به گزارش خبرگزاری برگزیده به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر به نقل از کانون ملی منتقدان تئاترایران، دور تازه نشستهای نقد حضوری کانون ملی منتقدان تئاتر ایران با نقد و بررسی نمایش «آتشسوزیها» نوشته وجدی معود و به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی، روز سهشنبه ۲۷ مردادماه با حضور کارگردان، مخاطبان و منتقدان تئاتر در تالار مشاهیر مجموعه تئاترشهر برگزار شد.
در این نشست دکتر رحمت امینی، استاد دانشگاه و منتقد تئاتر، منوچهر اکبرلو، نمایشنامهنویس، منتقد و پژوهشگر تئاتر و سعید محبی، منتقد و پژوهشگر تئاتر، همراه با مرتضی میرمنتظمی، کارگردان نمایش، به نقد و بررسی این اثر پرداختند
در ابتدای نشست، رحمت امینی با اشاره به انواع تعلیق در نمایش گفت: دو نوع تعلیق در نمایش وجود دارد؛ نخست اینکه نمیدانیم چه اتفاقی خواهد افتاد و دوم اینکه میدانیم چه خواهد شد و تمرکزمان متوجه چگونگی رسیدن به نتیجه است. جنس تعلیق در «آتشسوزیها» از این نوع است و آنچه میرمنتظمی در اجرایش انجام میدهد، روایت همین چگونگی است.
وی با اشاره به پیشینه وجدی معود افزود: «معود خود زخمخورده جنگ است و در چند کشور زندگی کرده و جنگ را در لبنان تجربه کرده است. او از این تجربه در آثارش بهره گرفته است.
امینی همچنین درباره رویکرد کارگردان گفت: میرمنتظمی در نمایش مفاهیمی را به کار گرفته که رگههایی از انتزاع در آن دیده میشود؛ رویکردی که در آثار قبلی او نیز قابل مشاهده است.
این منتقد تئاتر، تجربههای اجرایی میرمنتظمی را در شکلگیری جهان اجرایی او مؤثر دانست و اظهار کرد: «مسیری که میرمنتظمی در پیش گرفته، حاصل تجربیات متعدد او در اجراست و همین تجربهها او را در این زمینه توانمند ساخته است.
ای مدرس دانشگاه«آتشسوزیها» را اثری برخوردار از عناصر جذاب برای مخاطب امروز دانست و گفت: نمایش درباره مفهومی انسانی و جهانشمول صحبت میکند و یکی از امتیازات ویژه آن، درام محکمی است که نمایش از آن سیراب میشود.آتشسوزیها مدل بسیار قدرتمندی برای کسانی است که میخواهند بدانند چگونه میتوان یک متن قدیمی را معاصر کرد. نمایش نسخهای مدرن از اسطوره اودیپ است و در عین حال نوعی خودنگاری نیز محسوب میشود، چرا که نویسنده از زندگی خود گرتهبرداری کرده است.
به گفته امینی، انتخاب این متن از سوی کارگردان با نیازهای جامعه و دغدغههای او پیوند دارد و در اجرا نیز نوعی فرمالیسم شکل گرفته که هماهنگی مناسبی میان متن و اجرا ایجاد کرده است. او همچنین فعال شدن تخیل مخاطب را از ویژگیهای اجرا دانست و گفت: «بخشی از طراحی صحنه در ذهن تماشاگر شکل میگیرد.
امینی درباره طراحی صحنه نیز اظهار کرد: طراحی شیشهای و بازی رنگ و نور، به خوبی ذهنیت آفریننده نمایش را آشکار میکند. شاید این موضوع به دلیل آن باشد که طراح صحنه و کارگردان یک نفر بوده و این مسئله به یکدستی اثر کمک کرده است.
در ادامه نشست، منوچهر اکبرلو با اشاره به ساختار داستان گفت: موتور محرک داستان، جستوجوی پدر و برادر توسط فرزندان است که مادر در وصیتنامهاش به آن اشاره کرده است. این جستوجو بر اساس الگویی رایج در ادبیات ایران و جهان، در قالب سفری برای کشف حقیقت شکل گرفته است..
وی افزود: جستوجوی پدر نمادی از هویت شخصیتهاست و بهانهای برای سفری طولانی است تا آنها به برداشت تازهای از زندگی برسند. اگر نمایش تنها به دنبال یافتن پدر بود، در ورطه ابتذال میافتاد؛ در حالی که اثر مفاهیم بزرگتری را دنبال میکند.
اکبرلو با اشاره به لایه روانشناختی اثر گفت: وقتی حقیقت را درک میکنی، باید بدانی چگونه با آن مواجه میشوی. همین مسئله متن را متمایز میکند. به نظر میرسد شگفتی پایانی، هدف نهایی نویسنده نیست؛ بلکه تغییری که پس از مواجهه با حقیقت در شخصیتها شکل میگیرد، اهمیت بیشتری دارد.
وی جستوجوی والد را یکی از موتیفهای مهم ادبیات کلاسیک و حماسی دانست و گفت: وقتی خواهر و برادر دوقلو در انتهای نمایش حقیقت را درمییابند، تغییری در وجودشان رخ میدهد که بدون آن، اتفاق مورد نظر نویسنده شکل نمیگیرد.
اکبرلو همچنین به تلخی فزاینده و چرخه خشونت در اثر اشاره کرد و افزود: امتیاز مهم متن این است که با مناسبات زمانه هماهنگ و همراه است. آتش هم در این اثر نماد نفرت، خشونت، فروپاشی و انتقام است. شخصاً دوست داشتم آتش را به شکل واضحتری روی صحنه ببینم.
این منتقد تئاتر در ادامه با اشاره به ساختار معمایی نمایش اظهار کرد: وقتی متن مشهوری را برای اجرا انتخاب میکنیم، بخشی از موفقیت اثر تضمین میشود و بازیگران شناختهشده نیز بخش دیگری از این موفقیت را رقم میزنند. ساختار معمایی اثر که بهتدریج گشوده میشود، به شاخص شدن نمایش کمک کرده است.
اکبرلو در عین حال برخی کاستیهای اجرایی را نیز مورد توجه قرار داد و گفت: این نگرانی وجود دارد که درگیری کارگردان با عناصری مانند هدایت بازیگر، دکور و نور باعث شود نمایش از جهان مستقلی که کارگردان قصد ساخت آن را دارد، فاصله بگیرد. در این اجرا نیز تعدادی از بازیگران نتوانستهاند خود را بهطور کامل در جهان نمایشی کارگردان درگیر کنند و این مسئله به نمایش آسیب میزند.
وی درباره استفاده از سیستم صوتی HF نیز گفت: «به شخصه با استفاده از HF مخالفم، چون پرسپکتیو صدا را از بین میبرد و بسیاری از ویژگیهای صوتی و کیفیت طبیعی صدا از دست میرود.
اکبرلو همچنین درباره طراحی صحنه و فضای جنگ گفت: در طراحی صحنه، حس جنگ به اندازه کافی به مخاطب منتقل نمیشود. باید به تماشاگر اجازه تجربه کردن بدهیم. این موضوع در متن وجود دارد، اما در اجرا کمرنگ است؛ ما بیشتر درباره جنگ میشنویم تا اینکه آن را در جهان نمایش احساس کنیم.
این پژوهشگر در پایان گفت: شاعرانگی موجود در متن باید روی صحنه اتفاق بیفتد، نه صرفاً در نوشتههایی که در بالای صحنه دیده میشود. کارگردان در کشف رازها موفق است، اما بازیگران در برخی لحظات از این جهان عقب میمانند.
ادامه نشستهای نقد حضوری نشستهای «دوشنبههای نقد تئاتر» کانون ملی منتقدان تئاتر ایران با همکاری تئاترشهر، هر هفته روزهای دوشنبه در تالار مشاهیر مجموعه تئاترشهر برگزار میشود.
۵۹۲۴۳
















