برگزیده – جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفتگو با خبرگزاری برگزیده اظهار داشت: « مسئله این است که رژیم صهیونیستی و در مجموع آمریکاییها در محاسبات خود دچار اشتباه میشوند. تصور آنها همان تصورات اشتباهی است که در ابتدای جنگ نیز داشتند و بعداً نادرستی آن اثبات شد و حتی برخی مقامات اسرائیلی نیز به آن اذعان کردند. اشتباه آنها این است که پیوسته انگیزهها و اهدافشان بر عقل، خرد و محاسباتشان غلبه میکند و محاسبه در مرتبهای پایینتر قرار میگیرد. این ویژگی در کارنامه صهیونیستها همواره وجود داشته است.»
در ادامه بخشی از مصاحبه جعفر قنادباشی با برگزیده را میخوانید؛
ببینید، در یک نگاه و در یک سطح، علت این اقدام آن بود که آنها آشکارا توافق آتشبسی را که قرار بود بیروت از حملات مصون بماند، نقض کردند و این موضوع طبیعتاً نیازمند پاسخ بود. اگر ما پاسخ نمیدادیم، به معنای عدم توانایی ما تلقی میشد و این تصور ایجاد میشد که آسیبپذیری داریم و در عرصه مذاکرات بعدی یا هر نوع مواجهه دیگری که با آنها خواهیم داشت، در موقعیت ضعف قرار گرفتهایم. لذا ناگزیر بودیم به این اقدام پاسخ دهیم تا جدیت، توانمندی و اقتدار خود را به اثبات برسانیم. در واقع، این معادله با این اقدام حل میشد و باید هم حل میشد.
اما در سطحی دیگر، مسئله این است که رژیم صهیونیستی و در مجموع آمریکاییها در محاسبات خود دچار اشتباه میشوند. تصور آنها همان تصورات اشتباهی است که در ابتدای جنگ نیز داشتند و بعداً نادرستی آن اثبات شد و حتی برخی مقامات اسرائیلی نیز به آن اذعان کردند. اشتباه آنها این است که پیوسته انگیزهها و اهدافشان بر عقل، خرد و محاسباتشان غلبه میکند و محاسبه در مرتبهای پایینتر قرار میگیرد. این ویژگی در کارنامه صهیونیستها همواره وجود داشته است.
اگر این صفت را نداشتند، طبیعتاً پس از ۷۷ سال شرایط دیگری در منطقه حاکم بود. آنها متحدان خوبی میداشتند و ملتها نسبت به آنها خوشبین بودند. اما واقعیت این است که حتی در کشورهایی که با آنها عادیسازی روابط انجام شده، ملتها نسبت به آنها خوشبین نیستند. عادیسازی روابط عمدتاً با کشورهایی صورت گرفته که یا ملت تأثیرگذاری نداشتهاند، مانند بحرین یا امارات که بخش عمده جمعیت آنها را اتباع خارجی تشکیل میدهند، یا کشورهایی مانند سودان که دولت آن در ضعیفترین شرایط خود قرار داشت.
لذا آنچه وجود دارد این است که این صفت، ویژگیای است که همواره ما و کل منطقه را آزار خواهد داد. اگر بخواهم در سطح کلان تحلیل کنم، باید بگویم که ما باید آمادگی خود را حفظ کنیم. حتی اگر مذاکرات آتشبس وجود نداشت و حتی اگر مسئله لبنان مطرح نبود، باز هم لازم بود اقتدار خود و همچنین خرد، عقل و محاسبات دقیق خود را به کار بگیریم.
این همان چیزی است که برخی از آن به عنوان «سلول سرطانی» یاد میکنند. من دیدم که آقای خاتمی از اسرائیل با عنوان «طاعون منطقه» یاد کرده بود. متأسفانه با این طاعون باید برخوردی جدی صورت گیرد تا پیوسته سایر سلولها و بخشهای منطقه را دچار آسیب و آزار نکند.
اگر جنگ فراگیر شود، اسرائیل بازنده اصلی خواهد بود
ببینید، آسیبپذیری آمریکاییها بسیار زیاد است. آمریکاییها در شرایط فعلی نیز ارتشی دارند که واقعاً آمادگی لازم را ندارد. هم شرایط آبوهوایی منطقه، یعنی هوای شرجی، گرم و دشوار، برای آنها مسئلهساز است و هم نیروهایشان در چنین شرایطی تجربه و آمادگی کافی ندارند. حتی بسیاری از صاحبمنصبان نظامی آنها نیز تجربه جنگهای گسترده و پیچیده را ندارند.
در جامعه جهانی نیز این مسئله میتواند خدشهدار شود. انگلیسیها، چینیها و روسها طی ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته توانستهاند از طریق رویدادهایی مانند المپیک، جام جهانی و سایر عرصهها، وجهه و پرستیژ بینالمللی برای خود ایجاد کنند. آمریکاییها واقعاً نیازمند چنین جایگاهی هستند تا بتوانند پرستیژ بینالمللی خود را حفظ کنند و به همین دلیل مایل نیستند این وجهه آسیب ببیند. این نیز یکی دیگر از مسائل مهم است.
اما مهمتر از همه، تنش در منطقه موجب افزایش قیمت نفت و انرژی میشود و شاید این مهمترین مسئلهای باشد که آمریکاییها را از هرگونه تنش نگران میکند.
از سوی دیگر، اسرائیلیها بسیار هراس دارند و همواره از یک جنگ تمامعیار اجتناب میکنند. آنها معمولاً تلاش میکنند در مقاطع آتشبس به دیگران ضربه بزنند، نه در یک جنگ رودررو و مستقیم؛ زیرا صهیونیستها بهشدت آسیبپذیر هستند. آنها در یک محیط جغرافیایی کوچک قرار دارند، از همراهی کامل مردم برخوردار نیستند و بخش قابل توجهی از جامعه آنها در شرایط بحرانی به پناهگاهها پناه میبرد. میزان تابآوری اجتماعی در آنجا بسیار پایین است.
لذا اسرائیلیها به هیچ وجه از یک جنگ تمامعیار استقبال نمیکنند؛ برخلاف ما که هم از نظر جغرافیایی، هم از نظر مردمی و هم از نظر توانمندی موشکی، ظرفیتهای بسیار بالاتری داریم. بنابراین این آنها هستند که نمیخواهند جنگ به مرحله تمامعیار کشیده شود.
ممکن است ناگزیر شویم ضرباتی متفاوت و بسیار سنگینتر وارد کنیم
البته اگر جنگی تمامعیار رخ دهد، از نگاه برخی این میتواند فرصتی باشد که پس از وعدههای یک، دو و سه، این بار خواست بخش قابل توجهی از افکار عمومی تحقق یابد. بسیاری از مردم، چه موافق و چه مخالف، معتقدند که اگر قرار است اقدامی صورت گیرد، باید ضربه نهایی و تعیینکننده وارد شود؛ زیرا با ضربات محدود و مقطعی مسئله حل نخواهد شد و نیازمند یک اقدام قاطع است.
به همین دلیل اکنون طرف مقابل دائماً به سمت مذاکره حرکت میکند. آقای ترامپ و حتی خود صهیونیستها هر زمان احساس کنند جنگ ممکن است به مرحلهای فراگیر و تمامعیار برسد، واسطهها، گروهها و رسانههای مختلف را فعال میکنند تا از آتشبس سخن بگویند. یکی از اهداف این اقدامات نیز تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایران است. نشانههای این روند از هماکنون قابل مشاهده است.
اما اگر جنگ به مرحله تمامعیار کشیده شود، از نظر من ما در موقعیت برتر قرار خواهیم داشت و آنها بازنده خواهند بود؛ زیرا بسیار آسیبپذیر هستند. پیشبینی من این است که آنها اشتباهاتی مرتکب خواهند شد که ما را ناگزیر میکند ضربات سنگینی به آنها وارد کنیم؛ ضرباتی که ممکن است با گذشته کاملاً متفاوت باشد.
همین اکنون نیز پس از حمله به پتروشیمی، سپاه اعلام کرده است که شما در حال انجام اقداماتی هستید که میتواند تمامی پتروشیمیهای منطقه را در معرض خطر قرار دهد. این پیام نشان میدهد که آمادگی لازم وجود دارد و در این زمینه با کسی شوخی نخواهد شد.
حمایت واشنگتن از اسرائیل قطعی است، حتی اگر آن را انکار کند
آمریکاییها علاقهای ندارند که خود مستقیماً هدف ضربات قرار گیرند. آقای ترامپ نیز مایل است از نظر داخلی، خود را از پیامدهای این تحولات مبرا نشان دهد. در داخل آمریکا اکنون این پرسش مطرح است که چرا چنین شرایطی ایجاد شده و همانطور که مشاهده کردید، حتی بحث دریافت مجوزهای قانونی و تصویب برخی اقدامات نیز مطرح شده است.
اینها نشانههای روشنی است که نشان میدهد ترامپ از نظر سیاسی نگران آن است که به آغاز یا تشدید یک جنگ تمامعیار متهم شود. از سوی دیگر، از منظر نظامی و اقتصادی نیز علاقهای ندارد که آمریکاییها هدف ضربات قرار گیرند؛ زیرا چنین ضرباتی میتواند آثار سنگینی بر اقتصاد آمریکا و موضوعاتی همچون تنگه هرمز داشته باشد.
بنابراین آمریکاییها تمایل ندارند مستقیماً وارد این عرصه شوند، اما در حمایت از اسرائیل حضور آنها قطعی است. تسلیحات، اطلاعات مورد نیاز اسرائیل و حتی سامانههای پدافندی که اکنون مورد استفاده قرار میگیرد، همگی با حمایت آمریکا تأمین یا تقویت شدهاند. حتی در حوزه اطلاعات پدافندی نیز مشارکت آمریکاییها کاملاً روشن است.
خود اسرائیلیها نیز در برخی گزارشها اذعان کردهاند که آمریکا از آنها حمایت کرده و چراغ سبز لازم را داده است. بنابراین این مواضع بیشتر جنبه سیاسی دارد و همچنین تلاشی است برای جلوگیری از آنکه آمریکا در خلیج فارس هدف ضربات احتمالی قرار گیرد.
۲۱۹/۴۲














