیرش سلطه شرق و مغایر با سیاست «نه شرقی نه غربی» نیست، بلکه جمهوری اسلامی ایران در عین داشتن رابطه حسنه و دوستانه با همسایگان و قدرتهای شرقی، هرگز سلطه آنان را نمیپذیرد و با استقلال کامل، مناسبات خود را با این کشورها تنظیم میکند. رویکرد نگاه به شرق که امروز به دلیل رفتار خصومتآمیز آمریکا نسبت به ایران و بیاعتمادی در مورد سیاستهای اروپا، در اولویت برنامههای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد، به دنبال ارتباط سالم و مبتنی بر منافع طرفین با قدرتهای شرقی و همسایگان است.
در این رویکرد، اصل سیاسی و زیربنایی «نه شرقی نه غربی» محفوظ و تغییرناپذیر است و افزایش روابط با همسایگان و کشورهای شرق، با هدف تأمین منافع ملی و تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی و همچنین تقویت جبهه چندجانبهگرایی در جهان دنبال میشود. معتقدم علیرغم شرایط جنگی که امروز آمریکا به منطقه تحمیل کرده است، در جهان اسلام کشورهای تأثیرگذار از جمله ایران، ترکیه، مصر و عربستان به تدریج به یکدیگر نزدیک شده و رویکرد مشترکی برای تأمین امنیت منطقهای و مبارزه با صهیونیسم و تروریسم اتخاذ خواهند کرد.
رهبر شهید همواره دستگاه دیپلماسی را هدایت میکردند
*** این جمله رهبر شهید که گفتهبودند که من دیپلمات نیستم، بلکه انقلابیام، چه مفهومی داشت و آیا در تعارض با سیاست خارجی بود؟
این فراز از بیانات رهبر شهید انقلاب در ۱۹ بهمن ۱۳۹۱ در دیدار فرماندهان نیروی هوایی بیان شد. در آن مقطع آمریکایی ها مکرراً تقاضای مذاکره می کردند و در این جلسه در پاسخ به تقاضای آمریکا با یادآوری اقدامات خصومت آمیز آنها در قبال ایران فرمودند:
«مذاکره هنگامی معنا پیدا میکند که دو طرف با حسن نیت، با شرایط برابر و بدون قصد فریب گفتوگو کنند. به همین علت «مذاکره برای مذاکره»، «مذاکره به صورت تاکتیکی» و پیشنهاد مذاکره برای فروختن ژست ابرقدرتی به دنیا، حرکتی حیله گرانه است.» سپس ایشان آن جمله مدنظر شما را خاطر نشان کرده و گفتند:
«من دیپلمات نیستم، انقلابیام. به همین علت صریح، صادقانه و قاطعانه حرف میزنم. پیشنهاد مذاکره وقتی معنا دارد که طرف حسن نیت خود را نشان دهد.»
معمولا دیپلماتها با ادبیات دیپلماتیک با طرف مقابل صحبت می کنند، گاهی صراحت و صداقت در گفتار آن ها نیست و قاطع حرف نمی زنند. این بیان امام شهیدمان به معنای مخالفت با دیپلماسی نیست بلکه نمایش رویکرد انقلابی و صراحت لهجه و صداقت گفتار ایشان در گفتگو با طرف مقابل است. آیت الله شهید خامنه ای نه تنها مخالف دیپلماسی نبودند بلکه همواره در دیدار کارگزاران وزارت امورخارجه و سفرا، با رهنمودهای خود آنان را به حرکت در مسیر دیپلماسی اسلامی و انقلابی هدایت می کردند.
در دوره ریاست جمهوری و هنگام جنگ تحمیلی، در کنار حضور مستمر و فعال در جبهه های جنگ و با اتکا به قدرت رزمندگان در جبهه ها، به عنوان فرمانده سیاسی با هیات های میانجی یا مقاماتی که برای میانجیگری به ایران می آمدند، مذاکره می کردند، برای دفاع از حقانیت ایران، برای روسای کشورها پیام و نامه می فرستادند، تماس تلفنی می گرفتند، به کشورهای مختلف سفر می کردند یا نماینده می فرستادند که همه نشان از اعتقاد ایشان به فعالیت دیپلماتیک بود.
حضور ایشان در سازمان ملل متحد و جنبش عدم تعهد، سخنرانی در آن اجلاسها و مذاکرات با دبیرکل سازمان ملل و مقامات کشورهای مختلف، از نمونه های فعالیتهای دیپلماتیک آن شهید والامقام بود.
اجازه مذاکره با آمریکا نیز در چارچوب مصالح نظام صادر شد
شخصا معتقدم اگر پافشاری رهبر شهید در دیدار آخر با آقای دکوئیار دبیر کل سازمان ملل، برای خروج همه نیروهای بعثی از خاک ایران قبل از پذیرش آتش بس نبود، چه بسا آتش بس برقرار می شد ولی نیروهای اشغالگر برای مدتی طولانی در ایران می ماندند. در دوران رهبری نیز ایشان با پذیرش هیات های سیاسی در حوزه سیاست خارجی ایفای نقش می کردند و دستگاه دیپلماسی را به ارتباط مستمر با کشورهای جهان فرامین خواندند و حتی در مقاطع لازم و بنا به مصلحت، اجازه مذاکره مشروط با آمریکا را می دادند.
قطعا این مجوزها در عین بی اعتمادی و بد بینی به آمریکا و برای تحقق مصالح عالی نظام، صادر می شد. چندین بار مذاکره سفرای ایران و آمریکا در بغداد یا ملاقاتهای دیپلماتهای ارشد دو کشور درباره افغانستان و بوسنی، همچنین مذاکرات برجام را در همین رابطه میتوان ذکر کرد. در مجموع رهبر شهیدمان به دیپلماسی فعال، داشتن روابط با کشورهای جهان به استثنای آمریکا اعتقاد داشتند و خود نیز بارها برای تقویت مناسبات ایران با دیگر کشورها، نقش موثر ایفا کرده اند.
هیچ نظم جدیدی بدون هزینه متولد نمیشود
*** دیدگاه رهبر شهید انقلاب نسبت به نظم آینده جهانی و جایگاه ایران در جهان آینده چه بود؟
رهبر معظم انقلاب، شهید عزیزمان در آخرین دیداری که به اتفاق کارگزاران وزارت امور خارجه خدمت ایشان رسیده بودیم، در ارتباط با نظم آینده جهان تعبیری بسیار دقیق داشتند و قریب به این مضامین فرمودند: نظمهای تازه در جهان نه از حوادث ناگهانی، بلکه در فرایندی تدریجی و ترکیبی از حوادث احتمالی پیشبینینشده شکل میگیرند و در این روند، طوفانهای سیاسی و نظامی میتوانند مقدمهای برای تولد نظم جدید باشد.
رهبر شهید انقلاب میفرمایند که این نظم یک فرایند است؛ یعنی یک مسیری از یک نقطه شروع میشود و حرکت میکند، تحولاتی را تجربه میکند و بعد میرسد به نقطه پایانی. این نظم تدریجی است و یک شبه حادث نمیشود؛ بلکه زمینهها و پیشزمینههایی دارد. همچنین ترکیبی است از حوادث احتمالی که پیشبینی هم نمیشود؛ یعنی تا قبل از وقوع، پیشبینی آن سخت است و ناگهان اتفاقی میافتد و بعد در نظم آینده تفسیر میشود. طوفانهای سیاسی و نظامی نیز در این مسئله مؤثرند.
برای مثال در همین دوره خودمان را نگاه کنیم. جنگ اوکراین یک تحول غیرقابل پیشبینی بود که به دنبال یک فرایند ایجاد شد و تدریجی بود و در نظم آینده جهان در منطقه اوراسیا و متعاقباً در جهان تأثیر خواهد گذاشت. دومین تحول، طوفانالاقصی و عملیات هفت اکتبر است که کاملاً غیرقابل پیشبینی بود.
به گونهای که حتی رژیم صهیونیستی هم آن را پیشبینی نمیکرد. این عملیات کاملاً پیچیده، ضربات نظامی، اقتصادی، حیثیتی و بینالمللی بر رژیم صهیونیستی و آمریکا وارد کرد و می توان آن را زمینهساز تحولی عمیق در غرب آسیا دانست که مقدمه نظم جدید در این منطقه است.
ایران از بازیگران اصلی نظم جدید جهانی خواهد بود
*** هدایتهای رهبری شهید تا چه اندازه به رشد جایگاه ایران در جهان کمک کرد؟
از نظر امام شهیدمان در نظم آینده جهان نقش آمریکا کمرنگ می شود رژیم صهیونیستی در معرض زوال قرار می گیرد و با انتقال قدرت از غرب به شرق، کشورهایی مثل ایران، چین و روسیه نقش آفرین خواهند بود. البته با یک نگاه واقعگرایانه باید گفت که هیچ نظمی در تاریخ بدون هزینه شکل نگرفته است. بالاخره جنگ، تحولات جدید با تبعات و تلفات همراه است. نظم جدید در غرب آسیا هم از این قاعده مستثنی نیست.
ما هم در مسیر استقرار تمدن نوین اسلامی داغ دیدیم؛ رهبر شهید، رهبر بزرگمان را از دست دادیم، فرماندهان نظامی را از دست دادیم، در منطقه فرماندهان محور مقاومت شهید شدند. اینها هزینههایی است که برای شکلگیری نظم آینده باید بدهیم تا آن مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی که طلیعه ظهور است، هموار بشود.
برای اینکه تمدن نوین اسلامی شکل بگیرد، باید موانعی که در مقابل این تمدن هستند، تضعیف بشوند. باید اندیشه رقیب که همان لیبرال دموکراسی است، تضعیف شود. ما امروز شاهد هستیم که این اندیشه لیبرال دموکراسی هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ رفتاری تضعیف شده است.
۲۱۹/۴۲
















