به گزارش برگزیده، اسماعیل بقایی روز یکشنبه در مراسم یادمان شهدای میناب که به همت دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد، اظهار داشت: در همان روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ لامرد فارس صحنه آزمایش جدیدترین سلاح مرگبار آمریکا بود موشکی خوشه ای که با انفجار به ۱۸۰ هزار ترکش مرگ آور تبدیل می شد.
به روایت ایرنا؛ وی افزود: پاسداشت یاد این کودکان تنها ادای دین به گذشته نیست، بلکه مسئولیتی برای صیانت از حقیقت، عدالت و انسانیت و پیمانی با آینده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: ملتهای جهان با همه گوناگونیها، در برخی چیزها مشترکاند و این اشتراک بخشی از طبع و فطرت انسانی است. همه ملتها کودکان از دسترفته خود را گرامی میدارند. اندوه به خاطر فقدان کودک، پاسداشت فطرت و وجدان انسانی است. کودکان معصومترین و اولین قربانیان جنگ هستند؛ چه آنهایی که قربانی گلوله، بمب و موشک میشوند، چه آنهایی که جسم و روحشان زخمهای دائمی برمیدارد و چه آنهایی که تا پایان عمر داغ سنگین از دست دادن پدر، مادر و عزیزانشان را به دوش میکشند.
بقایی افزود: امروز در اینجا گرد هم آمدهایم تا از کودکان معصومی یاد کنیم که بالهای کوچکشان پرپر شد و سینه آسمان را شکافتند تا قصه تلخ و چرکین زمین را برای مالک آسمانها روایت کنند؛ کودکانی که جسمشان در خاک آرام گرفت و روحشان به جاودانگی پر کشید. کودکان مدرسه شجره طیبه میناب، عمرشان کوتاه بود اما رد حضورشان چنان عمیق بر جان جامعه ما نشسته است که به بخشی از حافظه تاریخی ایرانیان بدل شدهاند.
وی تصریح کرد: شاید کسی بپرسد چرا هنوز از کودکان میناب سخن میگوییم، از کودکان لامرد و از بسیاری از کودکان ایرانی که در جریان جنگ تحمیلی خرداد سال گذشته و در جریان ۴۰ روز جنگ تحمیلی اخیر جان دادند. چرا همچنان داغشان تازه است و نامشان را بر زبان میآوریم؟
سخنگوی وزارت امور خارجه ادامه داد: پاسخ این پرسش را نباید فقط در قلمرو عاطفه جستوجو کرد. اندوه و غم هموطن خوردن شریف است، اما برای زنده نگاه داشتن یک خاطره تاریخی کافی نیست. آنچه ما را به یاد آنان فرا میخواند، مسئولیتی است که در برابر حقیقت داریم؛ مسئولیتی که ما را وادار میکند چراغ حافظه را روشن نگاه داریم تا تاریکی فراموشی بر گذشته و بر وجدان انسانی ما سایه نیفکند.
بقایی گفت: ملتها تنها با مرزها و نقشهها شناخته نمیشوند. آنچه مردمان یک سرزمین را به یکدیگر پیوند میدهد، رشته نامرئی خاطرات مشترک است؛ رنجهایی که با هم چشیدهاند، امیدهایی که با هم پروردهاند و آرزوهایی که با هم در دل داشتهاند. هرگاه این خاطرات به دست فراموشی سپرده شود، بخشی از هویت یک ملت نیز ناپدید میشود.
وی اظهارداشت: کودکان شهید مدرسه تنها نامهایی در یک فهرست یا قربانیانی در یک واقعه تاریخی نیستند. آنها نشانه بیگناهیاند؛ نشانه آن حقیقت تلخ که در هنگامه جنگ و خشونت، بیدفاعترین انسانها سنگینترین هزینهها را میپردازند.
سخنگوی وزارت خارجه بیان کرد: وقتی از کودکان میناب سخن میگوییم، در واقع از کرامت انسان حرف میزنیم؛ از حق هر کودک برای زیستن، برای آموختن، برای رؤیا دیدن و برای ساختن آیندهای که شایسته اوست؛ حقی که نباید به خاطر هوسرانی و جاهطلبی شیطانی جمعی پایمال شود.
بقایی خاطر نشان کرد: باید یادآور شویم که صلح و امنیت موهبتهایی خودبهخود و مفروض نیستند. آنچه امروز بدیهی مینماید، حاصل رنجهای بسیار و بهای سنگینی است که نسلهای پیشین پرداختند. شاید تلخترین وجه ماجرا این باشد که با مرگ یک کودک، تنها یک زندگی خاموش نمیشود؛ جهانی از امکانها از بین میرود. رؤیاهایی که هنوز شکل نگرفتهاند میمیرند، استعدادهایی که هنوز شکوفا نشدهاند پژمرده میشوند و آیندههایی که هرگز فرصت ظهور نمییابند از میان میروند.
سخنگوی وزارت خارجه گفت: اما در کنار آنان که رفتند، باید از آنان نیز یاد کنیم که ماندند. معمولاً وقتی از کودکان قربانی جنگ سخن میگوییم، ذهن ما به سوی کودکانی میرود که جان خود را از دست دادهاند، اما جنگ تنها ویرانی نمیآفریند. گاه کودکی را زنده میگذارد تا سالیان دراز بار آن حادثه را به دوش بکشد؛ در تن خود، در حافظه خود و در شبهای بیخواب خود.
بقایی افزود: باید از کودکانی نیز سخن گفت که در یک لحظه خانواده، خانه، امنیت و بخشی از کودکی خویش را از دست دادند؛ کودکانی که جنگ برای آنان پایان نمییابد، حتی وقتی صدای انفجار خاموش شده است.
وی با بیان اینکه کیان قاسمیان یکی از آنهاست افزود: کودکی که در جریان جنگ تحمیلی سال گذشته، در یک لحظه مادر، پدر و برادر دوماهه خود را از دست داد. رایان قاسمیان، کوچکترین قربانی جنایت آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲ روزه بود. کیان نیز به شدت آسیب دید و تا امروز بیش از ۴۰ عمل جراحی دردناک را تحمل کرده است. اما همه زخمها بر پوست و استخوان نمینشینند. بعضی زخمها در حافظه خانه میکنند؛ زخم فقدان، زخم دلتنگی و زخم لحظهای که زندگی را برای همیشه به دو بخش «پیش از آن» و «پس از آن» تقسیم میکند.
سخنگوی وزارت خارجه ادامه داد:برای بسیاری از کودکان، جنگ سالها ادامه دارد. آنان با دردهای جسمی، معلولیت، اضطراب، کابوسهای شبانه و اندوهی بزرگ زندگی میکنند که هیچ دارویی درمان آن نیست. آنان شاهدان زنده حقیقتاند؛ شاهدانی که هر روز هزینه واقعی بیرحمی متجاوزان را به ما یادآوری میکنند.
بقایی گفت: وقتی از کودکان شهید میناب، لامرد، آستانه اشرفیه و دیگر نقاط ایران یاد میکنیم، باید هم آنان را ببینیم که رفتند و هم آنان را که ماندند اما بخشی از وجودشان در آتش جنگ سوخت. هر دو روایتگر یک حقیقتاند و هر دو سزاوار آنند که فراموش نشوند.
وی تصریح کرد: بزرگداشت آنان تنها بزرگداشت گذشته نیست، بلکه پاسداشت آیندهای است که از آنان دریغ شد. امروز جهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند شنیدن صدای کودکان است. در گوشه و کنار این جهان، بسیارند کودکانی که قربانی جنگ، خشونت، فقر، محرومیت و بیعدالتی میشوند و این مختص جهان در حال توسعه نیست. کما اینکه فاجعه اوستیون در قلب جهان توسعهیافته رخ داد و چه بسیار فجایع مشابهی که به دور از چشم افکار عمومی در جریان است.
سخنگوی وزارت خارجه اضافه کرد: وقتی نام کودکان مدرسه شجره طیبه میناب را بر زبان میآوریم، در حقیقت از همه آن کودکان سخن میگوییم؛ از همه آنان که فرصت زندگی از ایشان گرفته شد یا زخمی بر جانشان نشانده شد که سالها با آنها خواهد بود.
بقایی افزود: به همین دلیل، نام کودکان میناب نباید تنها در یادمانها مرور یا در صفحهای از کتاب تاریخ نوشته شود. این نامها باید در حافظه فرهنگی ما زندگی کنند؛ در روایتها، در آموزش نسلهای آینده و در کوشش دائمی ما برای پاسداری از حقیقت و عدالت.
وی در پایان گفت: یاد و نام همه کودکان شهید شجره طیبه میناب را گرامی میداریم. آنان اگرچه فرصت نیافتند رؤیاهای خود را تا انتها زندگی کنند، اما مسئولیتی بزرگ بر دوش ما گذاشتند؛ مسئولیت صیانت از حقیقت، صیانت از حافظه جمعی ایرانیان و صیانت از انسانیت و ارزشهای انسانی. آنان بخشی از حافظه ملی ایران شدند؛ حافظهای که پاسداشت آن تنها ادای دینی به گذشته نیست، بلکه پیمانی با آینده است.
















