سایت خبری
famaserver
  • صفحه اصلی
  • اخبار استانها
  • اخبار روز
  • اخبار تکنولوژی
  • اخبار ورزشی
  • بازار مالی
  • گردشگری
  • اقتصادی
  • بین الملل
سایت خبری
برترین عناوین خبری
  • خرید بیمه: سنتی یا آنلاین؟ کدامیک تجربه بهتری برای مشتریان ایجاد می‌کند؟

سرتیتر خبرها

بارسلونا با گلباران بیلبائو به فینال سوپرجام اسپانیا رسید

بارسلونا با گلباران بیلبائو به فینال سوپرجام اسپانیا رسید

5 ماه پیش
سرمربی جدید تیم هوادار انتخاب شد

سرمربی جدید تیم هوادار انتخاب شد

5 ماه پیش
پیروزی اینتر برای تثبیت صدرنشینی/ افزایش فاصله با ناپولی

پیروزی اینتر برای تثبیت صدرنشینی/ افزایش فاصله با ناپولی

5 ماه پیش
کامبک ناکام منچستریونایتد/ توقف سیتی و شکست چلسی

کامبک ناکام منچستریونایتد/ توقف سیتی و شکست چلسی

5 ماه پیش
تخلفات مالی در هیئت رشته‌ای المپیکی در مازندران

تخلفات مالی در هیئت رشته‌ای المپیکی در مازندران

5 ماه پیش
سرپرست فدراسیون کبدی منصوب شد

سرپرست فدراسیون کبدی منصوب شد

5 ماه پیش
لیگ NBA| پیروزی صدرنشینان کنفرانس شرق و شکست لیکرز در غیاب جیمز

لیگ NBA| پیروزی صدرنشینان کنفرانس شرق و شکست لیکرز در غیاب جیمز

5 ماه پیش
خط و نشان مک‌گرگور برای میودر

خط و نشان مک‌گرگور برای میودر

5 ماه پیش
سکوت محض استقلال درباره غیبت سیدورف/ پول، علف خرس است؟

سکوت محض استقلال درباره غیبت سیدورف/ پول، علف خرس است؟

5 ماه پیش
استعفای مظفری‌زاده از مدیرعاملی تراکتور

استعفای مظفری‌زاده از مدیرعاملی تراکتور

5 ماه پیش

Home » توصیف مشهور شهید آوینی درباره “هنر” چگونه نوشته شد؟

توصیف مشهور شهید آوینی درباره “هنر” چگونه نوشته شد؟

زمان انتشار: 26 سپتامبر 2024 ساعت 15:52

دسته بندی: فرهنگ و هنر

شناسه خبر: 584413

زمان مطالعه: 13 دقیقه

توصیف مشهور شهید آوینی درباره “هنر” چگونه نوشته شد؟

توصیف مشهور شهید آوینی درباره “هنر” چگونه نوشته شد؟

– اخبار فرهنگی –

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری برگزیده های ایران، احسان رجبی مهمان ویژه برنامه نردبان شبکه مستند سیما به مناسبت هفته دفاع مقدس بود. این عکاس جنگ، مجموعه‌ای از عکس‌های خود را در کتاب “چشم نوشته‌ها” منتشر کرده است. او در گفت‌وگو با حامد شکیبانیا درباره عکس‌های خود در جبهه سخن گفت و روایاتی از شهید آوینی را نیز بیان کرد.

رجبی با اشاره به یکی از عکس‌های خود در کتاب چشم نوشته‌ها گفت: در یکی از عملیات‌ها، حجم آتش بسیار سنگین بود، به طوریکه از یک جایی به بعد دیگر امکان حرکت نداشتیم و باید پیاده می‌رفتیم. شهید فلاحت که در ماشین همراه‌مان بود، به ما گفت: در یک جایی پناه بگیرید. فقط یک سنگر پیدا کردیم که هیچ چیزی نداشت و تنها می‌توانستیم زیرش پناه بگیریم! در نهایت خودمان را به خط مقدم رساندیم و فهمیدم تنها 17-18 نفر این خط را حفظ کرده‌اند. در همین حال، سعید جان بزرگی ما را صدا زد و گفت: زشت است که در این شرایط ما دوربین به دست بگیریم، بهتر است که فقط یک دوربین فیلمبرداری بچرخد و این لحظات را ثبت کند و بقیه به بخش جنگ بروند و به رزمنده‌ها کمک کنند.

نگاهی به مستند کودک‌سرباز؛ شاید یک فیلم تخیلی ضعیف

وی ادامه داد: هر کسی یک کاری انجام می‌داد؛ یکی خشاب پر می‌کرد، دیگری به مجروحین رسیدگی می‌کرد و … کمی گذشت و به نظر می‌رسید خط آرام شده است. البته سعید اشاره کرد که این آرامش قبل از طوفان است. ما عکاسان و بچه‌های گروه تبلیغات نشسته بودیم و دیدیم که تعدادی از رزمندگان هم کنار ما آمدند. خوش و بشی کردیم و شوخی‌هایی رد و بدل شد که ناگهان دیدم یک خمپاره 82 میلی‌متری دقیقاً کنار ما و آن رزمندگان خورد. یک لحظه نفهمیدم چه اتفاقی افتاد و همه‌جا پر از دود شد؛ وقتی دودها کنار رفت، متوجه شدم سعید جان بزرگی یقه مرا گرفته و محکم به صورتم ضربه می‌زند و می‌پرسد: «زنده‌ای؟» مثل مات زده‌ها بودم و نمی‌توانستم حرفی بزنم. در همین حال دیدم سعید جان بزرگی به بچه‌های رزمنده در گوشه‌ای دیگر خیره شده و قطرات اشکش سرایز شده است. با خیره شدن سعید به آن بچه‌ها متوجه شدم که آنان به شهادت رسیده‌اند. در همین حال، دوربینم را از زیر خاک پیدا کردم و از بچه‌هایی که به شهادت رسیده بودند، عکس گرفتم.

رجبی به خاطرات خود با سعید جان بزرگی اشاره کرد و گفت: او روحیه همه بچه‌ها بود؛ بدون اغراق، فکر می‌کنم همه بچه‌ها نگاه زیبایی‌شناسی در جنگ را از او یاد گرفتند. او اهل فکر و محتوا و کاریکاتوریست بود. در حقیقت برای اینکه به بچه‌ها روحیه بدهد، کاریکاتور می‌کشید. سعید جان بزرگی، عکاس قابلی هم بود و فریم‌های زیادی از جنگ تهیه کرد. خاطرم هست زمانی که آقای صمدیان عکس‌های او را دید از جایش بلند شد و تحسینش کرد. سیدمرتضی آوینی هم وقتی عکس‌های او را دید، گفت: باید همه بچه‌های عکاس را جمع کنیم تا چنین عکس‌هایی بگیرند؛ جای این عکاسان در روایت فتح خالی است.

وی ادامه داد: خاطرم هست هنوز عکس‌های سعید از فاجعه حلبچه منتشر نشده بود که آنها را پیش آقای سیف الله صمدیان بردم؛ غرق در عکس‌ها شده بود و از من پرسید: «اینها چیست؟» پاسخ دادم: حلبچه! گفت: «من کتابم را بسته‌ام.» هیچ چیز نگفتم و به جبهه رفتم. نزدیک به 2 ماه بعد دوباره پیش او رفتم؛ تا مرا دید گفت: «این عکاس کیست که همه را دیوانه کرده است؟! در کجا درس خوانده؟» به شوخی پاسخ دادم: در دانشگاه امام حسین علیه السلام درس خوانده! پرسید: «این دانشگاه کجاست؟» واقعا فکر می‌کرد چنین دانشگاهی وجود دارد. صمدیان گفت: «من کتاب حلبچه را بسته بودم و داشت برای چاپ می‌رفت، اما وقتی این عکس‌ها را دیدم، 10-15 تا از عکس‌های خودم را برداشتم تا اینها را جایگزین کنم.»

این عکاس جنگ خاطرنشان کرد: جالب است بدانید که همه عکاسانی که در اتاق آقای صمدیان بودند، درخواست داشتند تا سعید جان بزرگی را ببینند. خود آقای صمدیان هم دوباره از من پرسید: «دانشگاه امام حسین کجاست؟» گفتم او بسیجی است و تازه فهمید که منظورم از دانشگاه امام حسین جبهه است. وقتی سعید را پیش او بردم تمام قد ایستاد و او را در آغوش کشید. گفت: «اوصاف تو را بسیار شنیده‌ام و شیفته او شد. به یاد دارم آقای صمدیان یک روز به من گفت: این ادبی که سعید دارد به من آموزش می‌دهد که این‌گونه بسیجی باشم. سعید به بخش فرهنگی جنگ کمک کرد و لشکر 27 رسول الله خیلی مدیون او و مسعود قندیه است. آنها فضای عکاسی و فیلمبرداری در جنگ را واقعا متحول کردند.

رجبی در بخش دیگری از صحبت‌های خود درباره شهید آوینی گفت: آوینی در سال 1372 به شهادت می‌رسد و من سال 1371 به بوسنی رفتم. در آن زمان هنوز خنجر و شقایق ساخته نشده بود و من در اولین سفر به بوسنی رفتم. قبل از سفر پیش آوینی رفتم تا از او سناریو بگیرم. وقتی ماجرا را شنید بسیار خوشحال شد و بیش از 40 آیتم که باید در ماجرای بوسنی مورد توجه قرار می‌گرفت را برایم نوشت. وقتی با او صحبت می‌کردم دیدم خیلی حالش خوب است و مدام می‌گفت به رزمندگان آنجا بگویید مرا بسیار دعا کنند. وقتی شرایطش را دیدم گفتم: لطفا چیزی بنویسید که آن را به رزمندگان بدهم و بگویم شما را دعا کنند! آنجا بود که آن جمله معروف «هنر آن است که بمیری، پیش از آنکه بمیراندت، مبدأ و منشأ حیات آنان‌اند که چنین مرده‌اند.» را نوشت.

صاحب کتاب «چشم نوشته» ماجرای ثبت یک عکس مشهور را تعریف کرد؛ عکسی که روی جلد کتاب او نقش بسته است؛ رجبی گفت: خاطرم هست که برای توزیع روزنامه و تعدادی به خط رفته بودیم. وظیفه ما این کار بود اما دیدم فرصت مناسبی است و گفتم بهتر است عکس هم بگیرم. آتش بسیار سنگینی برقرار بود و حجم زیادی مهمات بر سر بچه‌ها می‌ریخت. ناگهان متوجه شدیم که صدای ماشین حاجی بخشی می‌آید و با بلندگوی خود سرودهای حماسی پخش می‌کند و وارد خط می‌شود. از زمانی که صدای بلندگو را شنیدیم بمباران نیز شدیدتر شد. چند دقیقه‌ای نگذشته بود که ناگهان ماشین او را زدند. با چشم خودم دیدم که موشک هدایت شونده مالیوتکا آمد و به شیشه جلوی ماشین برخورد کرد. آقای ابوالقاسم دهباشی داخل ماشین بود.

وی ادامه داد: فاصله من با ماشین 70-80 متر بود و بلافاصله به سمت صحنه حرکت کردیم. در آنجا چند اتفاق رخ داد؛ آقای دهباشی از قاب پنجره به بیرون نگاه می‌کرد و در حالی که دورش را آتش احاطه کرده بود با آرامش خاصی ذکر می‌گفت. در همان لحظه داستان گلستان شدن آتش برای پیامبران به ذهنم رسید. دوربین را برداشتم و لنز را تمیز کردم تا عکس بگیرم. دقت داشته باشید در این زمان خط اصلا آرام نبود و حجم آتش بیشتر هم شده بود. اما مجبور شدیم دور شویم و حاجی بخشی هم تلاش می‌کرد آتش را خاموش کند اما نتوانست.

/

حتما بخوانید : برگزاری آیین ملی تجلیل و تکریم پیشکسوتان دفاع مقدس
برچسب ها
اجتماعی
اشتراک گذاری

اخبار مرتبط

  • جنجال ۵۰ ساله فیلم وندرس: حذف صحنه برهنگی بازیگر 13 ساله/ پایان نمایش «حرکت اشتباه»
    جنجال ۵۰ ساله فیلم وندرس: حذف صحنه برهنگی بازیگر ۱۳ ساله/ پایان نمایش «حرکت اشتباه» 13 ساعت پیش
  • مردم درباره سریال هادی چه گفتند؟/ «غنیمت این روزها» یا «هدر دادن بیت‌المال»؟
    مردم درباره سریال هادی چه گفتند؟/ «غنیمت این روزها» یا «هدر دادن بیت‌المال»؟ 13 ساعت پیش
  • مردم درباره سریال هادی چه گفتند؟/ «غنیمت این روزها» یا «هدر دادن بیت‌المال»؟
    مردم درباره سریال هادی چه گفتند؟/ «غنیمت این روزها» یا «هدر دادن بیت‌المال»؟ 13 ساعت پیش
  • آقای صداوسیما؛ تمام کنید!/ چرا همه کمدی‌های تلویزیون درباره ازدواج و فرزندآوری‌اند؟
    آقای صداوسیما؛ تمام کنید!/ چرا همه کمدی‌های تلویزیون درباره ازدواج و فرزندآوری‌اند؟ 13 ساعت پیش

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی موضوعات

  • آذربایجان شرقی 1487
  • آذربایجان غربی 1357
  • اجتماعی 15588
  • اخبار استانها 0
  • اخبار تکنولوژی 272
  • اخبار روز 16152
  • اخبار ورزشی 21392
  • اردبیل 903
  • اصفهان 1616
  • اقتصادی 10572
  • البرز 809
  • ایلام 584
  • بازار مالی 32
  • بوشهر 485
  • بین الملل 7868
  • تبلیغات 53
  • تهران 757
  • چند رسانه ای 0
  • چهارمحال و بختیاری 1455
  • خراسان رضوی 1161
  • خراسان شمالی 858
  • خوزستان 1042
  • زنجان 653
  • سبک زندگی 397
  • سلامت 4377
  • سمنان 1185
  • سیاسی 12668
  • سیستان و بلوچستان 491
  • عکس 329
  • علمی و فناوری 7632
  • فارس 1244
  • فرهنگ و هنر 21622
  • قزوین 770
  • قم 987
  • کاریکاتور 452
  • کردستان 940
  • کرمان 1877
  • کرمانشاه 1232
  • کهگیلویه و بویراحمد 1299
  • گردشگری 13
  • گلستان 534
  • گیلان 1404
  • لرستان 1161
  • مازندران 897
  • مرکزی 563
  • مناطق آزاد 218
  • هرمزگان 1345
  • همدان 256
  • یزد 30

جدیدترین مقالات

  • «همه چیز هست اما هیچ‌چیز نمی‌شود خرید»؛ واکنش مردم به گرانی لبنیات
    «همه چیز هست اما هیچ‌چیز نمی‌شود خرید»؛ واکنش مردم به گرانی لبنیات 16 ساعت پیش
  • منیزیم در مقابل ویتامین D: کدام یک برای ایمنی و انرژی بهتر است؟
    منیزیم در مقابل ویتامین D: کدام یک برای ایمنی و انرژی بهتر است؟ 16 ساعت پیش
  • سالمندان از مصرف این مکمل‌ها غافل نشوند
    سالمندان از مصرف این مکمل‌ها غافل نشوند 16 ساعت پیش
  • نوشیدنی پرطرفداری که استخوان‌ها را محکم می‌کند
    نوشیدنی پرطرفداری که استخوان‌ها را محکم می‌کند 16 ساعت پیش
  • کشفی که می‌تواند معمای آلزایمر را حل کند
    کشفی که می‌تواند معمای آلزایمر را حل کند 16 ساعت پیش

لینکهای پیشنهادی

دانلود رایگان نرم افزار | قیمت تتر امروز | خرید سرور hp

کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ میباشد .@2025