ریحانه اسکندری: ارکان حرفهای روزنامهنگاری بر حفظ فاصله میان «موضوع خبر» و «مخبر» استوار است. بر اساس منشورهای اخلاق رسانهای، خبرنگار ناظری مستقل است که رویدادها را ثبت، تحلیل و بازنمایی میکند بدون آنکه خود در میدان حادثه نقش بازیگر اصلی را ایفا کند یا جریان خبر تحت تأثیر حضور او تغییر مسیر دهد. با این حال، در شیوههای پیچیده و پرریسک اطلاعرسانی، این حائل سنتی میان راوی و روایت در موارد متعددی شکسته شده است. شرایط بحرانی، درگیریهای مسلحانه، افشاگریهای مربوط به فساد ساختاری، سوانح فنی و ناوبری، و دگرگونیهای ساختاری در نقش اجتماعی اهالی رسانه، سبب شدهاند تا در مقاطعی از تاریخ، خودِ خبرنگاران در صدر عناوین خبری رسانههای جهان جای گیرند.
مناسبت ۱۷ مرداد که در تقویم رسمی ایران به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری شده است، برخاسته از همین رویداد است؛ نقطهای که در آن یک خبرنگار در جریان انجام مأموریت اطلاعرسانی جان خود را از دست داد و خبر کشته شدن او به سرفصل اخبار ملی و بینالمللی تبدیل شد. این گزارش به مناسبت سالروز ۱۷ مرداد، پروندههای برجسته ایرانی و بینالمللی را که در آنها اهالی رسانه از موقعیت گزارشگر به سوژه اصلی خبر تغییر موقعیت دادهاند مورد واکاوی قرار میدهد.
۱۷ مرداد ۱۳۷۷؛ حادثه مزارشریف و مبدأ نامگذاری روز خبرنگار
نامگذاری ۱۷ مرداد به عنوان روز خبرنگار در ایران، به صورت مستقیم با حادثهای پیوند خورده است که طی آن محمود صارمی، مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در مزارشریف افغانستان، در جریان سقوط این شهر به دست نیروهای طالبان کشته شد.
در تابستان سال ۱۳۷۷، با پیشروی نیروهای طالبان در شمال افغانستان، شهر مزارشریف به عنوان یکی از آخرین پایگاههای ائتلاف شمال در آستانه سقوط قرار گرفت. در شرایطی که بسیاری از نهادهای بینالمللی و دیپلماتیک اقدامات مربوط به تخلیه نیروهای خود را آغاز کرده بودند، فعالیت دفتر خبری ایرنا و سرکنسولگری ایران در مزارشریف ادامه یافت. در ۱۷ مرداد ۱۳۷۷، محمود صارمی در آخرین ارتباط مخابراتی خود با مرکز، خبری را مخابره کرد که آخرین پیام حرفهای او محسوب میشد. او در این پیام اعلام کرد که شهر مزارشریف سقوط کرده و نیروهای طالبان وارد محوطه سرکنسولگری ایران شدهاند.
پس از قطع این ارتباط مخابراتی، نیروهای طالبان وارد ساختمان سرکنسولگری شدند. در جریان این رویداد، محمود صارمی به همراه هشت نفر از اعضای سرکنسولگری ایران کشته شدند. برای مدت چند هفته، از سرنوشت قطعی این افراد گزارشی رسمی در دست نبود تا اینکه با کشف یک گور جمعی در خرابههای پشت ساختمان کنسولگری، پیکر آنان شناسایی و در ۲۲ شهریور ۱۳۷۷ به تهران منتقل شد. شورای فرهنگ عمومی ایران در اولین سالگرد این حادثه در سال ۱۳۷۸، روز ۱۷ مرداد را به پاسداشت یاد این خبرنگار و گرامیداشت نقش اطلاعرسانی، به عنوان «روز خبرنگار» در تقویم رسمی ثبت کرد.
سانحه ۱۵ آذر ۱۳۸۴؛ سقوط C-130 و بزرگترین تلفات جمعی اهالی رسانه در ایران
یکی از رویدادهایی که طی آن جمعیت زیادی از اهالی رسانه در ایران به یکباره به سوژه نخست اخبار کشور و جهان تبدیل شدند، سانحه سقوط هواپیمای ترابری C-130 ارتش در ۱۵ آذر ۱۳۸۴ بود.
در این روز، یک فروند هواپیمای نظامی لاکهید C-130 هرکولس متعلق به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، مأموریت یافت تا حدود ۶۸ نفر از خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران رسانههای مختلف کشور از جمله سازمان صدا و سیما، خبرگزاری ایرنا، ایسنا، فارس و روزنامههای کثیرالانتشار را همراه با کادر پروازی و عوامل نظامی برای پوشش خبری رزمایش دریایی «پیروزی-۸» به منطقه چابهار و بندرعباس منتقل کند.
هواپیما در ساعت ۱۳:۲۴ از فرودگاه مهرآباد تهران به پرواز درآمد، اما حدود هشت دقیقه پس از برخاستن، خلبان پرواز افت فشار و نقص فنی در موتور شماره چهار هواپیما را به برج مراقبت اعلام کرد و خواستار بازگشت و فرود اضطراری در فرودگاه مهرآباد شد. در حین تقرب برای فرود و به دلیل کاهش شدید ارتفاع و ناپایداری پرواز در شرایط دید کم، هواپیما در ساعت ۱۴:۱۰ با یکی از بلوکهای مسکونی ۱۰ طبقه در شهرک توحید واقع در منطقه فرودگاهی مهرآباد برخورد کرد.
در این حادثه تمامی ۹۴ سرنشین هواپیما شامل ۳۹ فعال رسانهای در دم جان باختند و با احتساب ۱۲ نفر از ساکنان ساختمان مسکونی، مجموع تلفات این سانحه به ۱۰۶ کشته و بیش از ۹۰ مصدوم رسید. این سانحه به عنوان سنگینترین حادثه جانی برای جامعه خبری ایران ثبت شد و ابعاد فنی، پروتکلهای حملونقل غیرنظامیان با پروازهای نظامی و نحوه مدیریت بحران هوایی را برای ماهها به تیتر اصلی اخبار رسانهها و صحن مجلس شورای اسلامی تبدیل ساخت.
فرسودگی ناوگان و مأموریتهای پرریسک استانی؛ واژگونی اتوبوس خبرنگاران محیطزیست
ابعاد ناایمن بودن وسایل حملونقل در مأموریتهای خبری تنها به حوادث هوایی محدود نماند؛ در ۲ تیر ۱۴۰۰، واژگونی اتوبوس حامل ۲۱ خبرنگار حوزه محیطزیست در محور پیرانشهر به نقده، بار دیگر جامعه خبری ایران را عزادار کرد.
خبرنگارانی که برای بازدید از پروژه احیای دریاچه ارومیه اعزام شده بودند، به دلیل نقص فنی در سیستم ترمزی اتوبوس فرسوده دچار سانحه شدند. در این رویداد تلخ، ریحانه یاسینی (خبرنگار خبرگزاری ایرنا) و مهشاد کریمی (خبرنگار خبرگزاری ایسنا) در دم جان باختند و چندین خبرنگار دیگر به شدت مصدوم شدند. این حادثه موجهی از نقدها را نسبت به نحوه مدیریت مأموریتهای خبری، مسئولیتپذیری نهادهای دعوتکننده و استانداردسازی ناوگان رفتوآمد اهالی رسانه در سطح کشور برانگیخت و راویان بحرانهای محیطزیستی را خود به سوژهای در بستر مطالبات صنفی و حقوقی تبدیل ساخت.
از تحریریه تا اتاق جنگ؛ تغییر نقش ساختاری غلامحسین افشردی (حسن باقری)
دسته دیگری از خبرنگارانی که به سوژه خبر تبدیل شدند، افرادی هستند که تغییر موقعیت حرفهای آنها ناشی از دگرگونی شرایط اجتماعی، وقوع جنگ و تغییر نقش کاری خود آنان بوده است. شاخصترین نمونه این تغییر نقش در تاریخ معاصر ایران، غلامحسین افشردی است که بعدتر با نام نظامی «حسن باقری» شناخته شد.
غلامحسین افشردی فعالیت حرفهای خود را پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان خبرنگار در روزنامه «جمهوری اسلامی» آغاز کرد. او در این دوره به گزارشگری از تحولات سیاسی داخلی، سفر به لبنان و پوشش خبری رویدادهای بینالمللی پرداخته و گزارشهای میدانی متعددی را به نگارش درآورد. با آغاز جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹، افشردی به عنوان خبرنگار جنگی وارد جبهههای جنوب شد.
شیوه کار او در جمعآوری ساختارمند اطلاعات، نقشهبرداری میدانی و تحلیل دادهها سبب شد تا به تدریج واحد اطلاعات و عملیات رزمی را پایهگذاری کند. او طی مدت کوتاهی با نام مستعار «حسن باقری» به یکی از اصلیترین طراحان استراتژیهای نظامی ایران در عملیاتهای ثامنالائمه، فتحالمبین و بیتالمقدس تبدیل شد و تا سطح جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه ارتقا یافت. در ۹ بهمن ۱۳۶۱، زمانی که وی در منطقه فکه مشغول شناسایی مواضع بود، بر اثر اصابت گلوله خمپاره جان باخت. بدین ترتیب، خبرنگاری که در سال ۱۳۵۹ رویدادها را ثبت میکرد، در سال ۱۳۶۱ خود به یکی از سوژههای اصلی اخبار جنگ تبدیل گردید.
در امتداد سرنوشتهای نامعلوم؛ ربوده شدن کاظم اخوان در بنبست دیپلماتیک لبنان (تیر ۱۳۶۱)
در کنار سانحه مزارشریف، پرونده کاظم اخوان، عکاس و خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، از قدیمیترین نمونههای تغییر موقعیت یک فعال رسانهای به یک پرونده پیچیده سیاسی و دیپلماتیک در تاریخ معاصر ایران است.
در تیرماه ۱۳۶۱ و در اوج تهاجم نظامی اسرائیل به لبنان، کاظم اخوان به همراه هیأت دیپلماتیک ایران برای پوشش خبری و تصویری تحولات منطقهای عازم این کشور شد. در ۱۴ تیر ۱۳۶۱، خودروی حامل او و سه همراهش (احمد متوسلیان، تقی رستگار مقدم و موسوی) در پست بازرسی «برباره» در شمال بیروت توسط نیروهای شبهنظامی فالانژ متوقف و سرنشینان آن ربوده شدند. از آن تاریخ تاکنون، سرنوشت قطعی این عکاس خبری در هالهای از ابهام و روایتهای متناقض باقی مانده است. کاظم اخوان که برای ثبت لحظات نبرد به خطوط مقدم رفته بود، خود به یکی از طولانیترین پروندههای باز در دیپلماسی رسانهای و بینالمللی ایران تبدیل شد؛ روایتی که پس از ۴ دهه همچنان در صدر مطالبات صنفی و حقوقی اهالی رسانه قرار دارد.
ترور در کنسولگری؛ پرونده جمال خاشقچی و ابعاد بینالمللی آن
در عرصه روزنامهنگاری بینالمللی، پرونده قتل جمال خاشقچی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی اهل عربستان سعودی، از پیچیدهترین نمونههایی است که در آن یک فعال رسانهای در مرکز یک بحران دیپلماتیک و ژئوپلیتیک جهانی قرار گرفت.
جمال خاشقچی که سابقه سردبیری روزنامه «الوطن» و نگارش ستونهای تحلیلی در روزنامه «واشنگتن پست» را در کارنامه داشت، به دلیل یادداشتهای انتقادیاش پیرامون سیاستهای داخلی و خارجی حکومت عربستان سعودی تحت فشار قرار گرفته بود. در تاریخ ۲ اکتبر ۲۰۱۸، خاشقچی برای دریافت مدارک اداری مربوط به ازدواج مجدد خود وارد ساختمان سرکنسولگری عربستان سعودی در استانبول ترکیه شد اما دیگر از آن خارج نگردید.
در روزهای نخست، مقامات رسمی عربستان سعودی خروج او از کنسولگری را ادعا کردند، اما تحقیقات دادستانی و پلیس ترکیه همراه با انتشار مستندات صوتی نشان داد که یک تیم ۱۵ نفره عملیاتی که از ریاض به استانبول اعزام شده بودند، خاشقچی را داخل کنسولگری به قتل رسانده و پیکر او را مثله کردهاند. در ۱۹ اکتبر ۲۰۱۸، تلویزیون رسمی عربستان تحت فشار گزارشهای بینالمللی، وقوع قتل در داخل کنسولگری را تأیید کرد اما آن را ناشی از یک مشاجره تصادفی خواند.
ابعاد این رویداد به سرعت فراتر از یک جرم جنایی رفت و واکنشهای گسترده بینالمللی را برانگیخت؛ از جمله توقف صادرات سلاح از سوی برخی کشورهای اروپایی نظیر آلمان به عربستان، برگزاری جلسات استماع در کنگره آمریکا، و ورود گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد به پرونده تحلیلی این ترور. پرونده خاشقچی نمونهای بارز از تبدیل شدن یک ستوننویس مطبوعاتی به سوژه یک دادگاه بینالمللی و بحران دیپلماتیک میان چند کشور بود.
پوشش خبری در خطوط مقدم نبرد؛ پرونده شیرین ابوعاقله و وائل الدحدوح
حضور در مناطق درگیری مسلحانه همواره یکی از اصلیترین بسترها برای تبدیل شدن خبرنگاران به سوژه خبر بوده است. پرونده کشته شدن شیرین ابوعاقله، خبرنگار فلسطینی-آمریکایی شبکه الجزیره، از برجستهترین موارد در این زمینه است.
شیرین ابوعاقله با بیش از ۲۵ سال سابقه گزارشگری میدانی، از چهرههای شناختهشده پوشش خبری رویدادهای کرانه باختری بود. در ۱۱ مه ۲۰۲۲، ابوعاقله برای پوشش خبری یورش نیروهای نظامی اسرائیل به اردوگاه جنین در شمال کرانه باختری در محل حاضر شد. با وجود استفاده از کلاه و جلیقه ضدگلوله با علامت واضح «PRESS» (مطبوعات)، وی از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفت و جان باخت.
حادثه کشته شدن ابوعاقله واکنشهای جهانی را به همراه داشت. تحقیقات مستقل نهادهای بینالمللی، رسانههای بینالمللی و بررسیهای بالستیک نشان دادند که گلوله شلیکشده از موقعیت استقرار نیروهای نظامی بوده است. مراسم تشییع جنازه او در اورشلیم نیز به دلیل برخورد نیروهای پلیس با تشییعکنندگان، خود به زیربخش دیگری از پوششهای خبری جهان تبدیل شد.
مشابه این وضعیت را میتوان در پرونده وائل الدحدوح، مدیر دفتر شبکه الجزیره در غزه، مشاهده کرد. در جریان نبردهای غزه در سال ۲۰۲۳، در حالی که الدحدوح به صورت زنده مشغول پوشش اخبار بود، خبر کشته شدن همسر، فرزندان و نوه خود را در جریان حملات هوایی دریافت کرد. بازتاب زنده این مواجهه با فاجعه شخصی در حین انجام کار حرفهای، وی را به نمادی از شرایط کاری خبرنگاران جنگی در محیطهای پرریسک تبدیل ساخت.
مبارزه با فساد ساختاری؛ ترور دفنه کاروانا گالیتزیا در مالتا
کشته شدن خبرنگاران تنها به خطوط مقدم نبرد محدود نمیشود؛ روزنامهنگاری تحقیقی در حوزه فساد مالی و سیاسی نیز یکی از پرخطرترین حوزههاست که راویان آن را به سوژه اصلی اخبار تبدیل کرده است. ترور دفنه کاروانا گالیتزیا در کشور مالتا پروندهای شاخص در قاره اروپا محسوب میشود.
دفنه کاروانا گالیتزیا، روزنامهنگار و وبلاگنویس مالتایی، به خاطر تحقیقاتش پیرامون پرونده «اسناد پاناما»، پولشویی و ارتباطات پنهان میان نخبگان سیاسی مالتا و گروههای تجاری شهرت داشت. او در وبلاگ شخصی خود افشاگریهای گستردهای را علیه مقامات دولتی منتشر میکرد.
در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۷، لحظاتی پس از آنکه گالیتزیا خانه خود در منطقه بیدنیا را ترک کرد، بمب کارگذاریشده در خودروی او از راه دور منفجر شد و او در سن ۵۳ سالگی کشته شد. آخرین جمله ثبتشده در وبلاگ او که تنها دقایقی پیش از ترورش منتشر شد، به حضور فساد در نهادهای مختلف اشاره داشت.
ترور این روزنامهنگار موجی از اعتراضات مردمی را در مالتا برانگیخت و پای نهادهای اتحادیه اروپا را به تحقیقات کشاند. نتایج یک تحقیق مستقل دولتی در سال ۲۰۲۱ نشان داد که دولت مالتا به دلیل ایجاد فضای مصونیت از مجازات برای مفسدان، مسئولیت نهایی را در عدم حفاظت از جان این خبرنگار بر عهده دارد. این حادثه در نهایت به استعفای جوزف مسکات، نخستوزیر وقت مالتا، و دستگیری و محاکمه چندین نفر از عاملان اجرایی و طراحان مالی ترور منجر شد.
افشاگری علیه فساد ساختاری در قلب اروپا؛ ترور یان کوچیزیه در اسلواکی (فوریه ۲۰۱۸)
ابعاد خطرات روزنامهنگاری تحقیقی تنها به خاورمیانه یا کشورهای در حال توسعه محدود نمیشود؛ پرونده ترور جان کوچیاک (Ján Kuciak)، روزنامهنگار ۲۷ ساله اسلواک، نشان داد که افشای فساد ساختاری در میانمدت میتواند در قلب اتحادیه اروپا نیز راویان خبر را به سوژههای درامهای سیاسی تبدیل کند. کوچیاک که برای وبسایت خبری «Aktuality.sk» فعالیت میکرد، بر روی پروندههای پیچیده نفوذ مافیای ایتالیایی (نوردانگتا) در نهادهای حکومتی اسلواکی، سوءاستفاده از بودجههای حمایتی اتحادیه اروپا و ارتباط میان فعالان اقتصادی فاسد با مقامات ارشد دولتی تحقیق میکرد.
در ۲۵ فوریه ۲۰۱۸ (اسفند ۱۳۹۶)، پیکر بیجان کویچاک و همسرش در منزل شخصیشان در نزدیکی براتیسلاوا پیدا شد که بر اثر شلیک مستقیم به قتل رسیده بودند. انتشار آخرین گزارش نیمهکاره او پس از مرگش، موجی از خشم عمومی و بزرگترین راهپیماییهای اعتراضی پس از سقوط حکومت communist در اسلواکی را برانگیخت. این بحران سیاسی در نهایت به استعفای رابرت فیتسو، نخستوزیر وقت، وزیر کشور و رئیس پلیس اسلواکی انجامید و نشان داد که چگونه قتل یک گزارشگر تحقیقی میتواند ساختار قدرت سیاسی یک کشور اروپایی را دگرگون سازد.
دگرگونی پارادایم اطلاعرسانی؛ ظهور و مخاطرات «شهروند-خبرنگاران» در بحرانهای منطقهای
در کنار روزنامهنگاران رسمی و کادرهای خبری، روند دگرگونیهای تکنولوژیک در دهه اخیر سبکی جدید از تبدیل راوی به سوژه را تحت عنوان «شهروند-خبرنگاری» شکل داده است.
در جریانات نبردهای شهری و بحرانهای امنیتی منطقهای، حائل سنتی میان سازمانهای رسمی خبری و ناظران میدانی از میان رفته است. در این ساختار نوظهور، افرادی که فاقد استوارنامههای رسمی خبری بودند، با استفاده از تلفنهای همراه و بسترهای وب، به تنها راویان مناطق تحت محاصره تبدیل شدند. پوشش لحظهای رویدادها توسط این افراد سبب شد تا خود و خانوادههایشان مستقیماً در خطوط مقدم مخاطرات امنیتی قرار گیرند. کشته شدن یا هدف قرار گرفتن این راویان غیررسمی در جریان ثبت وقایع، مرز میان «خبرنگار حرفهای» و «سوژه بحران» را بیش از هر زمان دیگری سیال ساخت و ابعاد نوینی از مسئولیت حقوقی و حفاظتی را در حقوق بینالملل رسانه مطرح نمود.
تحلیلی بر علل، مکانیسمها و پیامدهای تبدیل شدن خبرنگاران به سوژه خبر
بررسی پروندههای یادشده نشان میدهد که فرایند تبدیل شدن خبرنگار به سوژه خبر، یک الگوی اتفاقی ساده نیست، بلکه تابع متغیرها و روندهای ساختاری در حوزههای امنیت، سیاست و حقوق بینالملل است. بر اساس دادههای نهادهای ناظر بینالمللی نظیر یونسکو و کمیته حفاظت از خبرنگاران، بسترها و علل این تغییر موقعیت را میتوان در چهار محور اصلی دستهبندی و تحلیل کرد.
نخستین عامل، ترورهای هدفمند مرتبط با افشاگریهای ساختاری است. بخش قابل توجهی از مرگومیر خبرنگاران در جهان نه در مناطق جنگی، بلکه در کشورهایی با شرایط صلح ظاهری و به دلیل افشای فساد مالی، قاچاق سازمانیافته و مفاسد سیاسی رخ میدهد. نرخ بالای عدم پیگیری قضایی پروندههای ترور اهالی رسانه در برخی کشورها، زمینه را برای تکرار رفتارهای خشونتآمیز علیه فعالان رسانهای فراهم میسازد.
دومین عامل، نقض حریمهای قانونی و دیپلماتیک در جریانات سیاسی است. حادثه مزارشریف در سال ۱۳۷۷ و ترور خاشقچی در سال ۲۰۱۸ نشان دادند که در شرایط بحران سیاسی، حریم کنسولگریها و دفاتر خبری رسمی نیز ممکن است مانع از بروز خشونت علیه خبرنگاران نشود.
سومین عامل، مخاطرات فنی، تجهیزاتی و ناوبری در مأموریتهای خبری است. سانحه سقوط C-130 در تهران نشان داد که عدم وجود پروتکلهای مستقل حملونقل غیرنظامی برای خبرنگاران و وابستگی ناوگان به تجهیزات قدیمی یا پرریسک میتواند به تلفات جمعی غیرقابل جبران در جامعه خبری منجر شود.
چهارمین عامل، همپوشانی خطوط مقدم نبرد با محیط زندگی شخصی خبرنگاران است. در درگیریهای منطقهای اخیر، حائل میان خبرنگار و محیط جنگ به حداقل رسیده و فعالان رسانهای همزمان آسیبهای فیزیکی، از دست دادن بستگان و هدفگیری مستقیم را تجربه میکنند که پروندههای کرانه باختری و غزه گواه آن است.
تبدیل شدن خبرنگار به سوژه خبر، رویدادی است که تقاطع قدرت، رسانه و امنیت را آشکار میسازد. هنگامی که یک خبرنگار جان خود را در جریان مخابره یک خبر از دست میدهد، یا بر اثر ترور، سانحه یا تغییر نقش در مرکز توجه اخبار قرار میگیرد، جریان اطلاعرسانی متوقف نمیشود؛ بلکه ماهیت موضوع از یک گزارش معمولی به یک مسئله حقوقی، سیاسی یا ملی ارتقا مییابد.
گرامیداشت ۱۷ مرداد به عنوان روز خبرنگار در ایران، فراتر از یک مناسبت تقویمی، یادآور این واقعیت است که خبر و روایت، محصول تلاش و گاه فداکاری افرادی است که خود در معرض سختترین مخاطرات حرفهای قرار دارند. بررسی تجربه خبرنگاران ایرانی مانند محمود صارمی، شهدای سانحه C-130 و حسن باقری در کنار پروندههای بینالمللی نظیر خاشقچی، ابوعاقله و گالیتزیا نشان میدهد که وقتی راوی خود به سوژه تبدیل میشود، روایت او ثبت شده و به بخشی از تاریخ رسانه و افکار عمومی جهان بدل میگردد.
59244















