الهه خسروی: با هر نشانهای از پیشرفت در گفتوگوهای ایران و آمریکا، یک پرسش قدیمی دوباره به صدر بحثهای سیاسی برمیگردد: چرا در ایران هنوز عدهای با مذاکره با آمریکا مخالفاند؟
این مخالفت، برخلاف تصور رایج، فقط یک واکنش احساسی یا صرفاً شعاری نیست. درون این جبهه، هم بدبینی تاریخی به آمریکا دیده میشود، هم نگرانی از تکرار تجربههای پرهزینه گذشته و هم ملاحظات سیاسی و امنیتی که باعث میشود بخشی از جریانهای داخلی، هر نوع توافق با واشنگتن را با تردید نگاه کنند.
مهمترین کلیدواژه: آمریکا قابل اعتماد نیست
شاید بتوان گفت ستون اصلی مخالفت با مذاکره، همین یک جمله است: آمریکا قابل اعتماد نیست.
منتقدان مذاکره معمولاً به تجربههای قبلی اشاره میکنند؛ از تغییر مواضع دولتهای آمریکا گرفته تا خروج از توافقها و بازگشت فشارها. در نگاه این طیف، مذاکره با طرفی که ممکن است با تغییر دولت یا شرایط سیاسی مسیرش را عوض کند، ریسک بالایی دارد.
به همین دلیل، آنها معتقدند توافق بدون تضمین محکم، بیشتر از آنکه راهحل باشد، میتواند زمینهساز یک تجربه پرهزینه دیگر شود.
سایه برجام هنوز سنگین است
بخش مهمی از مخالفان، نقد خود را بر پایه تجربه برجام بنا میکنند. از نگاه آنها، ایران در آن توافق تعهدات مشخصی پذیرفت، اما دستاورد اقتصادی وعدهدادهشده به شکلی پایدار و ملموس محقق نشد.
همین تجربه باعث شده بسیاری از منتقدان بگویند مشکل فقط «اصل مذاکره» نیست، بلکه توافقی است که روی کاغذ امیدوارکننده به نظر میرسد اما در عمل گرهی از اقتصاد کشور باز نمیکند. به بیان دیگر، برای این طیف، مذاکره وقتی معنا دارد که نتیجه آن قابل لمس، تضمینشده و ماندگار باشد.
مخالفت ایدئولوژیک؛ هنوز یک عامل مهم است
در کنار ملاحظات فنی و سیاسی، برای بخشی از جریانهای داخلی، از نگاه برخی منتقدان ، مذاکره با آمریکا همچنان یک موضوع هویتی و ایدئولوژیک است. در این نگاه، واشنگتن فقط یک طرف مذاکره نیست، بلکه نماد سالها فشار، تحریم، تهدید و مداخله تلقی میشود.
از همین زاویه، برخی جریانها نگراناند که هر گونه مذاکره بدون دستاورد روشن، بهعنوان عقبنشینی از مواضع اصولی تعبیر شود. البته حتی در همین طیف هم همه یکنظر نیستند؛ برخی با اصل گفتوگو مخالفاند و برخی دیگر فقط مذاکره از موضع ضعف را رد میکنند.
نگرانی امنیتی؛ ماجرا فقط هستهای نیست
یکی دیگر از دلایل مخالفت، نگرانی از این است که آمریکا مذاکره را محدود به یک پرونده خاص نگه ندارد. منتقدان میگویند واشنگتن معمولاً تلاش میکند از یک موضوع مشخص، به موضوعات گستردهتر برسد؛ از برنامه هستهای تا توان موشکی، نفوذ منطقهای و دیگر مؤلفههای بازدارندگی ایران.
در این چارچوب، مخالفت با مذاکره گاهی نه از سر رد مطلق دیپلماسی، بلکه از ترس باز شدن پروندههای جدیدی است که به باور این گروه، میتواند هزینههای امنیتی بیشتری برای ایران ایجاد کند.
سیاست داخلی هم بیتاثیر نیست
واقعیت این است که مذاکره با آمریکا در ایران فقط یک موضوع سیاست خارجی نیست؛ یک موضوع سیاست داخلی هم هست. هر توافق احتمالی میتواند به نام یک جریان سیاسی ثبت شود و توازن قدرت یا اعتبار سیاسی را در داخل تغییر دهد.
به همین دلیل، بخشی از مخالفتها را باید در بستر رقابتهای جناحی هم فهمید. در چنین فضایی، مذاکره فقط یک پرونده دیپلماتیک نیست، بلکه به مسئلهای برای رقابت بر سر کارنامه، اعتبار و کنترل روایت سیاسی هم تبدیل میشود.
آیا همه مخالفان، مخالف هر نوع گفتوگو هستند؟
نه. اینجا یک تفکیک مهم وجود دارد. همه منتقدان مذاکره، مخالف گفتوگوی مطلق نیستند. بخشی از آنان میگویند اگر مذاکرهای هم قرار است انجام شود، باید:
از موضع قدرت باشد
محدود به موضوعی مشخص بماند
ضمانت اجرایی داشته باشد
قابل راستیآزمایی باشد
و اقتصاد کشور به نتیجه آن شرطی نشود
یعنی در واقع، بخشی از این مخالفت نه با «اصل گفتوگو»، بلکه با مذاکره شتابزده، پرهزینه یا بدون تضمین است.
راهحل جایگزین مخالفان چیست؟
گروهی از منتقدان مذاکره، با مذاکره تحت هیچ شرایطی موافق نیستند و البه نسخه جایگزینی هم ارائه نمیدهند و خروجی نگاه آنان چیزی جز جنگ بیپایان تا پیروزی بر بزرگترین قرت نظانمی جهان نیست . اینان تابآوری اقتصادی، اجتماعی و نظامی اجرای ایده خود را لحاظ نمیکنند و به همین دلیل از سوی منتقدانشان به رویایفروشی متهم میشوند.
گروه دیگری از مخالفان مذاکره معمولاً بر این باورند که نباید حل مشکلات کشور به نتیجه گفتوگو با آمریکا گره بخورد. آنها بیشتر بر راهبردهایی مانند خنثیسازی تحریمها، تقویت اقتصاد داخلی، توسعه روابط منطقهای، همکاری با قدرتهای غیرغربی و کاهش وابستگی به توافق با واشنگتن تاکید میکنند و اینان نیم نگاهی به ابرچالشهای اقتصادی، سیاسی و نظامی جنگ دارند، هرچند، اولویتشان همچنان بر ادامه جنگ و نفی مذاکره است.
در این نگاه، حتی اگر مذاکره هم انجام شود، نباید به تنها ستون سیاست اقتصادی و خارجی کشور تبدیل شود.














