به گزارش خبرگزاری برگزیده، اقتصاد ایران در سالهای اخیر با مجموعهای از بحرانهای کمسابقه، شامل تشدید تحریمها و نوسانات ارزی، تنشهای منطقهای و نهایتاً جنگ، روبهرو بوده است؛ شرایطی که بیش از هر زمان دیگری، تابآوری تولید، امنیت زنجیره تأمین، پایداری بازار و تأمین کالاهای اساسی را در کانون توجه قرار داده است.
در چنین فضایی، عملکرد بنگاههای بزرگ صنعتی و تولیدی میتواند تصویری روشن از ظرفیت اقتصاد کشور برای عبور از بحرانها و حرکت به سمت رشد پایدار و توسعه ملی ارائه دهد.
«حمید رزمجو»، مدیرعامل شرکت بهپخش، با حضور در کافه خبر برگزیده از شرایط بازار در جنگ و پساجنگ، چالشهای موجود و چشمانداز اقتصاد ایران میگوید.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید.
*اقتصاد ایران در سالهای اخیر و مشخصاً یکسال اخیر بحرانهای مختلف، از جمله دو جنگ، را پشت سر گذاشته که پیامدهایی برای کشور و مردم داشته است. به نظر شما مهمترین درسی که اقتصاد ایران باید از این بحرانها و پیامدهای آن بگیرد، چیست؟
انشاالله که کشورمان دچار جنگ و موضوعات دیگری از قبیل جنگ نباشد. جنگ موضوع بسیار بدی است. هر کجا جنگی اتفاق افتاد، پشت سرش تبعات بسیار بدی هم برای مردم، اجتماع و در نتیجه اقتصاد کشور ایجاد شد.
جنگ پدیدهای است که حتی کشورهایی که به تعبیری از نظر اقتصاد و صنعت پیشرفته و توسعهیافته خوانده میشوند را هم دچار مشکل میکند. کمااینکه در جنگ اخیر ایران با اسرائیل غاصب و آمریکای جنایتکار همه کشورهای منطقه، اروپایی و آمریکایی هم آسیب دیدند. بنابر گزارشاتی که وجود دارد، اقتصادشان آسیب دید و قیمت حاملهای انرژی افزایش یافت و مردم به تبع آن به مشکل برخوردند. انشاالله که دیگرچنین چیزی اتفاق نیفتد و سایه صلح و آرامش در کشورمان ادامهدار باشد، تا مردم بتوانند به راحتی زندگی کنند.
من میخواهم تابآوری اقتصادی را به تابآوری اجتماعی ارتباط دهم. طبیعتاً مشکلات اقتصادی موضوعات اجتماعی در پی دارد؛ و درحال حاضر هم جامعه از نظر موضوعات اجتماعی و فشار روانی و کاهش قدرت مردم در شرایط خوبی نیست. وقتی تابآوری اجتماعی شکننده می شود، قطعا اقتصاد در شرایط خوبی نیست.
پس از جنگ ۱۲ روزه،( که به ناحق ظالمانه هم شروع شد)، مشکلات عدیدهای پیش روی صنعتگران و طبیعتاً ما که به عنوان شبکه توزیع هستیم، به وجود آورد. ما در داخل کشور بخشی از نیاز عمومی مردم را توزیع میکنیم، بیشک بیتاثیر ازمشکلاتی که برای شرکتهای تولیدکننده حادث شده هم، نبودیم. طبیعتاً چالشهای اقتصادی، ارزی و مشکلاتی در زمینه واردات کالاهای اساسی و مواد اولیه به وجود آمد، که خوشبختانه با درایت دولتمردان و تصمیمگیران به نحو مقتضی حل شد تا مردم دچار مشکلات اساسی در تأمین مایحتاج ضروریشان نباشد، اما برای شرکتهای تولیدی و شرکتهای مصرفکننده مواد اولیه، واقعاً روزهای سختی بود.
همین حالا هنوز مشکلات ادامه دارد و شرکتها با سختی بسیار زیاد در تأمین مواد اولیه، در حال کار و تولید هستند، که کمبودی در کشور احساس نشود. اگر بخواهم صریح بگویم، شرکتها از این نظر شکننده شدهاند. اگر حمایت دولت و حاکمیت نباشد و سیاستهای حمایتی اتخاذ نشود احتمال اینکه شرکتهایمان از نظر تأمین و تولید مواد اولیه به مشکل بخورند و به تبع آن محصولات و کالاهای مورد نیاز مردم به راحتی و در کمترین زمان در اختیارشان قرار نگیرد، زیاد است.
با این حال خوشبختانه تا بهحال و پس از جنگ ۱۲ روزه و به ویژه جنگ رمضان، دولت در حمایت از زنجیره تأمین و تولیدکنندگان و به تبع آن از شرکتهای پخش، مثل شرکت بهپخش، به خوبی عمل کرده و هم اینکه شرکتهای تولیدی پای کار بودهاند. من اینجا میخواهم به نوبه خود از همه دستاندرکاران تشکر کنم؛ خصوصاً شرکتهایی که در زمان جنگ پای کار بودند و توانستند تولید و عرضه را ادامه دهند.
همکاران من در شرکت «بهپخش» حتی یک روز هم پخش کالاهایی که مورد نیاز خانوار و مردم عزیز بود را تعطیل نکردند که خوشبختانه تاکنون توانستیم تابآوری اجتماعی را بالا ببریم و مدیریت کنیم. طبیعی است که اگر نشود و نتوانیم کالاها و اقلام مورد نیاز مردم را در زمان معین و ممکن برسانیم، جامعه دچار التهاب و مشکل خواهد شد و برای مردم عزیزمان دغدغه خاطر ایجاد میشود. لذا تا به حال تا جایی که امکانش بوده در حیطه کاری خود اجازه ندادیم این اتفاق رخ دهد، ولی ادامهاش منوط به همراهی، همکاری و اتخاذ تصمیمات درست در حاکمیت و تصمیمگیرندگان کلان است.
انشاالله دیگر در کشورمان جنگ رخ ندهد و صلح باشد، اما امیدوارم در زمان صلح نیز «تصمیمات جنگی» اتخاذ شود. زمانیکه جنگ رخ میدهد و شرایط خاص است، تصمیمات به شکلی گرفته میشود که همه چیز تسهیل شود. در زمان جنگ، درخصوص واردات و تامین کالای اساسی، ترخیص کالا از گمرکات و سایر موضوعات مرتبط تصمیمات سریع و تسهیل کننده ای اتخاذ و این امر باعث شد در زمان جنگ وفور کالا اتفاق بیافتد. ما قبل از جنگ رمضان در تأمین برخی کالاها مشکل داشتیم، اما در زمان جنگ تسهیلاتی که در زمینه واردات کالا و موضوعات مربوطه رخ داد، باعث شد داخل کشور فوری و به نوعی کمبود ارسال کالا نداشته باشیم.
همین حالا هم ما مشکل تأمین کالا نداریم. تصمیمات جنگی گرفته شد که چنین نتیجهای داشت. میخواهم بگویم اگر در زمان صلح هم تصمیمات اینطور جنگی و جهادی گرفته شود، مطمئناً هم شرکتها و هم فعالان این زمینه میتوانند به نحواحسن کالاهای مورد نیاز مردم عزیزمان را وارد و تولید کنند و در اختیارشان قرار دهند طوریکه تابآوری دیگر شکننده نباشد.
اگر تابآوری اجتماعی ناشی از مشکلات اقتصادی شکننده باشد، جامعه دچار التهاب و مشکل خواهد شد که مشخصاً میتواند چالشهای اقتصادی ما را بیش از پیش درگیر کند و مشکلات عدیده دیگری در پی داشته باشد.
*مشخصاً اقدامات شرکت «بهپخش» در این بازههایزمانی خاص، خصوصاً جنگ ۴۰ روزه، چه بود؟
پیش از جنگ دوم و پس از جنگ ۱۲ روزه شرایط نه جنگی بود و نه صلح کامل و در میانه قرار داشتیم، اما هر آن احتمال بروز جنگ وجود داشت. ما این موضوع را پیشبینی و تلاش کردیم شعبات سراسر کشور را در خصوص موجودی کالای موردنیاز تجهیز کنیم تا در زمان جنگ کمبودی نداشته باشیم. از خرداد سال گذشته که جنگ ۱۲ روزه آغاز و تمام شد، ما برای تأمین نیاز و مدیریت موجودی انبارها اقدام کردیم.
از آن زمان کمیته پدافند غیرعامل در شرکتمان ایجاد کردیم و به فکر بودیم که اگر خدای ناکرده زیرساختهای کشور و سوخت دچار مشکل شد، چه کنیم. تصمیماتی اتخاذ کردیم که در شرایط ویژه، حمل و نقل و لجستیک به مشکل برنخورد تا کشور به شرایط عادی بازگردد. توسعه کالاها و محصولاتمان را کلید زدیم. پیشبینیهای قبل از جنگ داشتیم و خداراشکر توانستیم در ایام جنگ وظیفهای که به عهده ما بود را به نحواحسن انجام دهیم.
همین حالا هم ما در شرکت سیاستها و برنامههایمان بر این است که شرایط جنگی است، خودمان و همکارانمان را به این سمت سوق دادهایم که هرچند تفاهمنامه اتفاق افتاده و شرایط به سوی عادیشدن پیش میرود، اما تصمیمان را بر مبنای دوره نه جنگ نه صلح میگیریم و مدیریت میکنیم.
اگر شرایط عادی شد که خدا را شکر، چیزی دچار مشکل نخواهد شد، اما اگر خدای ناکرده مجدد به آن شرایط بازگردیم باید از حالا آماده باشیم که بتوانیم به مردم خدمت کنیم تا در کار و خدماترسانی خللی ایجاد نشود.
*فکر میکنید مهمترین چالش زنجیره تأمین و توزیع که شرکت «بهپخش» هم جزئی از آن است، چیست؟
ما شرکت پخش هستیم و تأمین و تولید در جای دیگر اتفاق میافتد و ما متأثر از آنها هستیم. مهمترین چالش ما، مشکل تولید در شرکتهایی است که انحصاری برای ما تولید میکنند. چالش اساسی شرکتهای تولیدی هم تأمین مواد اولیه است. با توجه به اتفاقاتی که افتاد و فولاد مبارکه و پتروشیمیها دچار آسیب شدند، تأمین ورق و مواد اولیه برای مظروف و برخی مواد اولیه دیگر در مقطعی کمیاب یا گران شد. ولی خوشبختانه دوستان تولیدکننده به نحوی برنامهریزی کردند که تولید دچار خلل جدی نشده است.
علی الاصول چالش در مواد اولیه که از آسیب خوردن پتروشیمیها و شرکتهای فولادی متاثرند، تامینکنندگان ما را دچار مشکل کردند. من از تصمیمگیرندگان حوزههای مختلف انتظار دارم. همانطور که گفتم برخی تصمیمات مربوط به شرایط جنگی است، اما گاهی برخی افراد مانند شرایط عادی تصمیمگیری میکنند، مثلاً برخی افزایش قیمت دارند یا در نحوه تأمین و تخصیص کالا در بازار التهاب ایجاد میکنند.
دیدگاه شخصی من با نزدیک به ۲۷-۲۸ سال فعالیت در حوزه صنعت، تولید و پخش، این است که ما در کشور الحمدالله وفور نعمت و منابع داریم و تحت همین شرایط کنونی هر کشور دیگری در دنیا بود واقعاً اقتصادش از هم میپاشید، تابآوری اجتماعیاش از بین میرفت، مواد اولیه دچار مشکل میشد.
بله، گرانی وجود دارد، میدانیم که قدرت خرید مردم کاهش یافته، اما کمبود منابع نداریم. من به ضرس قاطع عرض میکنم، اگر درست مدیریت شود، تمامی مشکلات قابل حل هستند. شاید برخی افراد بگویند که فلان چیز در فلان جا نیست، بله میدانم خیلی چیزها در بعضی مقاطع وجود ندارد، اما اکثر مقاطع اینطور نیست که یک کالا کلا نباشد. در کلان، کالا وجود دارد.
ما منابع و امکانات داریم، اما متاسفانه گاهی تصمیمگیریها باعث میشود که داشتههایمان را نداشته فرض کنیم و داشتههایمان بهجای نداشته برایمان کار کند و باعث بروز برخی نارضایتیها و بحرانها شود. اگر بدنه حاکمیت و مدیران، افرادی که در شرکتهای دولتی، خصوصی و خصولتی در حال کار هستند شرایط را مدیریت کنند و تصمیماتی به نفع مردم بگیرند، مطمئناً منابع صرف رفاه میشود و در همین شرایط جنگی هم هیچ کمبودی احساس نخواهد شد.
حتی من ادعا دارم که عمدتاً ما مدیران باعث افزایش قیمتها و هیجاناتی که در بازار وجود دارد هستیم. گاهاً تصمیمگیریهای ما سبب افزایش قیمت میشود. نمیدانم شاید باید بگویم، انحصارطلبی یا چیزی شبیه به این، ادبیاتی که به کسی برنخورد را نمیتوانم پیدا کنم. اگر به نفع مردم تصمیم بگیریم، هم شرکتها سود میکند و هم مردم دچار تورم و گرانی نمیشوند.
دوباره برخی از مواقع هیجان کاذب باعث گرانی میشود و برخی مدیران نیز به این موضوع دامن می زنند. تورم و افزایش قیمت یعنی پول از جیب مردم درآمده و به جایی نباید میرفت، رفته است. نیمنگاهی به مجامع شرکتها و بررسی نسبت سودآوری نسبت به سال قبل اگر بررسی شود، محل مصرف افزایش قیمت کاملاً مشخص خواهد شد. مدام قیمتها افزایش یابد و فشار به مردم وارد شود. سازمانی باید واسطه باشد و بررسی و رسیدگی کند که هم به مردم فشار نیاید و هم شرکتها بتوانند کارشان را به نحواحسن پیش ببرند.
مخلص کلام این است که با توجه به پرسش شما، ایران همه چیز دارد، منابع دارد، فقط متاسفانه گاهی تصمیماتمان طوری است که خودمان و دیگران را دچار مشکل میکنیم.
*به نظر شما در یک سال گذشته، نشانههای الگوی مصرف و تقاضا در کلان بازار کشور چهقدر تغییر کرده است؟
موضوع بسیار جالبی است و من پیشنهاد میکنم کسانیکه در این زمینه کار میکنند، بیشتر بر آن تمرکز کنند. الگوی مصرف در چندسال اخیر و مشخصاً، بعد از جنگ ۱۲ روزه، واقعاً تغییر یافت. هم در یک سال اخیر و هم در چند سالی که بر ما گذشت، طبیعتاً افزایش قیمتها، کاهش قدرت خرید مردم، الگوی مصرف را تغییر داده است. طبق آمار، در همه حوزهها سرانه مصرف خانوادههای ایرانی از کشورهای دیگر به مراتب بالاتر است.
البته درحال حاضر به دلیل افزایش قیمت و تغییر الگوی مصرف گذشته با حال فرق دارد. از این حیث که در گذشته مصرف بیرویه داشتیم و قیمتها و قدرت خرید مردم خوب بود، در حال حاضر قدرت خرید مردم پایین آمده و فرهنگ مصرف تغییر کرده است. کالایی که مردم بیش از نیاز از آن را خریداری میکردند، در حال حاضر به دلیل کمشدن قدرت خرید، کمتر خریداری میکنند. بهواقع در یک سال گذشته در شرکت خودمان اگر از نظر تناژی بخواهیم حساب کنیم، چنین چیزی اتفاق افتاده است. از نظر ریالی فروش افزایش پیدا کرده است، اما از نظر تناژی، فروش افت پیدا کرده است؛ عدد تقاضای مردم پایین آمده، چون قدرت خرید کاهش یافته، چنین وضعی هم تهدید است و هم فرصت.
از نظر تهدید، افزایش قیمتها چالشهای روانی در جامعه ایجاد میکند. کاهش قدرت خرید مردم و افزایش قیمتها طبیعتا دلهره و نگرانی برای خانوارها ایجاد میکند که به حق است، کمترین اثر دلهره و نگرانی از آینده است و سوال کف جامعه این است با این قیمتها چه کار خواهیم کرد؟ اما از نظر فرصت، فرهنگ مصرف اصلاح میشود. بههرحال در دنیا فرهنگ مصرفی وجود دارد، بهعنوان مثال سرانه مصرف برق، آب و کالاهای مصرفی روزانه خانوار استانداردی دارد.
به عنوان مثال در گذشته، در خانواده خود بنده دورریز برخی اقلام اتفاق می افتاد، اما حالا به دلیل افزایش قیمتها جوری خرید میکنیم که دورریز نداریم. عدم دورریز میتواند منبعی برای کشور شود که مطلوب است بتوانیم به سمت صادرات هدایت کنیم.
اگر در همه حوزهها فرهنگ مصرف به لحاظ قیمتی، ریالی و سیری که در کاهش مصرف داریم اصلاح شود و به سمت صادرات و ارز آوری برای کشور حرکت کند، طبیعتاً مردم جای دیگر سودش را خواهند برد. این موضوع برنامهریزی بسیار خوبی میطلبد که باید افرادی که در این زمینهها کار میکنند و دوستانی که تصمیمگیری میکنند، انجامش دهند. تمامی شرکتهای تولیدی ظرفیت تولیدی دارند و باید این ظرفیت تولید حفظ شود، که اگر هم تولید نکند شرکت متضرر میشود، یا تولید کنند و برایش بازار ایجاد کنند، که بازار میتواند صادرات باشد.
بازار صادراتی ارزآوریاش از سوی دیگر اثرات مطلوبی در زندگی مردم و خصوصاً کارکنان همان شرکت خواهد داشت. اصل کلامم این است که میتوان از تهدیدی که وجود دارد، به شکل فرصت استفاده شود. در شرایط کنونی به لحاظ کاهش خرید، امکان توزیع تمام ظرفیت تولیدی در کشور احتمالاً وجود نخواهد داشت.
*پس به نوعی جریان اصلاح الگوی مصرف ایجاد شده است.
از نظر شخص بنده اینطور است. شاید به مذاق عدهای زیاد خوش نیاید و بگویند گرانی است و نمیتوانیم بخریم، اما من میگویم که همه اینها درست است، گرانی برای ما و خانواده بنده و دوستان و آشنایانم نیز درگیرکننده هست، ما جدا از جامعه نیستیم و همگی آن را لمس میکنیم، اما با وجود همین مشکلات اگر درست مدیریت کنیم، اصلاحی که اتفاق میافتد، میتواند برای مملکت ارزآوری و فرصت صادراتی ایجاد کند. اگر آن ارز وارد شود و درست مدیریت شود، میتوان چند کارخانه و شرکت جدید تاسیس و ایجاد اشتغال کرد.
چرخه اقتصاد به چرخش در میآید و دوباره در مملکت ثروت ایجاد میشود. این شرایط در حالت گذار، هم از لحاظ اجتماعی و هم از لحاظ روانی برای مردم و جامعه فشار ایجاد میکند، منتهی اگر بتوانیم از آن بگذریم و درست مدیریت کنیم در آینده نزدیک افقهای یسیار خوبی برای کشور و نسل آینده، از نظر ایجاد اشتغال و احداث کارخانجات خوب، احداث صنایع و شغلهای به روز پیش رو خواهیم داشت. من خیلی امیدوارم که چنین اتفاق بیفتد و آینده به نحواحسن مطلوبتر شود.
*فکر میکنید توافقنامهای که امضا شده و مذاکراتی که در جریان است، چقدر در کوتاهمدت باعث رشد و ثبات ملموس برای شرکتها و اقتصاد و هم برای مردم میشود؟
تفاهمنامهای امضا شد و همین حالا هم در حال پیشبرد است، اما هنوز چیزی برای ما مردم از آن مشخص و ملموس نیست. براساس آنچه در رسانه میشنویم بسیاری از موضوعات در حال مذاکره است و اتفاقاتی که در آینده رخ خواهند داد، انشاالله برای کشور و مردم عزیزمان خیر است.
به نظر من اگر بتوانیم این پیچ تاریخی را خوب و با انسجام رد کنیم و روابط با دنیا مجدداً برقرار گردد، ارتباطات خارجی مقداری تسهیل شود و ارتباطاتی که قبلاً با شرکتهای بزرگ داشتیم و اکنون وجود ندارم، ادامه پیداکند، اتفاقات خوبی پیش رو خواهیم داشت. شرکتهای خارجی مانند قبل به کارخانجات و شرکتها در زمینه تأمین برخی کالاها و اقلامی که در داخل ایران مصرف دارد ورود پیدا میکنند. در حال حاضر به لحاظ مشکلات سیاسیت تحریمهای ظالمانهای که وجود دارد، نمیتوانیم با دنیا ارتباط برقرار کنیم، اگر برداشته شود طبیعتاً کسبوکار همه شرکتها، کسبوکار شرکتهای تولیدکننده رونق پیدامیکنند.
خیلی از شرکتهای خوب خارجی در همه حوزهها، قبلاً در ایران سرمایهگذاری کرده بودند. اگر شرکتها تحریمها را بردارند و دوباره به ایران برگردند، طبیعتاً رشد و رونق خوبی به اقتصاد کشور خواهند داد. کیفیت کالاها، کیفیت ارائه خدمات به مراتب بیشتر خواهد شد. اگر حوزه گردشگری کشور دوباره رونق بگیرد و گردشگر خارجی بیاید و موضوعات از این قبیل اتفاق بیفتد برای همه و برای شرکتهایی مثل ما هم خوب است و طبیعتاً درخواست و نیاز ایجاد خواهد شد و همه اینها، باعث رشد اقتصادی خواهد شد.
رشد تولید در کنار آن رشد صادرات هم قطعاً اتفاق مبارکی خواهد بود. من امیدوارم این تفاهمنامه به نحواحسن اجرایی شود، هرچند شرایط خیلی برای دوستان و دولتمردانی که در حال پیشبرد این امور در زمینه دیپلماسی هستند سخت است و باید به آنها و دستمریزاد بگوییم. نمیتوان خیلی به خوش قولی آمریکا اعتماد کرد و امیدواریم زیر میز نزند و اگر به چیزهایی که در تفاهمنامه نوشته شده عمل شود، بنده خوشبین هستم که ایران عزیز ما در آینده نزدیک یککشور بسیار پیشرفته و توسعه یافته و انالله کشور اول منطقه خواهد شد. مردم کشورمان لایق بهترینا هستند.
*برنامه شرکت «بهپخش» در افق ۱۴۰۵ برای توسعه برند و ارتقای جایگاه چیست؟
ما در رابطه با توسعه و تنوع محصولاتمان در حال کاریم و با ایجاد کالاها و خدمات جدید با توجه به نیاز مردم، به دنبال این هستیم که محصول و کالاهایمان را توسعه دهیم. با شرکتهایی که به صورت انحصاری با ما همکاری و تولید دارن ، در زمینه نوآوری و ایجاد محصولات جدید، محصولات بهروز و ایرانی و با کمترین وابستگی در همکاری هستیم.
با توجه به موضوعی که پیشتر اشاره کردم، به توافقات اعتمادی نیست و ممکن است فردا دوباره مرزها بسته شوند، لذا نمیتوان کار را تعطیل کرد، پس باید با اتکا به منابع درونی بهدنبال توسعه محصول باشیم و نوآوری ایجاد کنیم، تا بتوانیم بیش از پیش در مسیر پیشرفت باشیم.
دوستانمان تحت عنوان کمیتههای نوآوری و بررسی بازار اینکارها را انجام میدهند. در پی آن هستیم با محصولات به روزتر در خدمت مردم عزیزمان باشیم.
*اگر نکته پایانی دارید بفرمایید.
از همه دوستانی که این مطلب را میخوانند، دوستان تصمیمگیر و خصوصاً مدیران، به عنوان یک برادر کوچک و فرزند ایران خواهش میکنم که فقط به فکر مردم باشند.
این مردم بسیار نازنین هستند. من شعار نمیدهم، بلکه کاملاً دلی میگویم. بینی و بینالله اگر بخواهیم مردمان دنیا را مقایسه کنیم، بهتر از مردم ایران در هیچ کجای دنیا نیست. این مردم لایق بهترینها هستند. مدیران، اول خودم را میگویم، هر کسی که در مقام تصمیمگیری است، چه خرد و چه کلان هیچ فرقی نمیکند، باید بداند هر تصمیمی اثری دارد. صحبتهای من و تصمیم من در اینجا شاید دو هزار کیلومتر آن طرفتر و بر زندگی کسیکه در یک روستا بدون امکانات زندگی میکند، تأثیر بگذارد. جوری باید تصمیمگیری شود که او هم لحاظ شود.
من خواهش میکنم افرادی که تصمیمگیری میکنند بدانند مردم به حد کافی در این چند سال به دلیل تحریمهای ظالمانه، رفتارهای ناجوانمردانه از بیرون و غیرخودی دیدهاند، حداقل از خودی تصمیمهای غیر ضروری نبینند، جوری تصمیم بگیرند که به نفع مردم باشد. ما هم درون همین مردم هستیم و زندگیمان در بین همین مردم میچرخد و از بین همین مردم بالا آمدهایم و در بین همین مردم رشد پیدا کردهایم. جوری تصمیم نگیریم که خدای ناکرده زندگی بر مردم سخت شود.
هر تصمیمی که میگیریم خدا را ناظر ببینیم و بعد کاری را انجام دهیم که مردم در رفاه باشند تا بار کوچکی از دوش آنها برداریم. ما نوکر مردم هستیم، که بتوانیم به آنها خدمت کنیم. حرف آخر من این است که کشور عزیزمان توانمند است، اگر تصمیم خوب گرفته شود، مردم در رفاه و آسایش زندگی خواهندکرد.
















