به گزارش برگزیده، صابر گلعنبری، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، در یادداشتی با عنوان «درباره شدیدترین درگیری» به تحلیل ابعاد و پیامدهای درگیریهای ساعات اخیر میان ایران و آمریکا پرداخت.
او با اشاره به تنشهای هفتههای اخیر در خلیج فارس و دریای عمان نوشت که سواحل جنوبی ایران، خلیج فارس و دریای عمان طی هفتههای گذشته بارها شاهد تنشهای شبانه و پراکنده بودهاند، اما عملیات دیشب تا سپیدهدم امروز از نظر شدت و ابعاد، سنگینترین نمونه در نوع خود به شمار میرود؛ رخدادی که دلالتها و پیامدهای آن بسیار فراتر از یک برخورد نظامی محدود است.
گلعنبری در ادامه با اشاره به درگیری محدود میان ایران و اسرائیل در روزهای یکشنبه و دوشنبه گذشته، تأکید کرد که برخی تحلیلگران با نگاهی خوشبینانه، اظهارات دونالد ترامپ و خودداری واشینگتن از ورود مستقیم به آن درگیری را نشانهای از عقبنشینی آمریکا یا فاصله گرفتن کاخ سفید از تلآویو تعبیر کردند و حتی آن را مقدمهای برای نزدیک شدن به توافق دانستند.
با این حال، به اعتقاد این تحلیلگر، مسائل کلان و روندهای راهبردی را نمیتوان صرفاً بر مبنای حوادث روزمره و موضعگیریهای مقطعی تحلیل کرد. به باور او، جدا کردن رخدادهای روزانه از «تصویر کلی» باعث میشود تحلیلگر در دام روزمرگی گرفتار شود؛ وضعیتی که در آن هر حادثه به ارائه یک تحلیل جدید منجر میشود و ساعاتی بعد با وقوع رویدادی دیگر، همان تحلیل جای خود را به تفسیری متفاوت و حتی متناقض میدهد.
به نوشته گلعنبری، جرقه درگیریهای اخیر پس از ادعای آمریکا درباره سرنگونی یک فروند بالگرد پیشرفته آپاچی زده شد؛ موضوعی که همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. او یادآور شد که طرف ایرانی مسئولیت این حادثه را نپذیرفته و در بیانیههای رسمی نیروهای مسلح ایران نیز از آن به عنوان «بهانهای واهی» برای آغاز حملات یاد شده است.
این تحلیلگر در ادامه سه لایه تحلیلی برای حملات اخیر ترسیم میکند.
نخستین لایه، تلاش آمریکا برای تغییر ادراک و محاسبات ایران است. به باور او، واشینگتن به این جمعبندی رسیده که تهران زمان را به نفع خود میبیند و تصور میکند آمریکا به دلیل برگزاری جام جهانی فوتبال و همچنین انتخابات پیشروی کنگره، تمایلی به ورود به جنگی جدید ندارد. از این منظر، ایران انگیزهای برای عقبنشینی یا امتیازدهی در مذاکرات احساس نمیکند. گلعنبری معتقد است حملات سنگین اخیر با هدف تغییر این برداشت و ارسال این پیام صورت گرفته که آمریکا در هر لحظه آمادگی ورود به بالاترین سطح درگیری را دارد.
به گفته او، لایه دوم این حملات را باید در چارچوب تلاش دونالد ترامپ برای اعلام «پیروزی کامل در جنگ» ارزیابی کرد. گلعنبری مینویسد اگر رئیسجمهور آمریکا قصد داشته باشد طی هفتههای آینده پایان جنگ را اعلام کند، ترجیح خواهد داد این اقدام را پس از نمایش اقتدار نظامی انجام دهد تا اعلام پیروزی او با یک پیوست رسانهای و نظامی قدرتمند همراه شود. از همین رو، احتمال تکرار درگیریهای شدید مشابه در روزهای آینده دور از انتظار نیست.
اما سومین و بدبینانهترین سناریو از نگاه این تحلیلگر، آن است که حملات دیشب مقدمهای برای عملیاتهای گستردهتر باشد. او در این زمینه به ماهیت اهداف مورد حمله اشاره میکند و مینویسد هدف قرار گرفتن سامانههای پدافند هوایی و رادارها موضوعی قابل تأمل است؛ چرا که در جنگها معمولاً انهدام رادارها زمانی در اولویت قرار میگیرد که قرار باشد حملات سنگینتری در مراحل بعدی انجام شود.
گلعنبری همچنین به شباهت این حملات با عملیات اخیر اسرائیل اشاره میکند و مینویسد که تلآویو نیز در حملات دوشنبه خود از تاکتیکی مشابه بهره برد؛ با این تفاوت که آمریکا رادارهای سواحل جنوبی ایران را هدف قرار داد و اسرائیل تمرکز خود را بر مناطق مرکزی و غربی کشور گذاشت. به اعتقاد او، این همپوشانی جغرافیایی میتواند نشانهای از مکمل بودن دو عملیات و وجود نوعی تقسیم کار نظامی میان آمریکا و اسرائیل باشد.
این تحلیلگر در بخش دیگری از یادداشت خود به موضعگیری اخیر ترامپ درباره بنیامین نتانیاهو پرداخت و نوشت که هرچند میان واشینگتن و تلآویو اختلافات تاکتیکی وجود دارد، اما عدم مشارکت مستقیم و آشکار آمریکا در حمله اسرائیل، با وجود نقشآفرینی فعال سنتکام در حوزه پشتیبانی، بیش از هر چیز ریشه در ملاحظات و انگیزههای داخلی دارد.
به باور گلعنبری، ترامپ طی سه ماه اخیر تحت فشار افکار عمومی آمریکا قرار داشته و از سوی منتقدان متهم شده است که جنگ علیه ایران را به خاطر منافع اسرائیل دنبال میکند. از این رو، او تلاش کرده است با موضعگیری در قبال درگیری اخیر ایران و اسرائیل، این اتهام را از خود دور کند و به افکار عمومی آمریکا نشان دهد که واشینگتن برای اسرائیل نمیجنگد.
او در پایان مینویسد رئیسجمهور آمریکا با برجسته کردن ماجرای بالگرد آپاچی، تلاش کرده روایت مورد نظر خود را تثبیت کند؛ روایتی که بر اساس آن، جنگ نه برای حمایت از اسرائیل، بلکه در راستای دفاع از نیروهای آمریکایی و تأمین منافع ملی ایالات متحده دنبال میشود.
گلعنبری در پایان تأکید میکند که این تقابل پیچیده همچنان ادامه خواهد داشت و بررسی جزئیات طرح احتمالی ترامپ برای اعلام پیروزی در جنگ را به یادداشت بعدی خود موکول کرده است.
315
















