ریحانه اسکندری: تغییر موازنه قدرت در جغرافیای فرهنگی جهان، دیگر یک پیشبینی آیندهنگرانه نیست، بلکه واقعیتی ملموس است که بر پرده نقرهای سالنهای سینما و فرش قرمز فستیوالهای تراز اول خودنمایی میکند.
برای بیش از یک قرن، صنعت سینمای جهان تحت سیطره بلامنازع یک دوقطبی سنتی قرار داشت: هالیوود به عنوان مظهر تجاریسازی و سودآوری، و اروپای غربی به عنوان مرجع قانونگذار هنری و فستیوالی. اما این هژمونی با ورود نفسگیر و ساختاریافته کشورهای شرق آسیا شامل ژاپن، کره جنوبی، چین و سنگاپور و قاره آفریقا بهویژه نیجریه و سنگال به شدت به چالش کشیده شده است.
از فتح مجسمههای طلایی اسکار توسط یک فیلم هیولایی ژاپنی با بودجهای ناچیز گرفته تا غرش سینمای تجاری نیجریه در شبکه پخش جهانی و کسب بالاترین نشان هنری برلین توسط یک مستندساز سنگالی، همگی نشاندهنده آغاز عصر جدیدی از سینمای چندقطبی هستند.
این گزارش، با واکاوی پیشینه تاریخی، دگرگونیهای ساختاری و آمارهای مالی این قلمروهای نوظهور، نشان میدهد که چگونه انحصار غرب به آرامی در حال فروپاشی است و موازنه قوای جدید بر چه شالودههایی بنا شده است.
ژاپن؛ از غولهای کلاسیک تا رنسانس تکنولوژیک با بودجههای مینیاتوری
سینمای ژاپن همواره یکی از ستونهای هنری سینمای جهان بوده است. در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، استادانی چون آکیرا کوروساوا، یاسوجیرو اوزو و کنجی میزوگوچی با خلق آثاری فیلسوفانه و فرمگرایانه، تعاملی عمیق میان شرق و غرب ایجاد کردند.
سینمای کلاسیک ژاپن با برداشتهای بلند، تمرکز بر هویت ملی، سنتهای سامورایی و پیامدهای روانی پس از جنگ جهانی دوم شناخته میشد. شاهکارهایی چون «راشومون» و «هفت سامورایی» به کارگردانی کوروساوا نه تنها جوایز معتبر فستیوال ونیز را درو کردند، بلکه ساختار روایی سینمای غرب را برای همیشه تغییر دادند. با این حال، آن آثار گرچه در فستیوالهای غربی تحسین میشدند، اما به ندرت بازار تجاری گسترده غربی را فتح میکردند. در دهههای بعدی، این میراث هنری در قالب انیمیشنهای استودیو جیبلی به رهبری هایائو میازاکی به حیات خود ادامه داد و دریچهای نو به روی مخاطبان جهانی گشود.
در سالهای اخیر، سینمای ژاپن شاهد یک رنسانس خیرهکننده بوده است که همزمان جنبههای هنری و تجاری را در بر میگیرد. در نود و ششمین دوره جوایز اسکار در مارس ۲۰۲۴، ژاپن یکی از موفقترین شبهای تاریخ خود را رقم زد. انیمیشن حماسی و مینیاتوری هایائو میازاکی با عنوان «پسر و حواصیل» موفق شد جایزه اسکار بهترین انیمیشن بلند را تصاحب کند؛ موفقیتی که پس از پیروزی تاریخی او با «شهر اشباح» در سال ۲۰۰۲، بار دیگر نام استودیو جیبلی را به عنوان قطب بیبدیل پویانمایی جهان تثبیت کرد.
این اثر میازاکی پیش از آن نیز با بردن جایزه بهترین انیمیشن در گلدن گلوب، به عنوان نخستین انیمه تاریخ که به این جایزه دست مییابد، راه خود را هموار کرده بود. همزمان، فیلم درام و فلسفی «روزهای عالی» به کارگردانی ویم وندرس و بازی درخشان کوجی یاکوشو به عنوان نماینده ژاپن نامزد اسکار بهترین فیلم بینالمللی شد؛ اثری که زیباییشناسی سنتی ژاپنی در باب سادگی و قناعت را با نگاهی معاصر پیوند داد.
اما شگفتانگیزترین پدیده این دوره، درخشش فیلم «گودزیلا منهای یک» به کارگردانی تاکاشی یامازاکی بود.
این فیلم به عنوان سیوهفتمین اثر در این فرانچایز تاریخی و سیودومین فیلم تولید شده توسط کمپانی بزرگ توهو، با کسب جایزه اسکار بهترین جلوههای ویژه بصری، نخستین نامزدی و نخستین پیروزی را در تاریخ ۷۰ ساله این فرانچایز رقم زد. گودزیلا منهای یک با بودجهای مینیاتوری و کمتر از ۱۰ میلیون دلار ساخته شد، اما جلوههای ویژه آن به قدری خیرهکننده بود که غولهای هالیوودی ۲۵۰ میلیون دلاری مانند «نگهبانان کهکشان ۳» را به زانو درآورد.
این فیلم با فروش جهانی ۱۱۶ میلیون دلاری به موفقترین فیلم گودزیلای ژاپنی تاریخ تبدیل شد و جایگاه سومین فیلم غیرانگلیسیزبان پرفروش در تاریخ سینمای آمریکا را تصاحب کرد. یامازاکی با پیوند دادن ترومای پس از جنگ ژاپن و عذاب وجدان یک خلبان کامیکازه به هیولایی برخاسته از دل آزمایشهای هستهای، هویت تاریخی ژاپن را در قالب یک بلاکباستر مدرن بازسازی کرد و نشان داد که ژاپن سبک قدیمی و کند خود را به سینمایی پویا، تکنولوژیک و به شدت تاثیرگذار تبدیل کرده است.
کره جنوبی؛ پایداری در طوفان پساهمهگیری و مدیریت علمی گیشه
کره جنوبی در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ با ظهور جریان موسوم به «موج نوی سینمای کره» شگفتیساز شد. این جریان که با فیلمسازان نسل اولی چون ایم کوان-تا تلاش داشت هویت بومی را حفظ کند، خیلی زود با ظهور کارگردانانی چون پارک چان-ووک با «پیرپسر» و بونگ جون-هو با «خاطرات قتل» به یک نیروی بینالمللی تبدیل شد. سینمای کره با ادغام بیپروای ژانرهای مختلف، خشونت افسارگسیخته، طنز سیاه و نقدهای تند اجتماعی متمایز میشد.
این روند صعودی با شاهکار بونگ جون-هو یعنی «انگل» به اوج خود رسید؛ فیلمی که توانست در سال ۲۰۲۰ برای نخستینبار در تاریخ اسکار، جایزه بهترین فیلم سال را برای اثری غیرانگلیسیزبان به ارمغان آورد و مرزهای فستیوالی و تجاری را همزمان درنوردد.
با این حال، مسیر پس از همهگیری کرونا برای صنعت سینمای کره جنوبی هموار نبود. بر اساس گزارشهای رسمی شورای فیلم کره (KOFIC)، سال ۲۰۲۵ یکی از سختترین دورانهای این صنعت رقم خورد. در این سال، میزان تماشاگران سینما در کره جنوبی به ۱۰۶.۰۸ میلیون نفر کاهش یافت که افت چشمگیر ۱۳.۸۴ درصدی را نسبت به سال ۲۰۲۴ با ۱۲۳.۱۲ میلیون تماشاگر نشان میداد. درآمد کل گیشه نیز با کاهش ۱۲.۳۶ درصدی به ۱.۰۴ تریلیون وون (حدود ۷۲۵.۷۸ میلیون دلار) رسید.
برای نخستینبار از سال ۲۰۱۲ (بدون احتساب سالهای بحرانی کرونا)، هیچ فیلم کرهای نتوانست به مرز رویایی ۱۰ میلیون تماشاگر دست یابد. فیلمهای خارجی با ۵۸.۹ درصد، بخش عمده بازار کره را تصاحب کردند و سهم تولیدات داخلی به ۴۱.۱ درصد سقوط کرد. نظرسنجیهای شورای فیلم کره نشان داد که افزایش قیمت بلیت (۲۴.۲ درصد) و کمبود محتوای جذاب موسوم به بحران «فیلمی برای تماشا وجود ندارد» (۲۴.۸ درصد) مهمترین علل رویگردانی مخاطبان بودهاند. هزینه تولید بالا و بازگشت سرمایه منفی ۳۳.۱۳ درصد برای فیلمهای تجاری، سینمای کره را به مرز هشدار رساند.
اما سینمای کره جنوبی همواره به انعطافپذیری و بازسازی سریع شهرت دارد. نیمه نخست سال ۲۰۲۶ شاهد یک جهش بیسابقه و بازگشت مقتدرانه تماشاگران بود. بلیتفروشی فیلمهای کرهای در شش ماهه نخست ۲۰۲۶ با رشد خیرهکننده ۷۴.۹ درصدی به ۳۷.۳۷ میلیون تماشاگر رسید و درآمدی معادل ۳۷۰.۲ میلیارد وون را ثبت کرد.
این بازگشت شکوهمند به طور عمده مدیون اکران درام تاریخی و حماسی «نگهبان شاه» به کارگردانی جانگ هانگجون بود. این فیلم با جذب بیش از ۱۶.۹ میلیون تماشاگر و فروش ۱۰۷.۸ میلیون دلاری، به دومین فیلم پرمخاطب تاریخ سینمای کره و پرفروشترین اثر تمام ادوار این کشور تبدیل شد.
همزمان، ژانر وحشت نیز با فیلم زامبیمحور «کلونی» ساخته یئون سانگ-هو با ۵.۸۶ میلیون تماشاگر (فروش ۴۰.۷ میلیون دلاری) و اثر ماوراءالطبیعی «سالموکجی: آبهای نجواگر» با ۳.۲ میلیون تماشاگر (فروش ۲۲ میلیون دلاری) گیشه را به تسخیر خود درآوردند. حضور فیلم علمیتخیلی و کیهانی «امید» به کارگردانی نا هونگ-جین در بخش مسابقه جشنواره کن ۲۰۲۶، بار دیگر نام کره را در کانون توجهات هنری جهان قرار داد.
امروز سینمای کره برای غلبه بر بحرانهای مالی، سبک تولید خود را تغییر داده است. استودیوها به جای تکیه بر شهود شخصی تهیهکنندگان، به سمت تحلیلهای دقیق دادهمحور مانند پلتفرم «اینسایت فلو» روی آوردهاند. این فناوری با سنجش سیگنالهای حیاتی و واکنشهای احساسی مخاطبان در مراحل اولیه، ضربآهنگ، تنش روایی و نقاط اوج احساسی فیلمنامه را پیش از فیلمبرداری بهینهسازی میکند تا ریسکهای مالی را به حداقل برساند.
چین و هنگکنگ؛ از حماسههای رزمی کلاسیک تا بلاکباسترهای هویتی و پیوند با سرزمین مادری
سینمای چین تاریخی پرفرازونشیب دارد؛ از فیلمهای شاعرانه نسل پنجم فیلمسازان مانند ژانگ ییمو و چن کایگه که در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ جوایز معتبر کن و برلین را درو میکردند، تا دوران کنونی که چین به دومین بازار بزرگ سینمایی جهان تبدیل شده است.
سبک فیلمسازی چین از ملودرامهای تاریخی منتقدانه به سمت بلاکباسترهای عظیم علمیتخیلی و حماسههای رزمی سوق یافته است. امروزه چین دیگر تشنه بازارهای غربی یا تایید فستیوالهای اروپایی نیست؛ بلکه بازاری به شدت خودکفا ایجاد کرده که قادر است به تنهایی رکوردهای فروش جهانی را جابهجا کند. در سال ۲۰۲۵، خروجی کل صنعت سینمای چین به رقم خیرهکننده ۸۱۷ میلیارد یوان (معادل ۱۱۷ میلیارد دلار) رسید.
در تعطیلات سال نو چینی در سال ۲۰۲۶، فروش گیشه این کشور از مرز ۸ میلیارد یوان (۱.۱۵ میلیارد دلار) عبور کرد. فیلم کمدی و ورزشی «پگاسوس ۳» به کارگردانی هان هان با بازی شن تِنگ با فروش خیرهکننده ۵۵۵ میلیون دلاری در صدر جدول فروش سالانه جهان قرار گرفت، در حالی که فیلم رزمی و تاریخی «تیغههای نگهبانان» با احیای ژانر ووشیا به فروش جهانی ۲۱۴ میلیون دلاری دست یافت. تحول بزرگ در سینمای امروز چین، تغییر ذائقه مخاطبان است؛ تماشاگران چینی دیگر فریب تبلیغات پر زرقوبرق ستارههای گرانقیمت را نمیخورند و به سمت داستانگوییهای عمیق بومی متمایل شدهاند.
علاوه بر این، سیاست استراتژیک موسوم به «فیلم پلاس» گستره سینما را به بخشهای دیگر اقتصاد نظیر گردشگری و میراث فرهنگی پیوند داده است؛ به طوری که لوکیشنهایی در سیچوان و شینجیانگ به قطبهای توریستی جدید تبدیل شدهاند. همچنین، در سال ۲۰۲۶ شهرهای درجه سه و چهار بیش از ۵۰ درصد از کل فروش گیشه چین را به خود اختصاص دادند که نشاندهنده تمرکززدایی کامل از شهرهای بزرگ است. سینمای چین حتی در پذیرش فیلمهای خارجی نیز استقلال خود را حفظ کرده است؛ به عنوان نمونه فیلم علمیتخیلی «پروژه هیل مری» توانست فروش موفق ۱۵۸ میلیون یوانی (۲۳ میلیون دلاری) را در بازار چین ثبت کند.
در همسایگی چین، سینمای هنگکنگ که روزگاری با فیلمهای رزمی بروس لی، جکی چان، آثار پلیسی جان وو و ملودرامهای نئونی و شاعرانه وونگ کار-وای بر سینمای جهان فرمانروایی میکرد، سالهای سختی را پشت سر گذاشته است.
در سال ۲۰۲۵، سینمای هنگکنگ با کاهش شدید فروش به ۱.۱۳ میلیارد دلار هنگکنگ (پایینترین میزان در ۱۳ سال گذشته) و افت ۱۸.۱۵ درصدی تماشاگران روبرو شد. این بحران منجر به تعطیلی چندین سینما و خروج کمپانی افسانهای «گولدن هاروست» از چرخه سینماداری شد. لوئیس کو، بازیگر مطرح هنگکنگی، در سال ۲۰۲۵ به وجود یک «شکاف نسلی» اشاره کرد که در آن مخاطبان تنها برای تماشای چهرههای قدیمی نظیر خودش، آرون کواک یا چو یونفت بلیت میخرند و این امر راه را بر نسل جدید فیلمسازان و بازیگران بسته است.
بقای سینمای هنگکنگ اکنون در گرو ادغام با سرزمین مادری (چین) تعریف شده است؛ به طوری که انیمیشن چینی «نِژا ۲» با فروش ۵۸.۷۷ میلیون دلار هنگکنگ، رکورد پرفروشترین فیلم چین مادری در هنگکنگ را شکست و سهم بازار چین در این شهر را به ۱۰.۱۴ درصد رساند. با این حال، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، گیشه هنگکنگ با یک رشد ۲۵ درصدی مواجه شد. این بازگشت مدیون اکران فیلم کمدی «پادشاه شب» به کارگردانی جک انجی با بازی دایو وانگ و سامی چنگ بود که در ۱۰ روز بیش از ۶۰ میلیون دلار هنگکنگ فروخت.
همچنین فیلم اکشن و علمیتخیلی «بازگشت به گذشته» با بازی لوئیس کو و ریموند لم که اقتباسی از یک سریال محبوب ۲۵ سال پیش بود، به فروش خیرهکننده ۸۹.۹ میلیون دلار هنگکنگ دست یافت. طرحهای حمایتی دولت نظیر سرمایهگذاری ۴.۳ میلیارد دلاری در صندوق توسعه فیلم و روزهای بلیتفروشی ارزان ۳۰ دلاری که صفی طولانی از مخاطبان را ایجاد کرد، نشان داد که علیرغم سانسور شدیدتر و مشکلات ساختاری، سینمای هنگکنگ هنوز رمقی برای مبارزه دارد.
سنگاپور؛ ببر کوچکی که فراتر از وزن خود میجنگد
سنگاپور به عنوان یک دولت ـ شهر کوچک در جنوب شرق آسیا، سینمایی دارد که بسیار بزرگتر از مرزهای جغرافیاییاش عمل میکند. تاریخ سینمای مدرن سنگاپور با نام اریک خو در دهه ۱۹۹۰ پیوند خورده است. اما در دهه گذشته، نسل جدیدی از فیلمسازان سنگاپوری موسوم به «موج نوی سنگاپور» فستیوالهای تراز اول جهان را تسخیر کردهاند.
آنتونی چن با فیلم تحسینشده «ایلو ایلو» در سال ۲۰۱۳ موفق به کسب جایزه معتبر دوربین طلایی جشنواره کن شد و نام سنگاپور را به عنوان یک قدرت نوظهور ثبت کرد. او با فیلم دومش «فصل باران» در سال ۲۰۱۹ بار دیگر جوایز متعددی از جمله جایزه اسب طلایی تایوان را برای بازی درخشان یئو یان یان به دست آورد.
او به تازگی با ساخت فیلمهایی چون «یخشکن» در سال ۲۰۲۳ و پروژه در حال تولید «ما همه غریبهایم» برای سال ۲۰۲۶، جایگاه خود را به عنوان سازنده درامهای انسانی حساس تثبیت کرده است. بلافاصله پس از او، یئو سیو هوا که یکی از بنیانگذاران مجمع مستقل «۱۳ تصویر کوچک» در سال ۲۰۰۹ است، با فیلم نئو-نوآر و فلسفی «یک سرزمین خیالی» در سال ۲۰۱۸ جایزه یوزپلنگ طلایی جشنواره لوکارنو را به دست آورد؛ اثری که جوایز بهترین فیلمنامه غیراقتباسی و بهترین موسیقی متن را در جوایز اسب طلایی تصاحب کرد.
سبک سینمای سنگاپور از کمدیهای تجاری بومی گذشته به سمت آثاری چندزبانه (انگلیسی، ماندارین، مالایی و تامیلی)، اتمسفریک و به شدت انتقادی تغییر یافته است.
فیلمسازان این کشور با تمرکز بر مسائلی چون انزوای اجتماعی، بحران هویت کارگران مهاجر و بدبینی به زندگی مدرن شهری، زبان بصری متمایزی را خلق کردهاند. با این وجود، سینمای هنری سنگاپور در جذب مخاطبان بومی خود با دشواریهای فراوانی روبرو است. تعطیلی ناگهانی چندین پردیس سینمایی مستقل و مهم سنگاپور مانند «پروجکتور»، «فیلمگارد» و «کتی سینپلکس» در سالهای اخیر، ضربه هولناکی به زیرساختهای اکران این کشور وارد کرده است. با این حال، ابتکاراتی نظیر بخش تخصصی بازار در جشنواره بینالمللی فیلم سنگاپور (SGIFF PRO) برای جذب برنامهریزان بینالمللی و برگزاری جشنواره فیلم جوانان سنگاپور (SYFF ۲۰۲۶) با شعار «تمرکز، تجمع، شکوفایی»، در صدد تربیت نسل جدیدی از سینماگران برای تداوم این مسیر هنری هستند.
قاره آفریقا؛ از تریبونهای ضدامپریالیستی سنگال تا انقلاب صنعتی نولیوود
قاره آفریقا امروز قدرتمندتر از هر زمان دیگری در تاریخ سینما، صدای خود را به گوش جهانیان میرساند. این حضور در دو مسیر کاملا متفاوت اما مکمل جریان دارد: سینمای هنری و پسااستعماری فستیوالها به پیشگامی سنگال، و سینمای تجاری و پویای نیجریه موسوم به «نولیوود». در بخش هنری، فستیوالهای اروپایی شاهد درخشش نسل جدید فیلمسازانی هستند که ادامهدهنده راه پدران سینمای آفریقا نظیر عثمان سمبن و جبریل دیوپ مامبتی هستند.
در جشنواره بینالمللی فیلم برلین در سال ۲۰۲۴، مستند رویایی و شاعرانه «داهومی» به کارگردانی ماتی دیوپ، فیلمساز فرانسوی-سنگالی، موفق به کسب جایزه خرس طلایی شد. ماتی دیوپ با این پیروزی به نخستین فیلمساز سیاهپوستی تبدیل شد که معتبرترین جایزه برلین را از آن خود میکند.
فیلم «داهومی» با جلب رضایت ۹۹ درصدی منتقدان در راتن تومیتوز و انتخاب به عنوان نماینده سنگال در اسکار ۲۰۲۵، به موضوع حساس استرداد ۲۶ اثر هنری غارتشده پادشاهی داهومی از فرانسه به کشور بنین امروزی میپردازد. دیوپ که پیش از این با فیلم «آتلانتیک» جایزه بزرگ جشنواره کن ۲۰۱۹ را تصاحب کرده بود، در داهومی به تندیسهای غارتشده هویتی افسانهای و زنده میبخشد تا دیوارهای سکوت استعمار نوین را در هم بشکند.
در بخش تجاری، سینمای نیجریه (نولیوود) که پیش از این به تولید انبوه فیلمهای بسیار ارزانقیمت، سریع و با کیفیت پایین ویدئویی شهرت داشت، یک بازآفرینی ساختاری و کیفی را تجربه کرده است. ظهور پلتفرمهای پخش آنلاین جهانی نظیر نتفلیکس، دسترسی نولیوود به بازارهای بینالمللی را دگرگون کرده است. پدیده بیرقیب این جریان، فیلم مهیج و جنایی «کتاب سیاه» به کارگردانی ادیتی افیونگ در سال ۲۰۲۳ بود. این فیلم با بودجه بیسابقه یک میلیون دلاری ساخته شد که گرانترین تولید تاریخ نولیوود محسوب میشود.
«کتاب سیاه» با بازی ریچارد موفه-دامیجو در نقش پدری که برای پاک کردن نام پسر مقتولش در برابر یک باند فاسد پلیس میایستد، با الهام از اعتراضات واقعی مردم نیجریه علیه بیرحمی و اخاذی پلیس (جنبش EndSARS) ساخته شده است. این فیلم در هفتههای نخست اکران خود در نتفلیکس بیش از ۲۰ میلیون بازدیدکننده جذب کرد، در رتبه سوم پربینندهترین فیلمهای غیرانگلیسیزبان جهان قرار گرفت و در ۶۹ کشور در میان ۱۰ فیلم برتر جا خوش کرد.
موفقیت چشمگیر این فیلم به قدری ساختاریافته بود که هالیوود را وادار به واکنش کرد؛ به طوری که دنباله این فیلم با عنوان «کتاب سیاه ۲: حسابهای قدیمی» با مشارکت نیکی وینستاک، تهیهکننده سرشناس هالیوودی در حال تولید است و کمپانی معتبر «نئون» حق پخش آن در آمریکا را خریداری کرده است. این امر نشاندهنده گذار نولیوود از یک صنعت بومی به فرانچایزهای تجاری بینالمللی است.
فروپاشی انحصار غرب؛ چرا هالیوود و سینمای اروپا سلطه خود را از دست میدهند؟
خروج تدریجی سینما از انحصار مطلق هالیوود، سینمای اروپا و حتی ماشین رویاسازی بالیوود، ناشی از دگرگونیهای عمیق ساختاری است که موازنه قوا را تغییر دادهاند. چهار عامل کلیدی زیرساز این تغییر تاریخی هستند:
نخست، دموکراتیزه شدن شبکه توزیع جهانی به لطف پلتفرمهای استریمینگ است. در گذشته، یک فیلم برای اکران بینالمللی باید از فیلترهای پیچیده و گاه انحصارطلبانه توزیعکنندگان سنتی غربی عبور میکرد. امروز پلتفرمهایی چون نتفلیکس، امبیسی، موبی و دیزنیپلاس این واسطهها را حذف کردهاند. فیلمی مانند «کتاب سیاه» از لاگوس میتواند ظرف چند روز در صدر پربینندهترینهای کشورهای مختلف قرار گیرد. این سرعت پخش، مرزهای فیزیکی اکران را بیاثر کرده است.
دوم، ظهور بازارهای سرمایه بومی و مستقل از غرب است. فیلمسازان کشورهای در حال توسعه دیگر نیازی ندارند برای دریافت بودجههای حمایتی ناچیز، به نهادهای فرهنگی اروپایی التماس کنند و در ازای آن، دیکتههای فرهنگی آنان را بپذیرند. در نیجریه، کارآفرینان جوان بومی حوزه فناوری حامی فیلمسازان میشوند؛ در چین، سیاستهای حمایتی دولت و چرخه عظیم «فیلم پلاس» میلیاردها دلار سرمایه داخلی را به این صنعت تزریق میکند؛ و در سنگاپور، صندوقهای ملی راه را برای تولیدات مشترک هموار میسازند. این استقلال مالی منجر به استقلال بیانی و هنری شده است.
سوم، کاهش شدید شکاف تکنولوژیک است. در دهههای گذشته، جلوههای ویژه پیشرفته منحصرا در انحصار استودیوهای بزرگ هالیوودی با بودجههای نجومی بود. امروز، ابزارهای نوین نرمافزاری و سختافزاری به گونهای در دسترس همگان قرار گرفتهاند که سازندگان ژاپنی با بودجهای ناچیز، اسکار جلوههای ویژه را از چنگال دیزنی و مارول میربایند. این برابری تکنولوژیک، استانداردهای بصری سینمای شرق و جنوب را همتراز با بهترینهای غرب قرار داده است.
چهارم، فرسودگی فرمولهای هالیوودی و اشتیاق جهانی برای اصالت فرهنگی است. مخاطب امروز از بازسازیهای بیپایان، دنبالههای بیروح ابرقهرمانی و شعارهای تکراری سینمای تجاری غرب خسته شده است. سینمای شرق آسیا با پرداختن به ترومای انسانی، فلسفه شرقی و ساختارهای نوآورانه روایی، و سینمای آفریقا با روایت حماسههای پسااستعماری و عدالتخواهی بومی، خونی تازه و پر از اصالت را به رگهای سینمای جهان تزریق کردهاند. نظام سینمایی جهان امروز در حال تجربه یک گذار تاریخی به سوی ساختاری چندقطبی و شبکهای است؛ تلاقی شکوهمندی که در آن، هر فرهنگ میتواند با زبان تصویر، جهان را تحت تاثیر قرار دهد.
۵۹۲۴۴















