به گزارش برگزیده، لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رئیسجمهور برزیل، آخرین کمپین انتخاباتی خود را از استادیوم تاریخی «اول مه» در سائو برناردو دو کامپو کلید زد؛ همان جایی که در سال ۱۹۷۹ بدون هیچ سیستم صوتی روی میز رفت تا برای ۶۰ هزار کارگر اعتصابی صنعت فلزات سخنرانی کند.
اما پنج دهه پس از آن روزها، لولا و «حزب کارگر» با چالشی بنیادین روبرو شدهاند: چگونه باید نسل جدید کارگران پلتفرمی، رانندگان اینترنتی و پیکهای دیجیتال را که هیچ پیوندی با اتحادیهها و کارخانهها ندارند، با خود همراه کنند؟
به گزارش رویترز، در آستانه انتخابات ماه اکتبر، حزب حاکم برزیل تلاش میکند با پیشنهاد کاهش ساعات کاری هفته و تدوین لوایح حمایتی (اعم از تنظیم حداقل دستمزد، شرایط کاری، بیمه و شفافسازی الگوریتمهای پلتفرمها)، نظر این قشر جوان را جلب کند. با این حال، مقاومت شرکتهای بزرگ فناوری و بدبینی عمیق رانندگان و پیکها نسبت به مداخله دولت، این تلاشها را به بنبست کشانده و میدان را برای رقیب راستگرای لولا، یعنی سناتور فلاویو بولسونارو، باز گذاشته است.
آمارها نشان میدهد با وجود رکورد بیسابقه و پایین نرخ بیکاری در برزیل (۵.۱ درصد در پایان سال ۲۰۲۵)، سهم کارگران دارای اشتغال رسمی و بیمهشده از ۴۶.۷ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۳۸.۲ درصد کاهش یافته است. طبق برآوردهای بانک مرکزی برزیل، شمار افراد فعال در پلتفرمهای دیجیتال با رشد ۱۷۰ درصدی طی یک دهه، به ۲.۱ میلیون نفر رسیده است.
-
نگرش خوداشتغالی و بیزاری از مالیات: نظرسنجیها نشان میدهد ۴۰ درصد از کارگران پلتفرمی خود را راستگرا و ۴۰ درصد مستقل/میانه میدانند و تنها ۲۰ درصد به جریان چپ گرایش دارند. اکثر این نیروهای جوان، استقلال و انعطاف ساعتی شغل خود را بر مزایای استخدام رسمی ترجیح میدهند و دخالت دولت را معادل «گرفتن مالیات بیشتر و ایجاد دردسر» میبینند.
-
ریزش شتابان نرخ عضویت در اتحادیهها: نرخ سندیکایی و حضور در اتحادیههای کارگری در برزیل طی ۱۰ سال گذشته تقریباً نصف شده و از ۱۵.۷ درصد در سال ۲۰۱۴ به ۸.۹ درصد در سال ۲۰۲۴ رسیده است.
پارادوکس حمایت و استقلال
نظرسنجی سفارشی حزب کارگر در سال ۲۰۲۵ ابعاد پیچیده این پارادوکس را روشن میکند: ۶۵ درصد از کارگران غیررسمی ترجیح میدهند «کارآفرین و خویشفرما» باشند و تنها ۲۷.۵ درصد تمایل به شغل رسمی کارمندی دارند. اما همزمان، ۵۶ درصد آنها تأکید کردهاند که داشتن چترهای حمایتی مانند مرخصی استعلاجی، بیمه حوادث و حداقل دستمزد برایشان «بسیار مهم» است.
با این حال، ناتوانی دولت لولا در تصویب قوانین حمایتی جدید به دلیل فشار شرکتهای فناوری و لایحه معطلمانده در کنگره، نشان میدهد که ادبیات سنتی جنبشهای کارگری قرن بیستم دیگر پاسخگوی ساختار معیشتی و روانشناختی نیروی کار دیجیتال در قرن بیستویک نیست.
۴۲/۴۲
















