ریحانه اسکندری ـ اگر بخواهیم از یک تصویر برای توصیف سه روز نخست سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان استفاده کنیم، شاید بهتر باشد به جای سن، پرده سینما یا صف خبرنگاران، سراغ سالنهای خانه جشنواره برویم؛ جایی که چند دقیقه مانده به شروع یک فیلم، صدای بچهها از هر صدای دیگری بلندتر میشود، صندلیها یکییکی پر میشوند و هیجان دیدن یک بازیگر یا یک شخصیت آشنا گاهی از خود فیلم هم جلو میزند.
اینجا اصفهان است؛ اما برای چند روز، سالنهای همایشهای بینالمللی امام خامنهای(ره) و دیگر فضاهای جشنواره تبدیل شدهاند به خانهای برای سینمای کودک و نوجوان. خانهای که قرار است بچهها در آن فقط مخاطب نباشند؛ قرار است نظر بدهند، سؤال بپرسند، نقد کنند و حتی نقش خبرنگار و منتقد را تجربه کنند.
سیوهشتمین دوره جشنواره از شنبه ۱۱ مهرماه با مراسم افتتاحیه در قطعه شهدای جنگ رمضان گلستان شهدای اصفهان آغاز شد و از روز یکشنبه ۱۲ مهر، نمایش رسمی فیلمها و برنامههای جشنواره وارد مرحله جدیتری شد. در مراسم افتتاحیه نیز حضور کودکان و نوجوانان در ردیفهای نخست، یکی از تصاویر متفاوت جشنواره امسال بود؛ تصویری که با توجه به ماهیت این رویداد، معنای بیشتری از یک چیدمان ساده صندلیها داشت.
اما از همان روزهای اول مشخص شد که قرار نیست اهمیت حضور بچهها فقط در عکس افتتاحیه باقی بماند.
خانه جشنواره؛ جایی که بچهها فقط برای فیلم دیدن نمیآیند
یکی از تفاوتهای محسوس این دوره، شکلگیری «خانه جشنواره» است؛ فضایی که در آن نمایش فیلم، نشستهای نقد و بررسی، نشستهای رسانهای، کارگاهها و گفتوگو با فیلمسازان در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
در ظاهر، این اتفاق یک تصمیم اجرایی است؛ اما وقتی چند ساعت در این فضا بمانید، متوجه میشوید که خانه جشنواره بیش از آنکه صرفاً یک محل برگزاری باشد، بخشی از تجربه خود جشنواره است.
کودکی که از سالن نمایش بیرون میآید، بلافاصله با چند دوستش درباره فیلم حرف میزند. نوجوانی که کارت خبرنگاری به گردن دارد، دنبال فیلمساز میگردد تا سؤالش را بپرسد. عدهای منتظر شروع نشست هستند و گروهی دیگر تلاش میکنند خودشان را به بازیگر مورد علاقهشان برسانند.
در چنین فضایی، مرز میان «مخاطب»، «منتقد»، «خبرنگار» و حتی «بازیگر» کمی کمرنگ میشود.
این شاید یکی از مهمترین اتفاقهای سه روز اول باشد: بچهها آمدهاند که در جشنواره حضور داشته باشند، نه اینکه فقط برایشان برنامه برگزار شود.
از خبرنگارهای کوچک تا منتقدهای کوچک
در روزهای ابتدایی، خبرنگاران و منتقدان نوجوان یکی از بخشهای قابلتوجه فضای جشنواره هستند. لباسها و کارتهای مشخص، به آنها نقش میدهد و این نقش صرفاً نمادین نیست؛ بچهها سؤال میپرسند، پاسخ میگیرند و درباره فیلمهایی که دیدهاند نظر میدهند.
اگر قرار باشد درباره مخاطب کودک یک پیشفرض قدیمی را کنار بگذاریم، همینجا باید شروع کنیم: بچهها فیلم را میبینند و درباره آن حرف دارند.
گاهی حتی حرفشان از چیزی که بزرگترها درباره یک فیلم میگویند، مستقیمتر است. کودک یا نوجوان لزوماً درگیر ادبیات پیچیده نقد فیلم نیست، اما دقیقاً میگوید کدام شخصیت را دوست داشته، کجا خسته شده، چه چیزی برایش خندهدار بوده و کدام قسمت را نفهمیده است.
این واکنشها برای جشنوارهای که اساساً قرار است درباره سینمای کودک و نوجوان باشد، شاید از هر نشست رسمی مهمتر باشند.
در یکی از نشستهای روز نخست نیز سیدجواد هاشمی، کارگردان و بازیگر «یکی میاد دنبالم»، در برابر پرسشهای خبرنگاران نوجوان قرار گرفت. او در صحبتهایش از کمبود نویسنده خوب برای کودک و نوجوان گفت و حتی ابراز امیدواری کرد روزی فیلمهای بهتری برای بچهها ساخته شود؛ حرفی که نشان میدهد یکی از بحثهای جدی جشنواره امسال همچنان همان پرسش قدیمی است: آیا سینمای ایران واقعاً برای کودک امروز فیلم میسازد یا فقط درباره کودک فیلم میسازد؟
روز اول؛ وقتی فیلمها تازه شروع کردهاند با بچهها حرف بزنند
روز یکشنبه ۱۲ مهر، جشنواره رسماً وارد فضای رقابت و نمایش آثار شد. «یکی میاد دنبالم» از جمله فیلمهایی بود که در روزهای نخست مورد توجه قرار گرفت و نشست آن نیز با حضور عوامل برگزار شد.
در کنار آثار ایرانی، فیلمهای بخشهای مختلف جشنواره نیز در خانه جشنواره روی پرده رفتند و کارگاهها و نشستهای تخصصی آغاز شدند.
اما آنچه در روز نخست بیشتر از عنوان فیلمها به چشم میآمد، واکنش مخاطبان بود.
برای کودکان، جشنواره هنوز «جشنواره» به معنای رسمی آن نیست. آنها با جدول داوری، بخش مسابقه و برنامهریزی جشنواره کاری ندارند. فیلمی را میبینند و اگر دوست داشته باشند، دربارهاش حرف میزنند. اگر دوست نداشته باشند، خیلی ساده میگویند: «خوب نبود.»
همین صراحت، یکی از سرمایههای مهم جشنواره کودک است. بزرگترها معمولاً عادت دارند درباره آثار با احتیاط حرف بزنند؛ بچهها نه.
روز دوم؛ عمو پورنگ آمد و معادلات عوض شد
روز دوم، دوشنبه ۱۳ مهر، فضای خانه جشنواره شکل دیگری پیدا کرد.
حوالی ظهر، حضور داریوش فرضیایی، معروف به عمو پورنگ، کافی بود تا بخش زیادی از توجه بچهها به سمت او برود. فرضیایی امسال با نخستین تجربه سینمایی خود در فیلم «عموی بچهها» به کارگردانی احمد درویشعلیپور و تهیهکنندگی علی قائممقامی در جشنواره حضور دارد.
«عموی بچهها» محصول بنیاد سینمایی فارابی است و بازیگرانی مانند داریوش فرضیایی، نعیمه نظامدوست، هومن برقنورد، ایمان صفا، رامین ناصرنصیر، کمند امیرسلیمانی و نادر سلیمانی در آن حضور دارند.
اما آنچه روی کاغذ نوشته میشود، با آنچه در خانه جشنواره اتفاق افتاد، تفاوت دارد.
وقتی عمو پورنگ وارد خانه جشنواره شد، بچهها برای گرفتن عکس و دیدنش سر از پا نمیشناختند. چند دقیقه کافی بود تا راهروها و فضای اطراف محل حضور او شلوغ شود. برای بخشی از این بچهها، عمو پورنگ صرفاً بازیگر یک فیلم جدید نیست؛ چهرهای است که بخشی از خاطرات کودکیشان را ساخته است.
و بعد نوبت به «عموی بچهها» رسید.
«عموی بچهها»؛ فیلمی که فعلاً بچهها دربارهاش حرف میزنند
«عموی بچهها» یکی از مهمترین اتفاقهای سه روز نخست جشنواره بود؛ نه فقط به دلیل نخستین حضور سینمایی داریوش فرضیایی، بلکه به دلیل واکنش مخاطبان کودک و نوجوان.
در خانه جشنواره، واکنش بچهها به این فیلم تا اینجا قابل توجه بوده است. از نگاه مخاطبان کودک و نوجوانی که در سالن حضور داشتند، فیلم توانسته ارتباطی مستقیم با آنها برقرار کند؛ حتی اگر واکنشها به فیلم یکدست و یکسان نباشد.
داریوش فرضیایی درباره این فیلم گفته است که «عموی بچهها» حاصل ۲۵ سال فعالیت او در حوزه کودک است؛ جملهای که شاید توضیح دهد چرا حضور او در جشنواره برای کودکان تا این اندازه اهمیت پیدا کرده است.
این فیلم در صبح روز چها نشبه نیز به سانس فوقالعاده رسید. اما ماجرا فقط عمو پورنگ نبود.
نعیمه نظامدوست هم در جشنواره حضور داشت و وقتی او و فرضیایی در کنار هم قرار گرفتند، سالن همایشهای بینالمللی اصفهان عملاً منفجر شد؛ البته نه از صدای رسمی مراسم، بلکه از فریاد و هیجان بچههایی که برای دیدن چهرههای آشنا آمده بودند.
اگر یک بزرگسال از بیرون به این صحنه نگاه کند، شاید حجم این هیجان برایش عجیب باشد؛ اما برای کودکی که سالها این شخصیتها را از قاب تلویزیون دنبال کرده، دیدن آنها در فاصله چند متری اتفاق کوچکی نیست.
جشنوارهای که چهرههایش کم نیستند
در این سه روز، حضور چهرههای شناختهشده فقط به داریوش فرضیایی و نعیمه نظامدوست محدود نبود.
علی استادی، شهره سلطانی، سیاوش جمشیدی، ایرج طهماسب، منوچهر هادی، یکتا ناصر و یوسف تیموری از جمله چهرههایی هستند که حضورشان در جشنواره و برنامههای مرتبط با آثار مختلف، بخشی از فضای این دوره را شکل داده است.
روز دوم نیز با حضور عوامل فیلم «من جاسوزنی نیستم» یکی از پرحاشیه ترین نشستهای جشنواره را به خود دید. منوچهر هادی، یکتا ناصر، یوسف تیموری و دیگر عوامل فیلم در این نشست حاضر شدند و حضور چهرهها بار دیگر نشان داد که در جشنواره کودک، ارتباط مستقیم بازیگر با مخاطب کودک بخشی جدی از جذابیت رویداد است. گزارشهای روز دوم نیز از نشست خبری این فیلم و حضور منوچهر هادی خبر میدهند.
اینجا اما یک تفاوت مهم وجود دارد: بچهها الزاماً برای دیدن «سلبریتی» به معنای رایج آن به جشنواره نمیآیند. آنها شخصیتهایی را میبینند که برایشان آشنا هستند و میخواهند بدانند آدم پشت آن تصویر تلویزیونی یا سینمایی در دنیای واقعی چه شکلی است. البته باید اشاره کرد از نظر اصحاب رسانه، این نشست یکی از ضعیفترین نشستهای جشنواره تا امروز است.
اما جشنواره فقط عکس و سلفی نیست
در کنار این هیجان، بخش دیگری از جشنواره در حال اتفاق افتادن است که شاید کمتر دیده شود: نشستهای هماندیشی با فیلمسازان.
حامد جعفری، دبیر جشنواره، در روزهای ابتدایی با گروههای مختلف فیلمسازان دیدار داشته است. این نشستها از فیلمسازان پویانمایی و هوش مصنوعی آغاز شده و به فیلمسازان کوتاه و مستند و دیگر گروهها رسیده است.
در این جلسات، فیلمسازان مسائل و دیدگاههای خود را مطرح میکنند و دبیر جشنواره به آنها پاسخ میدهد؛ اتفاقی که میتواند فاصله میان سیاستگذار و فیلمساز را کمتر کند.
با این حال، یکی از مسائل اجرایی همینجا خودش را نشان میدهد: در یکی از روزهای نخست، زمان برگزاری نشست فیلمسازان کوتاه و مستند با نمایش آثار همان گروه همزمان شده بود؛ مسئلهای که عملاً فیلمساز را میان تماشای اثر خود و حضور در نشست قرار میدهد.
از سوی دیگر، بخشی از نمایش فیلمها در ساعتهایی انجام میشود که مخاطب اصلی جشنواره، یعنی کودکان و نوجوانان، حضور کمتری دارند.
این موضوع شاید در نگاه اول یک مسئله ساده برنامهریزی باشد، اما برای جشنوارهای که قرار است مخاطب اصلیاش کودک باشد، زمانبندی اکرانها اهمیت زیادی دارد.
سهشنبه؛ روزی برای «عموی بچهها» و یک نام قدیمی
سهشنبه ۱۴ مهر، سومین روز جشنواره، بخش مهمی از برنامهها در سالن همایشهای بینالمللی امام خامنهای(ره) دنبال شد.
روز سوم به نام کامبوزیا پرتوی، از چهرههای اثرگذار سینمای کودک و نوجوان ایران، نامگذاری شد؛ انتخابی که یادآور بخشی از تاریخ سینمای کودک ایران بود.
در همین روز، نشستهای نقد و بررسی و رسانهای فیلمها ادامه پیدا کرد و «عموی بچهها» نیز در مرکز توجه قرار گرفت. گزارشهای منتشرشده از برنامه روز سوم، برگزاری نشست خبری و نقد و بررسی «عموی بچهها»، «ور کانا» و «گرگی خان» را ثبت کردهاند.
اما اگر بخواهیم از زاویه میدان نگاه کنیم، شاید مهمترین خبر روز سوم همان چیزی باشد که آمار و برنامه رسمی نمیتواند کامل نشانش دهد: بچهها هنوز درباره فیلمها حرف میزنند.
این شاید مهمترین نشانه زنده بودن یک جشنواره کودک باشد.
از اصفهان تا شهرهای دیگر؛ جشنواره فقط در نصف جهان نمانده است
سیوهشتمین جشنواره امسال فقط محدود به اصفهان نیست و نمایش آثار در استانهای مختلف نیز دنبال شده است. گزارشهای منتشرشده از استقبال دانشآموزان در شهرهای مختلف خبر میدهند و نشان میدهند مخاطبان کودک در خارج از اصفهان نیز در حال تماشای آثار جشنواره هستند.
چهار فیلم «نگهبان خورشید»، «یکی میاد دنبالم»، «عموی بچهها» و… نیز در برخی شهرها در برنامه اکران قرار گرفتهاند.
«نگهبان خورشید» برای کودکان ناشنوا نیز متناسب سازی شده است.
این اتفاق اهمیت دیگری هم دارد: اگر قرار است جشنواره کودک واقعاً ملی باشد، مخاطبش نباید فقط کودکان حاضر در اصفهان باشد.
کودکی که در اصفهان فیلم را روی پرده میبیند و درباره آن با دوستانش حرف میزند، یک مخاطب جشنواره است؛ اما کودکی که در شهر دیگری همان فیلم را میبیند، به همان اندازه بخشی از مخاطب این رویداد است.
یک جشنواره شلوغ، چند سؤال جدی
پرسشهای قدیمی همچنان سر جای خود هستند: آیا این میزان تولید برای کودک کافی است؟ آیا کیفیت فیلمنامهها با انتظار مخاطب امروز همخوان است؟ آیا زمانبندی برنامهها به اندازه کافی با حضور کودکان هماهنگ شده؟ و مهمتر از همه، آیا میتوان این ارتباط را از چند روز جشنواره به تمام سال منتقل کرد؟
پاسخ این سؤالها احتمالاً در خود جشنواره پیدا نمیشود.
جشنواره میتواند چند روز، سینمای کودک را به مرکز توجه بیاورد؛ اما سینمای کودک برای زنده ماندن، به تولید مستمر، اکران مناسب، سرمایهگذاری، نویسنده، فیلمساز و البته شناخت دقیق مخاطب نیاز دارد.
در نهایت، اگر بخواهیم سه روز اول سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان را در یک قاب جمع کنیم، باید دوباره به همان سالنهای خانه جشنواره برگردیم.
به بچههایی که با کارت خبرنگاری راه میروند.
به کودکانی که قبل از شروع فیلم درباره شخصیت مورد علاقهشان حرف میزنند.
به نوجوانی که بعد از نشست، سؤالش را برای بار دوم از یک فیلمساز میپرسد چون جواب اول برایش کافی نبوده است.
به صفی که برای عکس گرفتن با عمو پورنگ شکل میگیرد. به هیجان دیدن عمو پورنگ.
به سالنهایی که با ورود چهرههای محبوب بچهها ناگهان پر از صدا میشود.
و به کودکانی که بعد از پایان فیلم، هنوز درباره آن حرف میزنند.
شاید مهمترین موفقیت جشنواره در همین نقطه باشد: اینکه بچهها آمدهاند و جشنواره را از آن خود کردهاند.
سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان هنوز تمام نشده و روزهای دیگری باقی مانده است؛ فیلمهای دیگری روی پرده خواهند رفت، نشستهای دیگری برگزار میشود و احتمالاً چهرههای دیگری به خانه جشنواره میآیند.
اما تا اینجا یک چیز روشن است؛ در اصفهان، دستکم برای چند روز، سینما دوباره بهانهای شده برای اینکه بچهها دور هم جمع شوند، بلند بخندند، سؤال بپرسند، نظر بدهند و از بزرگترها بخواهند فیلمی را برای آنها بسازند که واقعاً خودشان دوست داشته باشند.
و شاید برای جشنوارهای که نام «کودکان و نوجوانان» را روی خود دارد، هیچ تصویری مهمتر از همین نباشد.
۵۹۲۴۴
















