برگزیده- زهره نوروزپور: پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا و از دست رفتن کنترل هر دو مجلس کنگره از سوی جمهوریخواهان، معادلات سیاسی واشنگتن را در دو سال پایانی ریاستجمهوری دونالد ترامپ تغییر میدهد؛ تغییری که پیامدهای آن به داخل آمریکا محدود نخواهد ماند. در تلآویو، بنیامین نتانیاهو نگران است که افزایش فشارهای سیاسی بر ترامپ، او را از ادامه جنگ با ایران به سمت توافق با تهران سوق دهد. در ابوظبی، مقامهای اماراتی بیش از هر چیز از بازگشت درگیریها و آسیب دیدن امنیت و اقتصاد منطقه بیم دارند و در مسکو نیز ولادیمیر پوتین باید خود را برای مواجهه با کنگرهای آماده کند که ممکن است نظارت بر سیاستهای ترامپ در قبال روسیه و اوکراین را افزایش دهد. سه بازیگری که هر یک از زاویهای متفاوت، نتایج انتخابات آمریکا را دنبال میکنند.
نتایج انتخابات سوم نوامبر، فراتر از پیشبینیهای اولیه، به شکست سنگین جمهوریخواهان انجامید. دموکراتها با کسب اکثریت در مجلس نمایندگان و سنا، کنترل هر دو مجلس کنگره را به دست گرفتند؛ اتفاقی که میتواند از ژانویه ۲۰۲۷، فضای سیاسی متفاوتی را در برابر دولت ترامپ قرار دهد. اگرچه رئیسجمهور آمریکا همچنان از اختیارات گستردهای در حوزه سیاست خارجی، دیپلماسی و فرماندهی نیروهای نظامی برخوردار است، اما از دست رفتن اکثریت کنگره به معنای دشوارتر شدن پیشبرد دستور کار دولت، افزایش نظارت بر تصمیمهای کاخ سفید و بالا رفتن هزینه سیاسی برخی سیاستهای داخلی و خارجی خواهد بود.
این نتیجه در شرایطی رقم خورد که پیش از انتخابات، بسیاری از پیشبینیها از احتمال بازپسگیری مجلس نمایندگان از سوی دموکراتها حکایت داشت، اما حفظ سنا برای جمهوریخواهان محتملتر ارزیابی میشد. با این حال، پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس، دامنه شکست حزب حاکم را گستردهتر کرد. دونالد ترامپ نیز چهارم نوامبر در گفتوگو با رسانههای آمریکایی پذیرفت که جنگ ایران در شکست نامزدهای جمهوریخواه نقش داشته است؛ هرچند همچنان از تصمیم خود برای ورود به جنگ دفاع کرد و گفت اگر به گذشته بازگردد، همان تصمیم را تکرار خواهد کرد.
اما اهمیت این انتخابات فقط به آینده سیاسی ترامپ و رقابتهای حزبی در آمریکا محدود نمیشود. جنگ ایران، روابط واشنگتن با متحدان منطقهای و حتی سیاست آمریکا در قبال جنگ اوکراین، از جمله پروندههایی هستند که ممکن است از تغییر ترکیب کنگره تأثیر بپذیرند. در این میان، سه بازیگر منطقهای و بینالمللی، هر یک با نگرانیهای متفاوت، تحولات واشنگتن را دنبال میکنند.
نتانیاهو در برابر کنگرهای که دیگر همراه ترامپ نیست
نتایج انتخابات آمریکا برای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ بهخصوص در شرایطی که اختلافنظر درباره چگونگی ادامه جنگ با ایران و مسیر مذاکرات تهران و واشنگتن، به یکی از موضوعات حساس روابط او با دونالد ترامپ تبدیل شده است.
نتانیاهو در ماههای گذشته تلاش کرده است فشار نظامی بر ایران حفظ شود و هرگونه توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن به شکلی پیش نرود که از نگاه اسرائیل، تواناییهای هستهای و منطقهای ایران را دستنخورده باقی بگذارد. در مقابل، ترامپ با مجموعهای از ملاحظات متفاوت روبهروست: هزینههای جنگ، فشار اقتصادی بر شهروندان آمریکایی، پیامدهای سیاسی ادامه درگیری و وعدههای انتخاباتی خود درباره پایان دادن به جنگها.این اختلاف در تماس تلفنی اخیر دو رهبر نیز بازتاب پیدا کرد. باراک راوید، خبرنگار آکسیوس، اول نوامبر گزارش داد که نتانیاهو در گفتوگویی با ترامپ خواستار ازسرگیری حملات به ایران بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای شده است؛ اما رئیسجمهور آمریکا ترجیح میدهد فعلاً فرصت بیشتری به مذاکرات بدهد.
به نوشته آکسیوس، منابع اسرائیلی و آمریکایی این گفتوگو را صریح و دشوار توصیف کردهاند. ترامپ در همان مقطع گفته بود که مذاکرات با ایران بهخوبی پیش میرود و برای تصمیمگیری درباره بازگشت به جنگ عجلهای ندارد. با این حال، او همزمان از باقی ماندن یک یا دو هدف هستهای در ایران سخن گفته بود که آمریکا ممکن است آنها را هدف قرار دهد.
این موضعگیریها نشان میدهد که واشنگتن و تلآویو، دستکم در مقطع کنونی، درباره اولویتهای خود در قبال ایران محاسبات یکسانی ندارند. نتانیاهو نگران است که ادامه مذاکرات به توافقی منجر شود که از نظر اسرائیل، اهداف اصلی جنگ را تأمین نکند؛ در حالی که ترامپ باید میان ادامه عملیات نظامی و دستیابی به توافقی که بتواند آن را بهعنوان دستاوردی سیاسی معرفی کند، تصمیم بگیرد.
اکنون شکست جمهوریخواهان و تغییر ترکیب کنگره، این محاسبات را پیچیدهتر کرده است. روزنامه جروزالم پست در بررسی پیامدهای انتخابات برای اسرائیل، پیش از اعلام نتایج، به سه نگرانی اصلی تلآویو اشاره کرده بود: احتمال تغییر رویکرد ترامپ در قبال ایران، افزایش نظارت کنگره بر روابط نظامی آمریکا و اسرائیل و تأثیر این تحولات بر رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸.
از این منظر، ترامپ با دو مسیر اصلی روبهروست. نخست، ادامه تلاشهای دیپلماتیک و دستیابی به توافقی با ایران که امکان پایان دادن به جنگ را فراهم کند و به او اجازه دهد این نتیجه را بهعنوان موفقیتی سیاسی به افکار عمومی آمریکا عرضه کند. مسیر دیگر، ازسرگیری عملیات نظامی و انجام حملاتی محدود اما شدید با هدف افزایش فشار بر تهران و اعلام تحقق اهداف نظامی آمریکا است.
در هر دو حالت، خواستههای اسرائیل لزوماً با تصمیم کاخ سفید همراستا نخواهد بود. اگر ترامپ به سمت توافق حرکت کند، نتانیاهو باید با احتمال کنار گذاشته شدن بخشی از مطالبات تلآویو در برابر اولویت واشنگتن برای پایان جنگ مواجه شود. اگر هم رئیسجمهور آمریکا گزینه نظامی را انتخاب کند، این بار باید پیامدهای سیاسی و نظارتی تصمیم خود را در برابر کنگرهای با اکثریت دموکرات در نظر بگیرد.
آیپک و پایان اجماع بیدردسر بر سر اسرائیل
یکی دیگر از پیامدهای انتخابات برای اسرائیل، تغییر فضای سیاسی کنگره درباره روابط واشنگتن و تلآویو است. حمایت از اسرائیل برای سالها یکی از موضوعات برخوردار از پشتوانه گسترده دوحزبی در آمریکا بود؛ اما در سالهای اخیر، بهویژه در میان نسل جوانتر دموکراتها، انتقاد از سیاستهای دولت اسرائیل و مخالفت با کمکهای نظامی بدون قیدوشرط افزایش یافته است.
پیروزی نامزدهایی که مواضع انتقادیتری درباره کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل دارند، میتواند این تغییر را از سطح رقابتهای انتخاباتی به عرصه قانونگذاری و نظارت کنگره منتقل کند.
با در اختیار گرفتن هر دو مجلس، دموکراتها از ژانویه ریاست کمیتههای مهم، امکان تعیین دستور کار جلسات و ابزارهای نظارتی بیشتری در اختیار خواهند داشت. این وضعیت میتواند زمینه برگزاری جلسات استماع و تحقیقات درباره کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل، نحوه استفاده از تسلیحات آمریکایی و سیاستهای دولت نتانیاهو را فراهم کند.
این تحول برای آیپک، کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل، و دیگر گروههای حامی اسرائیل در واشنگتن اهمیت دارد. این گروهها طی سالهای گذشته برای حفظ حمایت دوحزبی از تلآویو و جلوگیری از محدود شدن کمکهای نظامی آمریکا فعالیت گستردهای داشتهاند. اکنون افزایش شمار نمایندگان منتقد اسرائیل میتواند حفظ اجماع پیشین را دشوارتر کند.
البته پیروزی دموکراتها به معنای مخالفت همه اعضای این حزب با کمک نظامی به اسرائیل یا قطع فوری حمایت آمریکا از تلآویو نیست. در میان رهبران دموکرات، چهرههایی مانند چاک شومر و حکیم جفریز همچنان از حامیان روابط آمریکا و اسرائیل به شمار میروند. بنابراین، مسئله اصلی تغییر یکباره سیاست واشنگتن نیست؛ بلکه افزایش اختلافنظر درون حزب دموکرات و فراهم شدن امکان طرح جدیتر پرسشهایی است که پیشتر با موانع بیشتری در کنگره روبهرو بودند.
از جمله اینکه کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل باید تحت چه شرایطی ادامه پیدا کند؟ آیا واشنگتن باید این کمکها را به تغییر سیاستهای دولت نتانیاهو مشروط کند؟ و حمایت نظامی آمریکا تا چه اندازه باید با تصمیمهای تلآویو در جنگهای منطقهای همراه باشد؟
گزارش جیتیای، آژانس تلگرافیک یهودی، درباره انتخابات نیز بر همین تغییر فضای سیاسی تأکید داشت. این رسانه پیش از انتخابات نوشت که با وجود حمایت رهبران اصلی حزب دموکرات از اسرائیل، شمار سیاستمداران منتقد دولت نتانیاهو در این حزب افزایش یافته است. در این گزارش همچنین به نقش آیپک در رقابتهای انتخاباتی و هزینهکرد این گروه علیه برخی نامزدهای منتقد اسرائیل اشاره شده بود.
پیروزی آدام حماوی، جراح آمریکایی و عضو پیشین ارتش آمریکا که در مأموریتهای پزشکی به غزه نیز حضور داشته است، نمونه دیگری از این تحول به شمار میرود. او با شکست گرگ میله، نامزد جمهوریخواه، به کرسی حوزه انتخابیه دوازدهم نیوجرسی در مجلس نمایندگان راه یافت. حماوی در جریان کارزار انتخاباتی خود خواستار پایان کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل و اعمال محدودیت بر ارسال تسلیحات به این کشور شده بود. او همچنین از منتقدان سیاستهای دولت نتانیاهو در جنگ غزه است.
مجموع این تحولات برای نخستوزیر اسرائیل فراتر از یک اختلاف مقطعی با دولت آمریکا است. پیروزی چهرههایی مانند عبدالسید و حماوی، در کنار افزایش شمار نمایندگان منتقد سیاستهای اسرائیل، نشان میدهد که بخشی از حزب دموکرات دیگر حمایت بیقیدوشرط از دولت نتانیاهو را یک اصل بدیهی نمیداند. این تغییر میتواند در رقابتهای ریاستجمهوری ۲۰۲۸ نیز بازتاب پیدا کند و نامزدهای دموکرات را با مطالبات جدیتری درباره جنگ غزه، کرانه باختری، کمکهای نظامی به اسرائیل و نقش آیپک روبهرو سازد.
با این حال، لابی اسرائیل همچنان از شبکه گستردهای از حامیان سیاسی، مالی و سازمانی در هر دو حزب برخوردار است. بنابراین، شکست جمهوریخواهان به معنای از دست رفتن نفوذ آیپک در واشنگتن نیست؛ بلکه چالش تازه این گروه، دشوارتر شدن حفظ اجماع پیشین و مواجهه با نسلی از سیاستمداران است که انتقاد علنی از سیاستهای اسرائیل را هزینهای قابلقبول در رقابت سیاسی خود میدانند.
امارات؛ نگرانی از بازگشت جنگ و پیامدهای آن برای خلیج فارس
در ابوظبی، نتیجه انتخابات آمریکا از زاویهای متفاوت دنبال میشود. برخلاف اسرائیل که نگران تغییر رویکرد ترامپ در قبال ایران و محدود شدن آزادی عمل تلآویو است، نگرانی اصلی امارات به پیامدهای امنیتی و اقتصادی بازگشت جنگ مربوط میشود. البته نمیتوان گفت مقامهای اماراتی رسماً از پیروزی دموکراتها استقبال کردهاند یا از آن ناراضی هستند؛ آنچه از مواضع اعلامشده آنها برمیآید، ترجیح جلوگیری از گسترش دوباره درگیریها در منطقه است.
امارات در سالهای اخیر روابط نزدیکی با دولت ترامپ برقرار کرده و در حوزههای امنیتی، اقتصادی و فناوری از همکاری با واشنگتن بهره برده است. با این حال، جنگ ایران برای ابوظبی صرفاً یک بحران در روابط تهران و واشنگتن نیست. نزدیکی جغرافیایی به ایران، اهمیت بنادر و زیرساختهای انرژی و جایگاه امارات در شبکه تجارت منطقهای و بینالمللی، این کشور را در برابر پیامدهای هرگونه تشدید درگیری آسیبپذیر میکند.
فردریک کمپ، رئیس شورای آتلانتیک، در یادداشتی که سوم نوامبر از ابوظبی منتشر کرد، نوشت مقامهای اماراتی و دیگر کشورهای خلیج فارس انتخابات آمریکا را با حساسیت دنبال میکنند؛ زیرا نتیجه آن میتواند بر تصمیم ترامپ درباره ادامه جنگ ایران تأثیر بگذارد.
کمپ به نقل از یک مقام ارشد اماراتی نوشت که برای متحدان آمریکا در منطقه عجیب است که نمیتوانند در انتخابات این کشور رأی بدهند، در حالی که پیامدهای نتایج آن بر زندگی و امنیت آنها تأثیر مستقیم دارد.
به نوشته او، نگرانی اصلی کشورهای خلیج فارس احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و واکنش متقابل تهران علیه اهدافی در منطقه است. از نگاه مقامهای منطقه، بازگشت جنگ میتواند حملات موشکی و پهپادی علیه اهدافی در کشورهای خلیج فارس را از سر بگیرد و زیرساختهای نفت و گاز و دیگر مراکز اقتصادی را در معرض خطر قرار دهد.
کمپ در همین گزارش به نقل از مقام ارشد اماراتی نوشت که ابوظبی خود را برای بدترین سناریو آماده میکند، اما همچنان به گشایش دیپلماتیک امیدوار است. این مقام تأکید کرده بود که امارات ترجیح میدهد فشار اقتصادی به دستیابی به نتیجه سیاسی منجر شود، نه ورود دوباره منطقه به جنگ.
درهمینباره انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات، نیز در گفتوگویی با فردریک کمپ در ماه مه ۲۰۲۶، حملات موشکی و پهپادی ایران به کشورهای منطقه و پیامدهای دیپلماتیک جنگ را «بدترین سناریو» توصیف کرده بود.
او در آن گفتوگو توضیح داده بود که کشورهای خلیج فارس پیش از آغاز درگیری، مسیرهای مختلفی از جمله مهار تنش، میانجیگری و توافقهای رسمی را برای مدیریت روابط با ایران دنبال میکردند. ابوظبی نیز امیدوار بود گسترش روابط تجاری با تهران، شبکهای از منافع مشترک ایجاد کند که مانع تشدید تنشها شود.
این مواضع، دو ملاحظه متفاوت در سیاست منطقهای امارات را آشکار میکند. ابوظبی از یک سو خواهان حفظ موازنه امنیتی مطلوب خود و محدود شدن تواناییهای منطقهای ایران است؛ اما از سوی دیگر، نمیخواهد رقابت با تهران به جنگی گسترده تبدیل شود که زیرساختهای انرژی، بنادر، تجارت و جایگاه اقتصادی این کشور را تهدید کند. برای امارات، هزینههای چنین جنگی میتواند بسیار فراتر از اختلافات سیاسی و امنیتی با ایران باشد.
از این منظر، پیروزی دموکراتها در کنگره میتواند برای ابوظبی دو پیامد متفاوت داشته باشد. از یک طرف، افزایش نظارت کنگره بر تصمیمهای نظامی و بودجهای دولت ترامپ ممکن است هزینه سیاسی تشدید جنگ را بالا ببرد. از طرف دیگر، اگر این تغییر به تقویت مسیر دیپلماسی و کاهش احتمال بازگشت درگیریها منجر شود، با خواست اعلامشده مقامهای اماراتی برای جلوگیری از جنگی تازه همخوانی خواهد داشت.
با این حال، نتیجه انتخابات بهتنهایی تضمینکننده کاهش تنش نیست. کمپ در تحلیل خود به این احتمال نیز اشاره کرده است که شکست جمهوریخواهان در داخل آمریکا ممکن است ترامپ را به سمت نمایش قدرت در سیاست خارجی سوق دهد؛ بهویژه اگر رئیسجمهور بخواهد با اقدامات خارجی، بخشی از فشارهای سیاسی ناشی از شکست انتخاباتی را جبران کند.
این همان متغیری است که برای کشورهای خلیج فارس اهمیت دارد. آنها نمیدانند ترامپ نتیجه انتخابات را فرصتی برای حرکت به سمت توافق و خروج از جنگ تلقی خواهد کرد یا برای جبران شکست داخلی، به اقدام نظامی تازهای روی خواهد آورد. در هر دو حالت، امنیت منطقهای امارات به تصمیمی وابسته است که در واشنگتن گرفته میشود، اما پیامدهای آن در خلیج فارس احساس خواهد شد.
پوتین؛ دشوارتر شدن توافق با ترامپ زیر سایه کنگره دموکرات
در مسکو، نتایج انتخابات آمریکا از زاویهای متفاوت بررسی میشود. برای ولادیمیر پوتین، مسئله اصلی نه صرفاً پیروزی یک حزب، بلکه تأثیر ترکیب جدید کنگره بر آزادی عمل ترامپ در سیاست خارجی و امکان پیشبرد توافقهای احتمالی با روسیه است.
در دو سال نخست دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، کرملین امیدوار بود روابط مستقیم با کاخ سفید بتواند زمینه تغییر سیاست آمریکا در قبال جنگ اوکراین و کاهش فشار تحریمها را فراهم کند. ترامپ در مواردی از مذاکره با مسکو حمایت کرده و تصمیمهایی درباره محدودیتهای انرژی و تحریمهای روسیه گرفته است که با مواضع سختگیرانهتر بخشی از کنگره و متحدان اروپایی اوکراین همخوانی نداشته است.
اکنون با پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس، امکان نظارت و تحقیق درباره توافقهای احتمالی دولت ترامپ با مسکو، معافیتهای تحریمی و سیاستهای مربوط به اوکراین افزایش مییابد. این تحول به معنای توقف مذاکرات احتمالی میان ترامپ و پوتین نیست، اما میتواند هزینه سیاسی توافقهایی را که با مخالفت نمایندگان کنگره روبهرو میشوند بالا ببرد.
در واقع، کنگره جدید میتواند به یکی از موانع جدیتر در برابر تلاشهای احتمالی ترامپ برای کاهش فشار بر روسیه تبدیل شود؛ بهخصوص اگر چنین توافقهایی به معنای امتیازدهی به مسکو در جنگ اوکراین یا کنار گذاشتن بخشی از تحریمهای آمریکا باشد.
فردریک کمپ، رئیس شورای آتلانتیک، در یادداشت دیگری که ۲۲ اکتبر منتشر کرد، پیش از انتخابات نیز درباره پیامدهای سیاست ترامپ در قبال روسیه هشدار داده بود. او معتقد بود نحوه مواجهه رئیسجمهور آمریکا با جنگ اوکراین، بیش از هر پرونده دیگری بر میراث سیاست خارجی او اثر خواهد گذاشت.
کمپ در این تحلیل به تصمیمهای دولت ترامپ درباره تسهیل محدودیتهای مربوط به انرژی روسیه، تعویق برخی فشارهای تحریمی و پیشنهادهای مربوط به آینده اوکراین اشاره کرده و نوشته بود که این اقدامات میتواند موقعیت مسکو را تقویت کند و انگیزه کرملین برای پایان دادن به جنگ را کاهش دهد.
او همچنین هشدار داده بود که پوتین ممکن است از تمایل ترامپ به توافقهای بزرگ با قدرتهای رقیب آمریکا برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. به اعتقاد کمپ، هرگونه توافق درباره آینده اوکراین بدون حضور مؤثر کییف و متحدان اروپایی آن میتواند پیامدهای جدی برای نظم امنیتی اروپا داشته باشد.از این منظر، پیروزی دموکراتها در کنگره میتواند معادله مسکو را تغییر دهد. پوتین ممکن است همچنان امیدوار باشد که اختلافات داخلی آمریکا و تمایل ترامپ به توافقهای مستقیم، فرصتی برای پیشبرد خواستههای کرملین فراهم کند؛ اما کنگره دموکرات میتواند نظارت بر تصمیمهای دولت در زمینه تحریمها، حمایت از اوکراین و توافقهای اقتصادی با روسیه را افزایش دهد.
۳۱۵/۴۲
















