سایت خبری
famaserver
  • صفحه اصلی
  • اخبار استانها
  • اخبار روز
  • اخبار تکنولوژی
  • اخبار ورزشی
  • بازار مالی
  • گردشگری
  • اقتصادی
  • بین الملل
سایت خبری
برترین عناوین خبری
  • خرید بیمه: سنتی یا آنلاین؟ کدامیک تجربه بهتری برای مشتریان ایجاد می‌کند؟

سرتیتر خبرها

بارسلونا با گلباران بیلبائو به فینال سوپرجام اسپانیا رسید

بارسلونا با گلباران بیلبائو به فینال سوپرجام اسپانیا رسید

5 ماه پیش
سرمربی جدید تیم هوادار انتخاب شد

سرمربی جدید تیم هوادار انتخاب شد

5 ماه پیش
پیروزی اینتر برای تثبیت صدرنشینی/ افزایش فاصله با ناپولی

پیروزی اینتر برای تثبیت صدرنشینی/ افزایش فاصله با ناپولی

5 ماه پیش
کامبک ناکام منچستریونایتد/ توقف سیتی و شکست چلسی

کامبک ناکام منچستریونایتد/ توقف سیتی و شکست چلسی

5 ماه پیش
تخلفات مالی در هیئت رشته‌ای المپیکی در مازندران

تخلفات مالی در هیئت رشته‌ای المپیکی در مازندران

5 ماه پیش
سرپرست فدراسیون کبدی منصوب شد

سرپرست فدراسیون کبدی منصوب شد

5 ماه پیش
لیگ NBA| پیروزی صدرنشینان کنفرانس شرق و شکست لیکرز در غیاب جیمز

لیگ NBA| پیروزی صدرنشینان کنفرانس شرق و شکست لیکرز در غیاب جیمز

5 ماه پیش
خط و نشان مک‌گرگور برای میودر

خط و نشان مک‌گرگور برای میودر

5 ماه پیش
سکوت محض استقلال درباره غیبت سیدورف/ پول، علف خرس است؟

سکوت محض استقلال درباره غیبت سیدورف/ پول، علف خرس است؟

5 ماه پیش
استعفای مظفری‌زاده از مدیرعاملی تراکتور

استعفای مظفری‌زاده از مدیرعاملی تراکتور

5 ماه پیش

Home » مد جدید شلوار در زندان های صدام!

مد جدید شلوار در زندان های صدام!

زمان انتشار: 17 آگوست 2024 ساعت 16:48

دسته بندی: فرهنگ و هنر

شناسه خبر: 564929

زمان مطالعه: 11 دقیقه

مد جدید شلوار در زندان های صدام!

مد جدید شلوار در زندان های صدام!

– اخبار فرهنگی –

به گزارش خبرگزاری برگزیده های ایران، غلامرضا علیزاده از رزمندگان دفاع مقدس و از غواصان گردان یونس لشکر 14 امام حسین (ع) در دوران دفاع مقدس می باشد که در جریان عملیات کربلای 4 در سال 1365 به اسارت دشمن در می آید.

وی در بخشی از کتاب خاطرات خود با عنوان «فرار از خود» به بیان گوشه هایی از ملالت ها و دشواری های دوران اسارت پرداخته که در ادامه بخشی از آن را خواهید خواند: 

سختی‌های اسارت

به علت ازدحام نفرات در اتاق ما، خوابمان را نوبتی کرده بودیم. بیست‌وپنج نفر دور اتاق می‌ایستادند و بقیه سرشان را روی شانه هم می‌گذاشتند و می‌خوابیدند.

روی زمین دراز می‌کشیدیم و شانه‌های همدیگر را بالش سرمان می‌کردیم. البته پاهایمان جمع بود. سخت بود ولی بالاخره از خستگی خوابمان می‌برد.

کف اتاق سیمان بود و هنوز پتویی نداشتیم. آنجا یک نفر داشتیم که شمالی بود و قد کوتاهی داشت و به‌راحتی ایستاده می‌خوابید. خیلی قشنگ انگار روی زمین یا روی تخت خانه‌شان خوابیده بود. طوری که برای بیدار شدن باید صدایش می‌کردیم. خیلی راحت می‌رفت در کنج اتاق می‌ایستاد و می‌گفت: من اینجا می‌خوابم و می‌خوابید. این دو، سه ماهی که ما آنجا (پادگان الرشید) بودیم، دقیقاً همین کار را می‌کرد.

آنجا مجروحی داشتیم که تیر به پایش خورده بود. آنجا دکتر و بهداری و درمانی نبود و زخمش کرم افتاده بود. بچه‌ها پارچه‌ای را پیدا کردند و با آب خیس می‌کردند و زخمش را شستشو می‌دادند؛ و آن را می‌بستند تا کمی وضعش بهتر شد.

یکی از مجروحان مشهدی خیلی لاغر و نحیف بود. تیر در ساق پایش خورده بود. از این‌طرف که نگاه می‌کردی، آن‌طرف سوراخ و رد این تیر پیدا بود. یادم است مگس‌هایی که روی پای ایشان می‌نشستند، از این‌طرف وارد می‌شدند و از آن‌طرف خارج می‌شدند.

قرآن پناه آزادگان در دوران اسارت بود

زخمش خیلی بو می‌داد. او هم دم در اتاق ما می‌خوابید. بنده خدا خیلی درد می‌کشید. یک روز تازه همه برای نماز صبح بیدار شده بودیم که حاج‌آقا باطنی گفت: آمدم او را بیدار کنم که نمازش را بخواند، دیدم که شهید شده است.

حاج‌آقا او را به‌طرف قبله کرد و نماز میت را خواندیم. صبح بعد از طلوع آفتاب عراقی‌ها که آمدند آمار بگیرند، جنازه او را برداشتند و بردند.

مد جدید شلوار راحتی!

چهل روز بود که ما هنوز این لباس غواصی را پشت سر هم می‌پوشیدیم و خیلی اذیت می‌شدیم. تا اینکه یک روز تعدادی لباس پاره برایمان آوردند و گفتند: لباس‌های غواصی را در بیاورید و این لباس‌ها را بپوشید. حالت شلوار ورزشی داشت. ولی پارچه‌اش پاره بود. بعضی‌هایش یک پاچه بیشتر نداشت. یا کاملاً جر خورده بود. این لباس‌ها بین ما سوژه خنده شده بود و می‌گفتیم: این‌ها مد جدید لباس است.

هنوز شپش از سر و کولمان بالا می‌رفت و یکی از بچه‌ها نر و ماده‌شان را هم می‌شناخت که چقدر تخم می‌ریزند و چند رأس از آن‌ها تلف می‌شوند و چه تعداد کامل شده و شپش می‌شوند. فرصت زیاد بود و روی آن‌ها مطالعه می‌کرد.

گاهی هم فرصت می‌شد و بچه‌ها از خانه وزندگی و شغلشان برای ما می‌گفتند.

کشاورز یا مشاور وزیر!

یک روز به مهندس خالدی گفتم: آقای خالدی شما چکاره اید؟ گفت من کشاورزم. گفتم چه می‌کاشتی؟ گفت: گندم و جو و گوجه و بادمجان.

خلاصه بعضی از روزها از کشاورزی به هم می‌گفتیم. یک روز به مهندس گفتم: مهندس اگه آزاد شدیم، من می‌آیم پیش شما و با هم کشاورزی می‌کنیم. اصلاً شما به اصفهان بیا! زمین از ما و مهندسی از شما.

قبول کرد. تا اینکه یک روز امیر عسکری که قبلاً در جبهه شیمیایی بود و بعد از آزادیش در ایران شهید شد، گفت: علیزاده، مهندس خالدی کشاورز نیست! این‌قدر سر مسائل کشاورزی این بنده خدا را کلافه نکن.

گفتم خودش گفت که من کشاورزم. گفت انگار ایشان مشاور وزیر کشاورزی بوده است. به کسی نگو! و فقط خودمان بدانیم و گرنه شکنجه و شهیدش می‌کنند. گفتم دمت گرم، من بچه اصفهانم و آدم‌فروش نیستم.

خیلی به من اعتماد کرد که این حرف را زد. البته راست هم می‌گفت و مدرک مهندسی کشاورزی داشت. ضمن آنکه تسلطش بر چند زبان خوب بود. برخی از بچه‌ها به تشویق مهندس خالدی شروع به حفظ قرآن کردند و هرکس چیزی بلد بود و اطلاعات و معلوماتی داشت به دیگران یاد می‌داد.

ایشان با این عنوان جبهه نیامده بود. بارها ناشناس و خودش را نیروی عادی جا زده و هرکاری بهش می گفتند، متواضعانه انجام می داده است. مثلاً رانندگی آمبولانس و آیفا و دستیاری پزشک و امدادگری و نیروی پیاده رزمی و هر کاری که نشان می‌داده که به درد خور است، در لشکر 10 سید الشهدای تهران فعالیت می‌کرده و در عملیات کربلای 5 وقتی شیمیایی می‌زنند، اسیر می‌شود.

یکی از مشکلات ما در زندان الرشید این بود که دستشویی آنجا چاه داشت، اما با این تعداد از جمعیت زود پر می‌شد و بالا می‌زد و زیردست و پای بچه‌ها می‌آمد. معلوم نبود چه وقت تانکر تخلیه بیاید و آن را خالی کند و برود.

خود نگهبان‌ها به بوی گند دستشویی‌ها عادت کرده بودند و چیزی نمی‌گفتند. واقعاً یکی از معضلات بسیار جدی ما در دوران اسارت، وضعیت نامطلوب سرویس‌های بهداشتی بود.

6 قاشق برنج، سهم ناهار!

به ما صبح‌ها نصف لیوان آش شوربا و نصف نان صمون می‌دادند که این نان یک لقمه می‌شد، در آش می‌زدیم و می‌خوردیم. ظهرها هم شش قاشق برنج سهم ما بود که در پلاستیک می‌ریختیم و می‌خوردیم. شام هم چهار دانه لوبیا بود، با یک نصف نان صمون که به اندازه یک‌کف‌دست هم نمی‌شد و کمی آب لوبیا که نان را در آب لوبیاها می‌زدیم و می‌خوردیم.

اصلاً چای نمی‌دادند و من هم خیلی عذاب می‌کشیدم و همیشه می‌گفتم: خدایا از آسمان برایمان چای برسان!

/

حتما بخوانید : خرید کتاب از ناشران طی ۳ سال در نهاد کتابخانه‌ها چگونه بود؟
برچسب ها
اجتماعی
اشتراک گذاری

اخبار مرتبط

  • پیام سیدعباس صالحی در واکنش به تهدیدهای ترامپ علیه ایران
    پیام سیدعباس صالحی در واکنش به تهدیدهای ترامپ علیه ایران 16 ساعت پیش
  • آخر هفته سیما؛ از درام‌های ورزشی تا حماسه‌های جنگی
    آخر هفته سیما؛ از درام‌های ورزشی تا حماسه‌های جنگی 16 ساعت پیش
  • نگرانی از محدود شدن آزادی بیان؛ ۱۰ ایالت علیه معامله بزرگ هالیوود
    نگرانی از محدود شدن آزادی بیان؛ ۱۰ ایالت علیه معامله بزرگ هالیوود 16 ساعت پیش
  • داستان تلخ مجسمه بولگاکف/ اوکراین مجسمه نویسنده روس را به دلیل «پیوند با پروپاگاندای روسیه» برداشت
    داستان تلخ مجسمه بولگاکف/ اوکراین مجسمه نویسنده روس را به دلیل «پیوند با پروپاگاندای روسیه» برداشت 16 ساعت پیش

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی موضوعات

  • آذربایجان شرقی 1487
  • آذربایجان غربی 1357
  • اجتماعی 15588
  • اخبار استانها 0
  • اخبار تکنولوژی 272
  • اخبار روز 16152
  • اخبار ورزشی 21392
  • اردبیل 903
  • اصفهان 1616
  • اقتصادی 10733
  • البرز 809
  • ایلام 584
  • بازار مالی 32
  • بوشهر 485
  • بین الملل 8101
  • تبلیغات 53
  • تهران 757
  • چند رسانه ای 0
  • چهارمحال و بختیاری 1455
  • خراسان رضوی 1161
  • خراسان شمالی 892
  • خوزستان 1042
  • زنجان 653
  • سبک زندگی 397
  • سلامت 4454
  • سمنان 1185
  • سیاسی 12668
  • سیستان و بلوچستان 491
  • عکس 329
  • علمی و فناوری 7632
  • فارس 1244
  • فرهنگ و هنر 21802
  • قزوین 770
  • قم 999
  • کاریکاتور 452
  • کردستان 940
  • کرمان 1877
  • کرمانشاه 1232
  • کهگیلویه و بویراحمد 1299
  • گردشگری 13
  • گلستان 536
  • گیلان 1404
  • لرستان 1161
  • مازندران 897
  • مرکزی 563
  • مناطق آزاد 218
  • هرمزگان 1345
  • همدان 256
  • یزد 30

جدیدترین مقالات

  • کدام میوه‌ها برای کاهش وزن مناسب‌تر هستند؟
    کدام میوه‌ها برای کاهش وزن مناسب‌تر هستند؟ 19 ساعت پیش
  • ۲ دانه‌ سرشار از امگا ۳ را بشناسید
    ۲ دانه‌ سرشار از امگا ۳ را بشناسید 19 ساعت پیش
  • چرا بعضی آهنگ‌ها از ذهن پاک نمی‌شوند؟
    چرا بعضی آهنگ‌ها از ذهن پاک نمی‌شوند؟ 19 ساعت پیش
  • خطرناک‌ترین ناحیه چاق بدن/ مراقب چاقی پنهان باشید
    خطرناک‌ترین ناحیه چاق بدن/ مراقب چاقی پنهان باشید 19 ساعت پیش
  • مطالعات جدید: این ورزش چهار عارضه شایع پس از سرطان را کاهش می‌دهد
    مطالعات جدید: این ورزش چهار عارضه شایع پس از سرطان را کاهش می‌دهد 19 ساعت پیش

لینکهای پیشنهادی

دانلود رایگان نرم افزار | قیمت تتر امروز | خرید سرور hp

کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ میباشد .@2025