به گزارش برگزیده سعید لیلاز به روزنامه اعتماد گفت:
*حتی قرارداد ترکمانچای نیز، هر چند در شرایط شکست ایران منعقد شد، یک توافقنامه بود و نه تسلیمنامه. یعنی حتی در آن شرایط نیز طرفین در قالب یک توافق به نتیجه رسیدند، بنابراین اگر در آن دوران برای ایران شکستخورده چنین توافقی قابل تحلیل است، امروز که ایران در موقعیتی کاملا متفاوت قرار دارد، طبیعتا باید با نگاه دقیقتر و منصفانهتری به موضوع نگاه کنیم
* کسانی که با این تفاهم مخالفت میکنند، لزوما از منظر منافع ملی به موضوع نگاه نمیکنند، بلکه بیشتر از زاویه منافع سیاسی یا گروهی خودشان موضع میگیرند.
*روند تحولات جهانی به زیان ایالاتمتحده در حال حرکت است، زیرا جهان به تدریج از وضعیت تکقطبی فاصله میگیرد. در چنین شرایطی امریکا میداند که اگر قرار باشد تکلیف رابطه با ایران را روشن کند، باید در یک بازه زمانی محدود این کار را انجام دهد؛ در غیر این صورت در آینده قدرت مانورش کمتر خواهد شد. امریکاییها به این جمعبندی رسیدهاند که یا باید در 2026 تکلیف پرونده ایران را روشن کنند یا اینکه در آینده اساسا امکان چنین کاری را از دست خواهند داد. جنگهای 12 روزه و 40روزه و درگیریهایی که میان ایران، امریکا و اسراییل رخ داد نیز تا حدی در همین چارچوب قابل تحلیل است. در واقع طرف مقابل تلاش کرد ببیند آیا میتواند ایران را وادار به تسلیم کند یا نه. اما درنهایت نتوانست به اهداف خود دست پیدا کند.
* هرچه زمان جلوتر میرود، تحقق اهداف امریکا در برابر ایران دشوارتر میشود. شرایط بینالمللی در حال تغییر است و این تغییرات به گونهای است که امکان تحمیل اراده به ایران کاهش مییابد. بنابراین عامل زمان در این معادله اهمیت زیادی دارد.
*دولت تلاش کرد در کوتاهترین زمان ممکن به نتیجه مورد نظر برسد که یک شاهکار است. اگر قرار باشد ما مانند تجربه برجام دوباره وارد یک مسیر فرسایشی شویم و مثلا ۱۰ سال وقت صرف کنیم برای توافقی که عملا اجرا نشود، آن وقت قطعا از زیانکاران خواهیم بود. چنین روندی میتواند آسیبهای جدی به کشور وارد کند. حتی ممکن است خطر فروپاشی از درون را افزایش دهد؛ خطری که در برخی شرایط از تهدیدهای خارجی هم جدیتر است.
* پیشبینی من این است که با امضای این تفاهم، ایران وارد دوره جدیدی خواهد شد. البته تحقق این چشمانداز به یک شرط مهم وابسته است و آن اصلاح و ساماندهی فضای داخلی است. اگر بتوانیم نظام حکمرانی را به شکل کارآمدتری سازماندهی کنیم و برخی اصلاحات ضروری را انجام دهیم، ایران میتواند جهش قابلتوجهی را تجربه کند.
*هیچ عیب و نقص اساسی در چنین توافقی نمیبینم. ایران نهتنها توانسته یک توازن نسبی در برابر امریکا ایجاد کند، بلکه حتی در برخی موارد این توازن اندکی به سود ایران نیز بوده است. اگر نظام تصمیمسازی کشور حتی تصمیم بگیرد بخشی از ذخایر اورانیوم را رقیق کند یا به خارج منتقل کند، باز هم نمیتوان گفت ایران بازنده این روند است. زیرا معیار اصلی، توازن کلی قدرت در این معادله است.
17302
















