به گزارش خبرگزاری برگزیده، صبح چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ آیین بدرقه جواد مجابی (۱۳۱۸- ۱۴۰۵)؛ شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد ادبی و هنری از مقابل خانهاش (مجتمع کوی نویسندگان- بلوک شماره ۳)، به سوی امامزاده طاهر کرج برگزار شد. ازجمله حاضران در این مراسم که اجرای آن بر عهده پوریا سوری (شاعر) قرار داشت، محمود دولتآبادی (نویسنده)، هوشنگ گلمکانی (منتقد و مترجم سینما)، پری ملکی (خواننده)، گلی امامی (مترجم)، محمد قاسمزاده (نویسنده و پژوهشگر)، نگار اسکندرفر (مدیر موسسه فرهنگی هنری «کارنامه»)، احمد پوری (نویسنده و مترجم)، اصغر همت (بازیگر)، حافظ موسوی (شاعر)، سیروس علینژاد (روزنامهنگار)، امیرحسن چهلتن (نویسنده)، رضا سرور (منتقد و مترجم تئاتر)، پوریا عالمی (نویسنده و طنزپرداز)، مهدی مظفری ساوجی (شاعر)، شهاب مقربین (شاعر)، سیدمحمد حسینی (نویسنده)، یغما گلرویی (ترانهسرا) و… بودند.
امیرحسن چهلتن؛ نویسنده در این مراسم با اشاره به سابقه طولانی آشنایی خود با جواد مجابی گفت: «من یار غار مجابی نبودم، اما آشنایی ما به بیش از پنجاه سال پیش برمیگردد؛ زمانی که خیلی جوان بودم.»
او ادامه داد: «ممکن بود بین دیدارهای ما ماهها فاصله بیفتد و گاهی هم پیش میآمد که هفتهای دو بار همدیگر را ببینیم. طبیعی است که در طول این سالها خاطرات و گپوگفتهای زیادی داشتیم.» چهلتن سپس به یکی از خاطرات مشترک خود با مجابی و جمعی از نویسندگان در سالهای پس از انقلاب اشاره کرد و گفت: «یکی از خاطرات به زمستان ۶۷ برمیگردد؛ زمانی که فشار سانسور شدید بود و تصمیم گرفتیم بیانیهای بنویسیم با عنوان «رنجنامه اهل ادبیات». برای نخستین بار در منزل مجابی جمع شدیم تا پیشنویس نامه را تهیه کنیم و جلسه دوم در منزل شاملو برگزار شد.»
به گفته او، در نهایت ۲۴ نفر پای این نامه را امضا کردند. همزمان با انتشار فتوای سلمان رشدی، نویسندگان امضاکننده نگران بودند که انتشار چنین نامهای آنها را در موقعیتی دشوار قرار دهد. چهلتن با اشاره به آن دوره گفت: «ما فکر کردیم که ممکن است با این شکواییه، عناصر نامطلوب به نظر برسیم. البته ما عناصر نامطلوب بودیم.» او در ادامه به ماجرای اتوبوس ارمنستان اشاره کرد و گفت: «ما سوار اتوبوس ارمنستان بودیم. ساعتها پای پرتگاه کنار اتوبوس و ۴۸ ساعت در بازداشتگاه بودیم.»
چهلتن در بخش دیگری از خاطرات خود به زمستان ۷۷ و قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده اشاره کرد؛ اتفاقاتی که در جریان قتلهای زنجیرهای روشنفکران و نویسندگان ایران رخ داد. او گفت: «زمستان ۷۷ بر ما معلوم شد که برای از بین بردن نویسندگان بهانهای لازم نیست. پوینده و مختاری کشته شدند و ما فهمیدیم این رشته سر دراز دارد.» به گفته چهلتن، در آن مقطع مجابی نیز از نخستین کسانی بود که واکنش نشان داد. او ادامه داد: «سریعاً کاغذ و قلم خواستیم و دو یادداشت نوشتیم؛ یکی خطاب به مردم و یکی خطاب به رئیسجمهور وقت.» چهلتن در بخش پایانی سخنانش به یکی از آثار جواد مجابی اشاره کرد و گفت که این نویسنده سالها پیش تصویری از مرگ و سرنوشت خود را در داستانی به نام «مرگ در کاسه سر» ترسیم کرده بود. او با اشاره به انتشار این داستان در سال ۱۳۵۸ گفت: «او ۵۰ سال پیش نوع مرگش را پیشبینی کرده بود. نیش پرخراشش «در کاسه سر» بود که مجابی را از پای درآورد.»
متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.
۲۴۲۲۴۲
















