به گزارش خبرگزاری برگزیده، سعید رشتیان درباره چرایی جسارت در تولید این مستند و ادای دین به تاریخ سیاسی ایران، نگاهی شخصی و در عین حال حرفهای داشت. او حسین شاهحسینی را نه فقط یک سوژه تاریخی، بلکه یک مرشد و چهره تأثیرگذار در زندگی شخصی و جمعی خود قلمداد کرد.
رشتیان گفت: «میدانستم که منوچهر مشیری، بهترین انتخاب برای تبدیل این احساس شخصی به یک اثر هنری ماندگار است. حالا که به تماشای نتیجه نشستهایم، معتقدم مشیری اثری روان، جسورانه و از نظر من درخور ستایش خلق کرده است؛ اثری که ادای احترامی است به بخشی از تاریخ سیاسی معاصر که نباید در غبار فراموشی بماند.»
اهمیت روایت صادقانه
منوچهر مشیری، کارگردان این اثر، درباره چالشهای ساخت این مستند و نگاهش به حافظه تاریخی، از دشواریهای تولید و اهمیت روایت صادقانه گفت. او با اشاره به تقارن زمانی اکران فیلم با روزهای منتهی به ۲۸ مرداد، این مستند را نه تنها روایتی از زندگی حسین شاهحسینی، بلکه تلاشی برای بازخوانی حافظه تاریخی سیاسی ایران دانست.
او گفت: «در شرایطی که مستند در مواجهه با فقدان اسناد آرشیوی و فیلمهای متحرک دچار محدودیت است، این لکنت تصویر، خود به عنصری روایی بدل شده که مخاطب امروز را مستقیماً با خلأهای حافظه جمعی ما مواجه میکند.»
مشیری درباره دشواریهای مسیر تولید نیز گفت: «فیلم از هیچگونه حمایت دولتی برخوردار نبود و تمامی بار این اثر بر دوش خانواده شاهحسینی قرار داشت. حفظ و به تصویر کشیدن شخصیتی با چنین پیشینه پیچیدهای، بدون حمایت مستقیم و بیواسطه فرزندان ایشان ممکن نبود. اگر زاویه نگاه را تغییر دهیم و از منظر نزدیکان کسی که در بطن وقایع نهضت ملی حضور داشته به ماجرا بنگریم، با روایتی مواجه میشویم که پیش از این در لایههای پنهان تاریخ مسکوت مانده بود.»
مستندی بینقص که به تفسیر نیاز ندارد
علیرضا حسینی، مستندساز و تهیهکننده، پس از تماشای «بچهی اودلاجان» آن را بهترین اثر کارنامه حرفهای منوچهر مشیری دانست. او معتقد است مستند پرتره بیش از هر چیز نیازمند تهیهکنندهای علاقهمند، دانا و توانا است تا با انتخاب درست عوامل، بستر خلق یک اثر ماندگار را فراهم کند.
او با تأکید بر ریتم استاندارد و تدوین وسواسگونه فیلم افزود: «این فیلم در ۷۰ دقیقه، ۷۰ سال تاریخ ایران را چنان با ظرافت روایت میکند که مخاطب حتی برای لحظهای احساس خستگی نمیکند؛ فیلم به تماشاگر اجازه پلک زدن نمیدهد. پشت این روایت روان، هزاران دقیقه متریال اولیه نهفته است که با جراحی دقیق و تدوین سختگیرانه، به عصارهای خالص تبدیل شده؛ به طوری که حتی یک جمله یا پلان اضافی در فیلم وجود ندارد.»
نمایشی ماندگار از پیوند تاریخ و عاطفه
جلیل اکبریصحت، مستند «بچهی اودلاجان» را اثری دانست که فراتر از زمان حال، برای ۵۰ سال آینده نیز سندی قابل فهم و معتبر باقی خواهد ماند. او با ستایش رویکرد دقیق فیلم در تفکیک و معرفی جریان مذهبی جبهه ملی، تأکید کرد که این اثر تصویری روشن از آن بخش تاریخی ارائه میدهد که پیشتر کمتر به ابعاد آن پرداخته شده بود.
اکبریصحت، نقطه قوت عاطفی فیلم را در حضور فرزندان حسین شاهحسینی دانست و گفت: «اگر گریه پایانی دختر آقای شاهحسینی در فیلم نبود، گویی خلأ بزرگی در اثر حس میشد. این لحظات، تکمیلکننده همان غمی هستند که در جایجای فیلم به صورت نهان و آشکار جاری است. کارگردانی درست این لحظات، بهویژه بغضهای کنترلشده فرزندان در برابر دوربین، نمایش درجهیکی از پیوند عمیق انسانی و عاطفی با پدر است که تمامی روایتهای کلامی فیلم را تأیید میکند.»
او با اشاره به جایگاه شاخص این مستند در سینمای مستند پرتره، پرسش بنیادین خود را که پیشتر مطرح کرده بود، بار دیگر با نگرانی و دغدغهمندی یک سینماگر تکرار کرد و پرسید: «این فیلم جایگاه خودش را پیدا کرده و نماینده شایستهای برای جریان فکری خود است؛ اما فارغ از موفقیت این پروژه، افق پیش رو برای ادامه تولید چنین آثار فرهنگی ارزشمندی چیست و با چه راهکارهایی میتوان مسیر تولید اینگونه مستندها را هموار کرد؟»
59243
















