برگزیده – رحمن قهرمانپور کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتگو با خبرگزاری برگزیده اظهار داشت: « موفقیت یا شکست این روند به نتایج عملی آن بستگی دارد. اگر مردم آثار ملموس کاهش تنش، رفع بخشی از تحریمها و بهبود شرایط را مشاهده کنند، پذیرش اجتماعی توافق نیز افزایش خواهد یافت. اما اگر دستاورد مشخصی حاصل نشود، مخالفتها همچنان ادامه پیدا خواهد کرد و حتی ممکن است تشدید شود.»
در ادامه بخشی از مصاحبه رحمن قهرمانپور با برگزیده را میخوانید؛
به نظر من یک شاخص واحد برای ارزیابی این موضوع وجود ندارد. مجموعهای از شاخصها باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.
نخستین شاخص، روند رفع تحریمهای آمریکا علیه ایران است. اگر در این حوزه گامهای عملی برداشته شود، میتوان آن را نشانهای مهم از حرکت به سمت توافق پایدار دانست.
شاخص دوم، دستیابی به تفاهم درباره مسئله غنیسازی و برنامه هستهای ایران است. اگر دو طرف بتوانند در این زمینه به چارچوب مشترکی دست یابند، این موضوع نیز اهمیت زیادی خواهد داشت.
متغیر سوم، روند کلی تنشها میان دو طرف است. هر زمان مشاهده کنیم که سطح تنشها کاهش یافته، اقدامات تنشزا کمتر شده و دو طرف تمایل جدی برای جلوگیری از تشدید بحران دارند، میتوان گفت که مسیر به سمت توافقی پایدار در حال حرکت است.
با این حال، واقعیت آن است که در شرایط فعلی هنوز در چنین نقطهای قرار نداریم.
برخی نخبگان از احساسات مردم برای قدرتسازی استفاده کردند/ توافق لزوماً به معنای تسلیم نیست
این واکنشها تا حد زیادی قابل پیشبینی است. در هر جامعهای که یک درگیری یا بحران طولانی را پشت سر گذاشته باشد، بخشی از افکار عمومی و نیروهای سیاسی به مرور زمان انتظارات حداکثری پیدا میکنند. وقتی هزینههای فراوانی پرداخت شده، فشارهای زیادی تحمل شده و احساسات ملی و هویتی تقویت شده است، طبیعی است که برخی انتظار داشته باشند نتیجه نهایی یک پیروزی کامل و بدون هیچگونه مصالحه باشد.
اما واقعیت سیاست بینالملل این است که بسیاری از منازعات در نهایت نه با پیروزی مطلق یک طرف، بلکه با نوعی سازش، تفاهم یا توافق پایان مییابند.
بنابراین بخشی از این مخالفتها ناشی از شکاف میان انتظارات شکلگرفته در فضای جنگی و واقعیتهای دیپلماتیک است. علاوه بر این، همانطور که در ایران مخالفان توافق وجود دارند، در آمریکا و اسرائیل نیز گروههای قدرتمندی با هرگونه توافق مخالفت میکنند.
در نهایت، موفقیت یا شکست این روند به نتایج عملی آن بستگی دارد. اگر مردم آثار ملموس کاهش تنش، رفع بخشی از تحریمها و بهبود شرایط را مشاهده کنند، پذیرش اجتماعی توافق نیز افزایش خواهد یافت. اما اگر دستاورد مشخصی حاصل نشود، مخالفتها همچنان ادامه پیدا خواهد کرد و حتی ممکن است تشدید شود.
واقعیت این است که وقتی موضوعات سیاسی و امنیتی به موضوعات هویتی و حیثیتی تبدیل میشوند، فضا بهشدت احساسی و قطبی میشود. در چنین شرایطی، بخشی از نخبگان سیاسی نیز تلاش میکنند از این موضوعات حیثیتی برای افزایش قدرت و نفوذ سیاسی خود استفاده کنند و این مسئله به تشدید هیجانها دامن میزند.
به هر حال، بسیاری از افرادی که در این مدت به خیابان آمدند یا مواضع تند اتخاذ کردند، با نیت صادقانه و از سر دغدغه ملی عمل کردند؛ اما متأسفانه برخی نخبگان سیاسی تلاش کردند از همین احساسات صادقانه مردم به نفع منافع سیاسی خود بهرهبرداری کنند. اینجاست که وقتی فضای داخلی بیش از حد هیجانی میشود، تصمیمهای سیاست خارجی عملاً گروگان آن هیجانها قرار میگیرد.
راهحل، افزایش عقلانیت و کاهش هیجان در فضای عمومی است
به نظر من، هر دو طرف ماجرا در این وضعیت سهم دارند؛ هم آن دسته از نخبگانی که با اظهارات هیجانی، وعدههای غیرواقعبینانه یا ادعاهای بزرگ تلاش کردند فضای عمومی را تحریک کنند، و هم بخشی از جامعه که تصور کردند چون این افراد اطلاعات بیشتری دارند یا نخبه سیاسی محسوب میشوند، پس هر آنچه میگویند لزوماً درست و قطعی است.
بهترین نوع برخورد با این قشر، برخورد امنیتی یا تحقیرآمیز نیست. اتفاقاً باید تلاش کرد فضا عقلانیتر شود. باید با مردم صادقانه صحبت کرد، انتظارات را واقعبینانه تنظیم کرد و توضیح داد که در سیاست بینالملل، بسیاری از بحرانها نه با پیروزی مطلق، بلکه با مدیریت بحران و توافقهای مرحلهای حل میشوند.
همچنین لازم است میان احساسات ملی و محاسبات راهبردی تفکیک ایجاد شود. میتوان هم دغدغه عزت ملی داشت و هم فهمید که مذاکره یا توافق لزوماً به معنای تسلیم نیست. در نهایت، کاهش هیجان، افزایش شفافیت، گفتوگوی صادقانه با افکار عمومی و پرهیز از بهرهبرداری سیاسی از احساسات مردم، بهترین راه برای مدیریت این وضعیت است.
۴۲















