به گزارش برگزیده، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور اسلامی ایران، امروز برای سومین سال متوالی در شرایطی که ایران برای دومین بار در دو سال اخیر مورد تجاوز نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل قرار گرفتهاست، برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و دیدار با همتایان خارجی به نیویورک سفر میکند.
به روایت ایرنا؛ رئیس جمهور در دو سخنرانی پیشین خود در سازمان ملل متحد در مهرماه ۱۴۰۳ و مهرماه ۱۴۰۴ پیام صلحطلبی ایران را به جهانیان رساندهبود. او سال گذشته تجاوز نظامی به ایران در میانه مذاکرات را خیانتی بزرگ به دیپلماسی توصیف کرد.
مشارکت هیئت ایرانی در نیویورک در شرایطی انجام میشود که نگرانی اصلی جامعه جهانی در شرایط فعلی پیامدهای اقتصادی ناشی از ناامنی در تنگه هرمز بر اثر تجاوز نظامی آمریکا به ایران است. همزمان برخی کشورهای منطقه از جمله میانجیهای اصلی مذاکرات ایران آمریکا، یعنی قطر و پاکستان بر استمرار رایزنیها برای خاتمه جنگ و بازگشت به دیپلماسی تأکید کردهاند.
مقامهای جمهوری اسلامی ایران در این سفر از تمام ظرفیت دیپلماتیک تهران برای تبیین مواضع ایران و تأکید بر آمادگی تهران برای حل و فصل مسالمتآمیز مسائل با تکیه بر حقوق ملت ایران و همچنین بررسی ابتکارها و راهکارهای پیشنهادی برای تأمین منافع ملت ایران استفاده خواهند کرد.

دست بالاتر ایران در مجمع عمومی
یکی از ویژگیهای مجمع عمومی امسال این است که دیدگاه کشورهای جهان به دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و عملکرد دولت این کشور در عرصه جهانی بسیار منفیتر از هر زمان دیگری است.
به نوشته رویترز بازگشت دونالد ترامپ به مجمع عمومی سازمان ملل متحد همزمان با هفتمین ماه از جنگ فرسایشی میان نیروهای آمریکایی-اسرائیلی و ایران، موقعیت دیپلماتیک او را در برابر سران جهان بهشدت شکننده و با تردیدهای عمیقی روبهرو کرده است. مت اسپتالنیک در رویترز نوشت رئیسجمهور آمریکا امسال در حالی پشت تریبون قرار میگیرد که وعده پیشین او مبنی بر پایان سریع درگیری و «نابودی کامل» تواناییهای هستهای ایران نقش بر آب شده است.
این لشکرکشی نظامی بدون مشورت با متحدان سنتی واشنگتن آغاز شد و تبعات منفی آن بر اقتصاد جهانی و افزایش قیمت انرژی، خشم شرکای اروپایی و آسیایی آمریکا را به همراه داشته است؛ کشورهایی که اکنون درخواستهای ترامپ برای مشارکت و کمک در این جنگ را رد کردهاند.
آرون دیوید میلر، مشاور پیشین سیاست خاورمیانه در دولتهای دموکرات و جمهوریخواه، در ارزیابی این بنبست به رویترز میگوید: «ما شاهد پیامدهای وضعیتی هستیم که یک رئیسجمهور جنگی خودخواسته را بدون پیشبینی عواقب ناخواسته آن آغاز میکند.»
ابعاد این تجاوز نظامی، فضای حاکم بر نشست سالانه سازمان ملل را به محلی برای تقابل آشکار میان سیاست خارجی ترامپ و ارکان چندجانبهگرایی بدل کرده است. آنتونی اسلودکوفسکی در گزارش دیگر رویترز خاطرنشان میکند که تهاجم نظامی ادامهدار آمریکا و اسرائیل علیه ایران به محرک اصلی تورم جهانی و بیثباتی بدل شده و چشمانداز راهحلهای دیپلماتیک را در سایه تبادل ضربات نظامی مسدود کرده است.
ایشان تارور در نشریه نیویورکر، رویکرد تقابلی ترامپ را «جنگطلبی بیدلیل» و عبور آشکار از نظم مبتنی بر قانون توصیف کردهاست که چهره واشنگتن را مانند یک «هژمون یاغی» بازنمایی کرده است؛ به گونهای که ایالات متحده در قطعنامههای بینالمللی مجمع عمومی بیش از هر زمان دیگری منزوی شده است.
افول جایگاه آمریکا در دیدگاه کشورهای جهان، موقعیت ایران را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تقویت میکند. این موقعیت اجازه میدهد که فشارها بر آمریکا برای پذیرش راهکاری دیپلماتیک برای پایان جنگ نظامی و اقتصادی علیه ایران در سازمان ملل متحد افزایش پیدا کند.

پیشینه حضور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد
روسای جمهوری و دستگاه دیپلماسی ایران در چهار دهه گذشته همواره از سکوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای رساندن صدای ایران به جهان استفادهکردهاند.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در مورد دلایل این سفر توضیح داد: «وظیفه داریم در مهمترین رویداد بینالمللی حاضر شویم تا به عنوان نمایندگان این ملت، حقانیت مردم ایران را به گوش جهانیان برسانیم. ما از حق مشروع خود برای حضور در این نشست و بیان مواضع مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران و ملت بزرگ ایران عقبنشینی نمیکنیم و وظیفه داریم با آمادگی کامل در این رویداد جهانی شرکت کرده و مواضع اصولی کشور را با صراحت تبیین نماییم.»
سکوی مجمع عمومی برای تهران همواره محلی برای دفاع از مشروعیت و حقوق ملت ایران، اثرگذاری بر افکار عمومی و دیپلماسی چندجانبه، و ارائه تصویری از نظم مطلوب تهران در منطقه و جهان بودهاست.
بین سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۰، روسای جمهوری ایران تنها ۵ سفر به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد انجام دادند. شهید محمد علی رجائی سال ۱۳۵۹، رهبر شهید انقلاب سال ۱۳۶۶، مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۷۰ و سید محمد خاتمی در سالهای ۱۳۷۷ و ۱۳۸۰ برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به آمریکا سفر کردند. بعد از این تاریخ بود که در دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد، حضور و سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به برنامه ثابت سالانه رئیسان جمهور ایران تبدیل شد.
دو سفر نخست در سالهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، انجام شد و تریبون سازمان ملل متحد به اهرمی برای تهران تبدیل شد تا مطالبه خود از جامعه جهانی برای تنبیه متجاوز و پایان دادن به حمایت از رژیم حاکم وقت عراق را مطرح کند. در سخنرانیهای دوران جنگ، محور اصلی ایران محکومیت تجاوز عراق، انتقاد از عملکرد شورای امنیت و مطالبه مسئول شناختن متجاوز بود. رهبر شهید انقلاب در نشست سال ۱۳۶۶ بر استفاده از تجربه دادگاه نورنبرگ و «تنبیه عراق بهعنوان متجاوز» برای تضمین امنیت منطقه تأکید کرد و عملکرد سازمان ملل متحد و حمایت شورای امنیت از تجاوز عراق را مورد انتقاد قرار داد.
این الگو برای تحلیل سخنرانی پزشکیان در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دوران تجاوز نظامی آمریکا به ایران نیز اهمیت دارد. در شرایط جنگی، تریبون مجمع عمومی برای تهران فقط جایگاه تبیین سیاست خارجی نیست؛ بلکه عرصهای برای ثبت روایت حقوقی و سیاسی جنگ، تعیین مسئولیت و طرح ادعای نقض حاکمیت ملی است.

ابتکارهای بینالملل ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد
مقامهای ارشد ایرانی تلاش کردهاند از تریبون سازمان ملل متحد برای عرضه ایدههای تهران برای بهبود شرایط بینالمللی و منطقهای بهره بگیرند. ایدههایی مانند گفتوگوی تمدنها، جهان عاری از خشونت و افراطیگری و ابتکار صلح هرمز، در دورههای سید محمد خاتمی و حسن روحانی از جمله مهمترین ایدههای مطرح شده توسط روسای جمهوری ایران بود.
ایده «گفتوگوی تمدنها» که سال ۱۳۷۷ توسط سید محمد خاتمی در واکنش به نظریه برخورد تمدنهای ساموئل هانتینگتون مطرح شد، با استقبال ویژه جامعه جهانی مواجه شد و سال ۲۰۰۱ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نام سال گفتوگوی تمدنها نامگذاری شد.
در سالهای بعد نیز حسن روحانی با دو ایده «جهان عاری از خشونت و افراطیگری» و «ابتکار صلح هرمز» به نیویورک رفت. با این حال زیر سایه تنشهای آن دوران در پی خروج آمریکا از برجام، این ایدهها کمتر مورد توجه قرار گرفت.
با این حال، تجربه ۱۳۷۷ نشان داد که سخنرانی سازمان ملل متحد صرفاً محل بیان مواضع سیاسی نیست و زمانی اثرگذاری بیشتری پیدا میکند که تهران بتواند در کنار انتقاد از قدرتهای بزرگ، ایده یا پیشنهادی مثبت و قابلطرح در سطح جهانی نیز ارائه کند. در وضعیت فعلی، چنین ایدهای میتواند تبیین شروط ایران برای صلح پایدار در منطقه، امنیت کشتیرانی یا ایجاد سازوکار منطقهای کاهش تنش باشد. پیگیری طرحی مشابه «ابتکار صلح هرمز» به عنوان زمینه همکاری فراگیر منطقهای برای امنیت خلیج فارس یکی دیگر از ابزارهایی است که تهران میتواند برای اطمینان بخشی به همسایگان و جامعه جهانی برای تأمین امنیت پایدار منطقه در این سفر به کار گیرد.
شبکهسازی دیپلماتیک با هدف خاتمه جنگ
ایران در نیویورک تلاش خواهد کرد با کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین ارتباط برقرار کند تا تلاشهای واشنگتن برای شکل دادن به اجماع بینالمللی علیه تهران را خنثی کند. این اقدامات دیپلماتیک دنباله منطقی تلاشهای تهران در مجامع چند جانبه مانند سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس است.

مجمع عمومی، برخلاف شورای امنیت، ساختار رأیگیری گستردهتری دارد و بسیاری از کشورهای غیرغربی از نظر سیاسی با انتقاد ایران از تحریمهای یکجانبه، مداخله نظامی و استانداردهای دوگانه همدل هستند. رأی حمایتآمیز در مجمع عمومی الزاماً جنگ را متوقف نمیکند، اما میتواند هزینه سیاسی آمریکا را افزایش دهد و ادعای تهران درباره انزوای واشنگتن را تقویت کند.
سخنرانی پزشکیان میتواند ترکیبی از بازدارندگی و آمادگی برای گفتوگو باشد. تهران احتمالاً نمیخواهد اعلام آمادگی برای مذاکره بهعنوان عقبنشینی تفسیر شود؛ بنابراین، دیپلماسی و پایان جنگ را به شروطی مانند توقف حملات، پایان محاصره، آزادسازی داراییها و تضمین اجرای توافق پیوند خواهد زد که پیش از این نیز به عنوان محور اصلی مطالبات ایران به طرف آمریکایی ابلاغ شدهاست.
حضور همزمان رهبران و وزیران خارجه کشورهای مختلف، امکان رایزنیهای غیررسمی میان ایران، آمریکا و میانجیها را فراهم میکند. قطر، عمان و پاکستان میتوانند برای انتقال پیام میان تهران و واشنگتن نقش ایفا کنند.
مجمع عمومی میتواند برای ایران از یک تریبون تبیین سیاستها به یک سکوی دیپلماتیک برای کاهش تنش تبدیل شود. انتظار نمیرود که سفر رئیس جمهور و وزیر امور خارجه به نیویورک زمینهساز یک توافق جامع برای پایان تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران باشد، اما این سفر میتواند به سرآغازی جدید برای مسیر دیپلماتیک با هدف خاتمه قطعی و دائمی جنگ در منطقه تبدیل شود. هر چند این مساله بیش از هر چیز به اراده طرف آمریکایی برای پذیرش راهکارهای دیپلماتیک و مسالمت آمیز بستگی دارد.
315
















