ریحانه اسکندری: لندن، جولای ۲۰۲۶؛ وقتی خورشید در پس دیوارهای فولادی استادیوم توتنهام هاتسپر غروب میکند، زمین زیر پای ۶۲ هزار تماشاگر شروع به لرزیدن میکند. این لرزش نه یک زمینلرزه طبیعی، بلکه غرش هماهنگ و کرکننده «ارتش» هوادارانی است که پس از هفت سال دوری و انتظار عمیق، برای دیدار دوباره با بزرگترین گروه پاپ جهان، یعنی بیتیاس ، به این فضای ورزشی پناه آوردهاند.
در این شب جادویی، نوری که فضای تاریک استادیوم را روشن میکند، نه نورافکنهای سنتی صحنه، بلکه اقیانوسی مواج و ارغوانیرنگ از هزاران «بمب آرمی» (ARMY Bomb) همگامسازیشده با بلوتوث است که با هر ضربآهنگ موسیقی تغییر رنگ میدهند. تور جهانی «آریرانگ» که به مناسبت انتشار پنجمین آلبوم استودیویی گروه با همین نام آغاز شده، فراتر از یک تور بازگشت تجاری معمولی پس از اتمام خدمت سربازی اجباری اعضا، نشاندهنده یک دگرگونی عظیم ساختاری در نحوه اجرای برنامههای زنده موسیقی است.
طنین نتهای فولکلور در قلب مدرنیته؛ کالبدشکافی تور جهانی آریرانگ بیتیاس
تور جهانی آریرانگ که از تاریخ ۹ آوریل ۲۰۲۶ از استادیوم گویانگ در کره جنوبی آغاز شد و قرار است پس از ۱۱ ماه حضور مستمر در بزرگترین استادیومهای جهان، در ۱۶ مارس ۲۰۲۷ در بولاکان فیلیپین به پایان برسد، تبلور فیزیکی اقتدار و نفوذ بیرقیب این گروه هفتنفره در موسیقی مدرن است.
این تور پهناور با ۸۸ اجرای زنده در ۲۳ کشور مختلف، رکوردهای تجاری صنعت موسیقی را بار دیگر جابجا کرده است. در سه اجرای آغازین استادیوم گویانگ، ۱۲۷ هزار هوادار در هر شب با پرداخت مبالغی کلان که سودآوری معادل ۱۶.۹ میلیون دلار برای هر ست به همراه داشت، آغازگر این حماسه بودند.
در توکیو دم ژاپن، ۹۵ هزار و ۲۰۰ تماشاگر در دو شب درآمدی معادل ۱۸.۶ میلیون دلار ثبت کردند. این طوفان تجاری در آمریکای شمالی با سه اجرای متوالی در استادیوم ریموند جیمز تامپا با حضور ۱۹۴ هزار تماشاگر و سود ۴۰.۷ میلیون دلاری ادامه یافت.
دو شب اجرای پرشور در سان بول الپاسو با ۹۷ هزار و ۷۰۰ تماشاچی و کسب ۲۰ میلیون دلار، سه شب در استادیوم جیانپی سگوروس مکزیکوسیتی با ۱۴۶ هزار تماشاچی و کسب ۲۷.۸ میلیون دلار، سه شب در استادیوم استنفورد با ۱۵۲ هزار تماشاچی و کسب ۳۰.۵ میلیون دلار، و در نهایت چهار شب رویایی در استادیوم الیجنت لاسوگاس با حضور ۲۴۶ هزار هوادار مشتاق و سود خیرهکننده ۴۹.۵ میلیون دلاری، تنها بخشی از کارنامه مالی خیرهکننده این تور در ماههای اولیه آن بود.
پس از آن، گروه با دو اجرای عظیم در استادیوم اصلی آسیا در بوسان با حضور ۱۱۰ هزار نفر به وطن بازگشت و سپس مسیر خود را به سمت اروپا کج کرد؛ جایی که مادرید با ۱۲۰ هزار تماشاچی در ورزشگاه متروپولیتانو، بروکسل با ۱۲۰ هزار نفر در استادیوم شاه بودوئن و لندن با ۱۳۰ هزار تماشاچی در استادیوم تاتنهام هاتسپر، میزبان این حماسه ارغوانی بودند. این تور در ادامه به مونیخ، پاریس، نیوجرسی، بوستون، بالتیمور، آرلینگتون، تورنتو، شیکاگو، لسآنجلس، بوگوتا، لیما، سانتیاگو، لاپلاتا، سائوپائولو، کائوهسیونگ، بانکوک، کوالالامپور، سنگاپور و جاکارتا میرود تا در نهایت در اوایل سال ۲۰۲۷ پس از فتح ملبورن، سیدنی و هنگکنگ در فیلیپین به کار خود پایان دهد.
نام آلبوم و تور، «آریرانگ»، هوشمندانه از یک ترانه فولکلور و تاریخی کرهای الهام گرفته شده که ریشه در هویت عمیق این سرزمین دارد و با شعار تبلیغاتی «متولد کره، نواختهشده برای جهان» روانه بازار شد تا هویتی ملی را در کالبد مدرنترین موسیقی پاپ جهان تزریق کند.
این آلبوم ۱۴ قطعهای که در تاریخ ۲۰ مارس ۲۰۲۶ منتشر شد، تلاشی آگاهانه برای بازپسگیری ریشههای موسیقیایی گروه پس از سالها انتشار آثار انگلیسیزبان عامهپسند است. بررسی اجرای حماسی این گروه در لندن نشان میدهد که چگونه یک کنسرت کیپاپ میتواند تعادلی میان جلوههای ویژه هالیوودی و صمیمیت عمیق انسانی برقرار کند.
کنسرت با فضایی تاریک، لباسهای تماما مشکی، عینکهای دودی و آتشبازیهای سنگین آغاز میشود که تصویری بزرگتر از واقعیت از اعضای گروه روی نمایشگرهای غولپیکر استادیوم میسازد. اما این زره آهنین و سرد به مرور زمان فرو میریزد و جای خود را به صمیمیت، شوخیهای دوستانه روی صحنه و پیوند مستقیم با هواداران میدهد.
تنوع ژانری در این کنسرت شگفتانگیز است؛ از رپخوانیهای خشن و متالیک در قطعه پرانرژی «Hooligan» که تحت تأثیر کارهای تهیهکننده بزرگ ال گینچو ساخته شده و زمین استادیوم را به لرزه درمیآورد، تا نغمههای ملایم و شناور قطعه «Like Animals» که با همکاری کوین پارکر تولید شده و صمیمیتی بیواسطه پدید میآورد.
در این میان، قطعه افتتاحیه «Body to Body» با رهبری رپرهای گروه یعنی آرام، شوگا و جیهوپ و با ضربآهنگ کشسانی که توسط دیپلو ساخته شده، یادآور آثار ماندگار تیمبلند است. قطعه الکترونیک و کوبنده «Aliens» با تهیهکنندگی مایک ویل مید ایت و قطعه حماسی و فخرفروشانه «نسخه ۲.۰» که هشداری به رقبای نوپا در دوران غیبت گروه است، انرژی سالن را به اوج میرسانند. در بخش دوم، ترانه انگلیسی و سبک «Swim» مخاطب را به درون اقیانوسی از ملودیهای سینثپاپ شبیه به کارهای تروی سیوان میبرد و قطعه تفکربرانگیز «Merry Go Round» به بررسی چرخههای تکراری و خستهکننده شهرت میپردازد.
نقطه اوج این همافزایی عاطفی در قطعه پایانی یعنی «Into the Sun» شکل میگیرد؛ جایی که اعضای گروه مانیتورهای داخل گوش خود را برمیدارند تا صدای همخوانی هماهنگ دهها هزار هوادار را بشنوند و چشمان خود را به روی اقیانوس بیانتهای لایتاستیکها باز کنند. این تجربه بینظیر زنده، به بهترین شکل ممکن نشان میدهد که چرا اجراهای کیپاپ در سطحی متفاوت از استانداردهای سنتی جهان حرکت میکنند.
فراتر از تماشا؛ تفاوتهای ساختاری کنسرتهای کیپاپ با اجرای غربی
تفاوتهای میان یک کنسرت کیپاپ و یک کنسرت سنتی پاپ یا راک غربی بسیار عمیقتر از تفاوت در سبک موسیقی است و به کل ساختار، لجستیک و حتی فلسفه وجودی رویداد بازمیگردد.
در کنسرتهای غربی معمولا قبل از ورود ستاره اصلی، یک تا سه خواننده یا گروه نوپا به عنوان هنرمندان گرمکننده روی صحنه میروند تا تماشاگران را آماده کنند. اما کنسرتهای کیپاپ کاملا تکمحوری هستند. هیچ گروه افتتاحیه یا واسطهای وجود ندارد؛ تماشاگران از همان ثانیه نخست با گروه اصلی روبرو میشوند.
این ساختار به هنرمند اجازه میدهد تمام انرژی سالن را از ابتدا تا انتها مدیریت کند و زمان بیشتری برای اجرای قطعات خود داشته باشد؛ به طوری که یک کنسرت معمولی کیپاپ به راحتی بین دو و نیم تا سه ساعت به طول میانجامد و بیش از ۳۰ قطعه موسیقی در آن اجرا میشود.
تفاوت بعدی در تخصیص زمان برای تعامل مستقیم است. در کنسرتهای غربی، تعامل با مخاطب اغلب به چند جمله کوتاه میان آهنگها محدود میشود.
در کیپاپ اما بخشهای گفتگوی طولانی و ازپیشبرنامهریزیشده که به آن «تاک سشن» میگویند، بخش جداییناپذیری از کنسرت است. هنرمندان در این بخشها با صمیمیتی باورنکردنی درباره احساسات خود صحبت میکنند، توصیههای غذایی محلی دریافت میکنند، یا چالشهای سرگرمکنندهای مانند مسابقه بیشترین صدای فریاد میان بخشهای مختلف استادیوم به راه میاندازند. این تعامل شبهپاراسوشیال باعث میشود تماشاگر احساس کند بخشی فعال از خانواده بزرگ هنرمند است، نه صرفا یک خریدار بلیت.
جنبه تدارکات و تعهد هواداران نیز تفاوت چشمگیری دارد.
در کنسرتهای غربی، هواداران معمولا نزدیک به ساعت شروع برنامه به سالن مراجعه میکنند. اما هواداران کیپاپ به دلیل اصرار بر گرفتن بهترین جایگاههای ایستاده و مشارکت در رویدادهای پیش از کنسرت، از ساعتها قبل، گاهی از ظهر یا حتی روزهای قبل، جلوی دربهای استادیوم صف میکشند. کنسرت کیپاپ برای آنها یک آیین تمامروز است که شامل خرید محصولات انحصاری، تبادل کارتهای عکسدار و شرکت در پروژههای خیابانی هواداران میشود.
علاوه بر این، گستره جغرافیایی تورهای کیپاپ نیز کاملا متفاوت است. در حالی که هنرمندان غربی تورهای خود را در شهرهای متعددی برگزار میکنند که معمولا در فاصله کوتاهی از محل سکونت اکثر هواداران قرار دارد، تورهای کیپاپ بسیار متمرکزتر هستند و معمولا تنها به ۴ تا ۵ شهر بزرگ در هر کشور یا قاره محدود میشوند. این محدودیت جغرافیایی باعث میشود که هواداران کیپاپ برای تماشای اجرای هنرمند محبوب خود، بلیت هواپیما و هتل رزرو کنند و به شهرهای دیگر سفر کنند که این امر خود موجب رونق صنعت گردشگری و هتلداری در شهرهای میزبان میشود.
پدیده فیلمبرداری و استفاده از تلفن همراه نیز در این کنسرتها ابعاد متمایزی دارد. در حالی که در بسیاری از کنسرتهای راک یا کلاسیک غربی، فیلمبرداری طولانیمدت با گوشیهای همراه امری ناپسند تلقی میشود و تماشاگران ترجیح میدهند بر شنیدن موسیقی تمرکز کنند، در کنسرتهای کیپاپ ثبت فریم به فریم اجراها و انتشار سریع آنها در شبکههای اجتماعی بخشی از آیین هواداری است. هواداران کیپاپ با استفاده از گوشیهای خود، لحظات خاص، رقصهای دونفره یا حرکات بداهه اعضا را ثبت کرده و به عنوان ابزار ترویج گروه در فضای مجازی استفاده میکنند.
پوشش تماشاگران نیز در کنسرتهای کیپاپ به خودی خود یک بیانیه هنری است. در کنسرتهای غربی معمولا لباسهای معمولی، راحت یا شیک بدون تم خاصی پوشیده میشود. اما در کیپاپ، تماشاگران تلاش میکنند لباسهایی بپوشند که بازتابدهنده رنگ رسمی گروه، تم آلبوم یا استایل خاص عضو مورد علاقهشان (بایس) باشد.
پوشیدن تیشرتهایی با طرحهای اختصاصی، استفاده از تلهای سر نورانی با نام اعضا و هماهنگی کامل رنگ لباسها با کانسپت بصری تور، اتمسفر استادیوم را به یک فستیوال مد و لباس زنده تبدیل میکند.
در نهایت، تفاوت در بستههای ویژه بلیت و خدمات جانبی آنها بسیار چشمگیر است. در کنسرتهای غربی، بلیتهای گرانقیمت معمولا شامل صندلیهای بهتر، دسترسی به جایگاههای خاص یا امکان بلیت صوتی محدود است. اما در کیپاپ، بستههای وی آی پی با مبالغ بسیار بالا فروخته میشوند و هواداران با اشتیاق فراوان آنها را خریداری میکنند، چرا که این بستهها شامل فرصتهای بینظیری چون حضور در مراسم «تست صدا» پیش از شروع رسمی برنامه، جلسات پرسش و پاسخ صمیمی، عکسهای دستهجمعی با هنرمندان و حتی جلسات امضای آلبوم است که رویای دیرینه هر هواداری را برای برقراری ارتباط نزدیک و مستقیم با بتهای خود محقق میسازد.
مهندسی همبستگی بصری؛ ریشه لایتاستیکها و فناوری تعاملی
در کنسرتهای موسیقی غربی، تماشاگران نهایتا از فلاش گوشیهای همراه خود یا مچبندهای نوری سادهای که توسط برگزارکننده توزیع میشود استفاده میکنند. اما در دنیای کیپاپ، چوبهای نوری اختصاصی که به آنها لایتاستیک میگویند، به نماد اصلی هویت و ابزار مشارکت فعال تبدیل شدهاند.
تاریخچه استفاده از نور در کنسرتها ریشه در ژاپن دارد. این سنت اولین بار با اجرای سایجو هیدکی در سال ۱۹۷۴ در استادیوم اوساکا آغاز شد، جایی که هواداران از لولههای نوری ساده یا چراغقوههای کوچک برای همراهی با موسیقی استفاده کردند.
در اواخر دهه ۱۹۹۰، کمپانیهای بتسازی ژاپنی شروع به فروش لایتاستیکهای رسمی برای کنسرتها کردند و در سال ۲۰۱۴، گروه محبوب آراشی با همگامسازی چراغهای نوری با بلیتهای تماشاگران در تور دیژیتالیان، انقلابی در استفاده از تماشاچیان به عنوان بخشی از نورپردازی صحنه ایجاد کرد. در کره جنوبی، هواداران نسل اول در ابتدا از بادکنکهای رنگی برای تمایز خود استفاده میکردند؛ به طوری که هواداران گروه اِچ.او.تی بادکنکهای سفید و هواداران گروه جی.او.دی بادکنکهای آبی آسمانی به دست میگرفتند. اما در سال ۲۰۰۶، جیدراگون، رهبر نابغه گروه بیگبنگ با طراحی اولین لایتاستیک رسمی با نام «بنگ بونگ» این سنت را تغییر داد و راه را برای تولید لایتاستیکهای اختصاصی برای هر گروه باز کرد.
امروزه، لایتاستیکها مجهز به فناوری بلوتوث و اپلیکیشنهای همگامسازی پیشرفته نظیر Weverse هستند.
هنگام ورود به استادیوم، تماشاگر بلیت خود را با لایتاستیک جفت میکند. در طول کنسرت، اتاق کنترل مرکزی هدایت رنگ، فرکانس و ریتم چشمکزدن تکتک لایتاستیکها را بر عهده میگیرد. نتیجه این فناوری شگفتانگیز، تبدیل شدن جمعیت استادیوم به یک مانیتور زنده غولپیکر است که با امواج نوری هماهنگ، جلوههای بصری خیرهکنندهای خلق میکند. هر گروه لایتاستیک منحصربهفرد خود را با کانسپت و کارهای هنری خود هماهنگ کرده است؛ بمبهای نوری بیتیاس نمادی از اتحاد جهانی، لایتاستیک بلکپینک به شکل یک چکش صورتی بازیگوش و لایتاستیک توایس به شکل یک آبنبات شیرین، هویتهای متمایزی خلق میکنند.
مکمل این جلوههای بصری پویا، پدیده «فنچنت» یا شعارهای هماهنگ هواداران است.
بر خلاف کنسرتهای غربی که هواداران بدون هماهنگی و در تمام طول آهنگ با خواننده همخوانی میکنند و گاهی صدای خواننده را تحتالشعاع قرار میدهند، فنچنتها الگوهایی دقیق و پیشبینیشده هستند که توسط خود هواداران یا کمپانیها طراحی میشوند. هواداران پیش از کنسرت با تماشای ویدیوهای راهنما، زمانبندی دقیق فریاد زدن نام اعضا (معمولا به ترتیب سن یا نقش)، تکرار مصرعهای کلیدی یا پاسخ به ترجیعبندهای آهنگ را تمرین میکنند. این هماهنگی صوتی باشکوه، فضایی حماسی خلق میکند که در آن تماشاگران رسما به عنوان نوازندگان بخش کُر در اجرای زنده مشارکت دارند و دیالوگی عاطفی و آهنگین با هنرمندان روی صحنه برقرار میسازند.
پروژههای خودجوش هواداری و اقتصاد چرخهای خاطرات
یکی دیگر از جلوههای منحصربهفرد کنسرتهای کیپاپ که در هیچ ژانر موسیقی دیگری در این ابعاد دیده نمیشود، «پروژههای شعار هواداری» است. این پروژهها به صورت کاملا مخفیانه و مستقل توسط کلوپهای هواداری برنامهریزی و از طریق کمکهای مالی آنلاین تأمین میشوند. بنرهای دستی معمولا در اندازههای استاندارد ۱۱ در ۶ اینچ برای حمل آسان و یا ۱۷ در ۵.۵ اینچ برای دید بهتر در استادیومهای بزرگ با استفاده از کاغذهای گلاسه باکیفیت و پوششهای مقاوم طراحی و چاپ میشوند.
در آغاز کنسرت، به هر تماشاچی یک بنر کاغذی یا پارچهای حاوی پیامی عاطفی و خاص به زبان کرهای داده میشود. زمانبندی بالا بردن این بنرها به شدت پنهان نگه داشته میشود تا در لحظهای مشخص، هزاران دست به طور همزمان بنرها را بالا ببرند و هنرمندان روی صحنه را غافلگیر کنند. این لحظات ناب و احساسی بارها اشک شوق را بر چشمان بزرگترین ستارههای کیپاپ جاری ساخته و پیوند عمیق عاطفی میان هنرمند و هوادار را به شکلی ملموس عیان میکند.
این حجم عظیم از بنرها و مواد تبلیغاتی پلاستیکی و کاغذی که در گذشته پس از پایان کنسرتها دور ریخته میشدند، امروزه با رویکردهای زیستمحیطی خلاقانهای همراه شدهاند. به عنوان مثال، کمپانی هایب (HYBE) در اقدامی پیشرو با همکاری برند جهانی بازیافت «نوکاک» (Nukak)، پروژهای را برای جمعآوری بنرهای غولپیکر نصبشده در استادیومها و محلهای برگزاری کنسرتهای بزرگ آغاز کرده است.
بنرهایی که در دهمین سالگرد تاسیس بیتیاس یا تورهای بزرگ دیگر گروهها مانند سونتین، تیاکستی، انهایپن و لسرافیم استفاده شده بودند، به جای زباله شدن، وارد فرآیند بازیافت خلاقانه میشوند. نوکاک این بنرها را شستشو داده، سطح آنها را برای افزایش دوام پوششدهی میکند و با فرآیندهای ضدآلودگی، کیفیت پارچه را بهبود میبخشد تا در نهایت به کیفهای پول، کیسههای آرایشی و کیفهای دوشی منحصربهفرد تبدیل شوند. این ابتکار زیستمحیطی به هواداران این امکان را میدهد تا تکهای واقعی از خاطره فیزیکی آن شب جادویی را برای همیشه به همراه داشته باشند.
همچنین، پیش از شروع کنسرتها، کلوپهای هواداری رویدادهای جانبی بیشماری مانند رویدادهای «کاپاسلیو» در کافههای اطراف استادیوم سازماندهی میکنند. کافهها با عکسهای حرفهای، آثار هنری هواداران، بادکنکها و بنرها تزیین میشوند و منوهایی با تمهای اختصاصی و الهامگرفته از جوکهای درونی گروه ارائه میدهند. هواداران با خرید یک نوشیدنی، جالیوانیهای کاغذی تزیینشده با چهره اعضای گروه را به همراه کارتهای عکسدار هدیه میگیرند و در فضایی کاملاً دوستانه به تبادل کارتها و گفتگو با دیگر هواداران میپردازند که این امر حس تعلق به یک جامعه جهانی پویا را دوچندان میکند.
بستر تاریخی و حمایت سیستماتیک؛ هالیو چگونه متولد شد؟
بسیاری از ناظران خارجی به اشتباه تصور میکنند که موفقیت جهانی کیپاپ پدیدهای ناگهانی و تصادفی است، اما کالبدشکافی دقیق نشان میدهد که هالیو محصول مستقیم یک همکاری بینظیر و سیستماتیک میان بخش خصوصی خلاق و سیاستگذاریهای کلان دولتی در کره جنوبی است. در پی پایان دوران سانسورهای نظامی و تصویب قانون تلویزیون کابلی در دسامبر ۱۹۹۱، رسانههای کره فضای جدیدی برای نوآوری پیدا کردند. در سال ۱۹۹۶، دادگاه قانون اساسی کره به طور کامل قوانین سانسور فیلم و موسیقی را لغو کرد و این اقدام مانند انفجاری بزرگ، سدهای خلاقیت هنرمندان جوان را شکست تا بتوانند به موضوعات جسورانهتر و نوین بپردازند.
نقطه عطف اقتصادی با بحران مالی ویرانگر آسیا در سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ شکل گرفت. کره جنوبی ناچار به دریافت وام هنگفت ۹۷ میلیارد دلاری از صندوق بینالمللی پول شد که البته با بازیابی سریع اقتصادی توانست آن را سه سال پیش از موعد در سال ۲۰۰۱ تسویه کند. در اوج این بحران، رئیسجمهور وقت، کیم دای-جونگ، دریافت که صنایع سنتی مانند خودروسازی و فولاد دیگر به تنهایی برای بقای اقتصادی کشور در عصر جهانیشدن کافی نیستند. او در سال ۱۹۹۸ «طرح توسعه و حمایت از صنعت هالیو» را کلید زد و بودجه بخش فرهنگ را از ۱۴ میلیون دلار در سال ۱۹۹۸ به ۸۴ میلیون دلار در سال ۲۰۰۱ افزایش داد.
دولتهای بعدی نیز هر یک به سهم خود این مسیر را توسعه دادند؛ دولت رو مو-هیون در سال ۲۰۰۵ کمیته مشورتی سیاست هالیو را برای تقویت استقلال بخش خصوصی ایجاد کرد. دولت لی میونگ-باک نام این صنعت را به «صنعت محتوای فرهنگی» تغییر داد و کمیتهای متشکل از ۱۱ وزارتخانه برای هماهنگی صادرات فرهنگی تاسیس کرد. این مسیر تا به امروز ادامه یافته است، به طوری که در سال ۲۰۲۳، دولت کره جنوبی بودجهای معادل ۷۹۰ میلیارد وون (حدود ۶۲۲.۵ میلیون دلار آمریکا) را برای حمایت از استارتآپهای خلاق و توسعه صادرات فرهنگی اختصاص داد.
توسعه زیرساختهای اینترنت پرسرعت در سراسر کشور و تخصیص یکسوم از کل سرمایهگذاریهای خطرپذیر دولتی به بخش سرگرمی، شالوده تکنولوژیک کیپاپ را مستحکم ساخت. این سرمایهگذاریهای عظیم باعث شد تا کیفیت تولیدات صوتی و تصویری و همچنین کیفیت اجرای زنده کنسرتهای کیپاپ به سطحی از استانداردهای کمالگرایانه برسد که تماشاگر غربی را مبهوت خود کند. موج هالیو که در سال ۲۰۰۴ حدود ۰.۲ درصد از کل تولید ناخالص داخلی کره جنوبی معادل ۱.۸۷ میلیارد دلار را تشکیل میداد، در سال ۲۰۱۹ به رقم خیرهکننده ۱۲.۳ میلیارد دلار رسید و به موتور محرکی برای رونق صنایع دیگری چون محصولات آرایشی، مد، غذاهای کرهای و گردشگری بدل شد.
فاتحان موسیقی جهان؛ چگونه بیتیاس راه را برای نسل جدید هموار کرد؟
وقتی در سال ۲۰۱۳ گروه هفتنفره بیتیاس متشکل از آرام، جین، شوگا، جیهوپ، جیمین، وی و جونگکوک تحت نظر یک کمپانی کوچک و گمنام به نام بیگهیت اینترتینمنت کار خود را آغاز کردند، بازار موسیقی در سیطره کامل سه کمپانی بزرگ سرگرمی کره بود و شانس موفقیت برای یک گروه مستقل تقریبا صفر به نظر میرسید. اما آنها به جای تقلید از فرمولهای تکراری، به روایت صادقانه از تجربیات زیسته نسل جوان پرداختند. اشعار آنها به موضوعاتی چون اضطرابهای دوران جوانی، فشارهای سیستم آموزشی، نابرابریهای طبقاتی و سلامت روان پرداخت که تا پیش از آن در کیپاپ تابو به شمار میرفت.
این اصالت عمیق، ارتش بزرگی از هواداران وفادار به نام آرمی (ARMY) را در سراسر جهان شکل داد. با حمایت بیدریغ این شبکه جهانی، بیتیاس اولین هنرمند تاریخ کره شد که به فروش فیزیکی تجمعی بیش از ۲۰ میلیون نسخه دست یافت. آنها با آلبومهای موفقی چون «عشق خودت را ابراز کن: اشک» و «نقشه روح: ۷» صدر جدول بیلبورد ۲۰۰ را فتح کردند و با قطعات انگلیسیزبان خود نظیر «دینامیت» و «کره» به صدر جدول بیلبورد هات ۱۰۰ رسیدند تا این پیشفرض قدیمی را که آثار غیرانگلیسیزبان نمیتوانند در غرب به موفقیت پایدار برسند، به طور کامل نابود کنند.
اوج تجلی این موفقیت در تور استادیومی Speak Yourself در سال ۲۰۱۹ رقم خورد. آنها در ۱۶ اجرای اولیه خود در استادیومهای بزرگی چون ومبلی لندن، رُز بول پاسادنا، سالجر فیلد شیکاگو و متلایف نیوجرسی، بیش از ۸۱۵ هزار بلیت فروختند و سود خیرهکننده ۹۹.۲۶ میلیون دلاری ثبت کردند. دو شب اجرای افسانهای آنها در رُز بول با فروش ۱۱۳ هزار و ۴۰ بلیت و درآمد ۱۶.۶ میلیون دلاری، رکورد گرانترین و پردرآمدترین رویداد تاریخ این ورزشگاه را شکست و بالاتر از بزرگان غربی چون تیلور سوئیفت، یوتو و بیانسه قرار گرفت. بلیتهای استادیوم ومبلی لندن نیز تنها در مدت ۹۰ دقیقه به طور کامل فروخته شد و پخش زنده آنلاین این اجراها بیش از ۱۴۰ هزار بیننده پولی را به خود جذب کرد.
سخنرانیهای تاریخی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بازدید از کاخ سفید به عنوان سفیران مبارزه با نفرتپراکنی علیه آسیاییها، و نامزدیهای متعدد در جوایز گرمی، موقعیت بیتیاس را از یک گروه موسیقی معمولی به سطح سفیران فرهنگی و دیپلماتهای بینالمللی ارتقا داد. این دستاوردهای بیسابقه، مسیر را برای نسلهای بعدی کیپاپ نظیر استرای کیدز، سونتین، تیاکستی و دیگران هموار کرد تا بتوانند با اعتماد به نفس در استادیومهای بزرگ جهان به اجرای برنامه بپردازند و خود را به عنوان هنرمندانی تراز اول در سطح بینالمللی معرفی کنند.
تبلور یک هژمونی فرهنگی نوین؛ آینده صنعت سرگرمی در تسخیر مدل مشارکتی
موفقیت خیرهکننده و ماندگار کنسرتهای کیپاپ که امروز در تور جهانی آریرانگ بیتیاس به اوج شکوفایی خود رسیده است، نشاندهنده یک تغییر پارادایم اساسی در ساختار اجرای زنده موسیقی در قرن بیست و یکم است.
کیپاپ با پیوند زدن کمالگرایی فیزیکی و هنری سیستم کارآموزی به فناوریهای پیشرفته بصری و شبکهسازیهای عمیق عاطفی کلوپهای هواداری، رویدادی را خلق کرده است که تماشاچیان در آن به اندازه هنرمندان روی صحنه، خلاق و اثرگذار هستند. این مدل مشارکتی بینظیر که مفاهیم پایداری زیستمحیطی را نیز از طریق بازیافت بنرهای استادیومی به خدمت گرفته، استانداردهای جدیدی را تعریف کرده است که صنایع سرگرمی غربی ناگزیر به یادگیری و اقتباس از آن خواهند بود.
موج کرهای دیگر یک حباب موقت نیست، بلکه به هژمونی فرهنگی قدرتمند و پایداری تبدیل شده که با هر ضربآهنگ ارغوانی لایتاستیکها، مرزهای جغرافیایی را درمینوردد و قلبهای جهان را با زبانی مشترک به هم پیوند میدهد.
۵۹۲۴۴















