سایت خبری
famaserver
  • صفحه اصلی
  • اخبار استانها
  • اخبار روز
  • اخبار تکنولوژی
  • اخبار ورزشی
  • بازار مالی
  • گردشگری
  • اقتصادی
  • بین الملل
سایت خبری
برترین عناوین خبری
  • خرید بیمه: سنتی یا آنلاین؟ کدامیک تجربه بهتری برای مشتریان ایجاد می‌کند؟

سرتیتر خبرها

بارسلونا با گلباران بیلبائو به فینال سوپرجام اسپانیا رسید

بارسلونا با گلباران بیلبائو به فینال سوپرجام اسپانیا رسید

6 ماه پیش
سرمربی جدید تیم هوادار انتخاب شد

سرمربی جدید تیم هوادار انتخاب شد

6 ماه پیش
پیروزی اینتر برای تثبیت صدرنشینی/ افزایش فاصله با ناپولی

پیروزی اینتر برای تثبیت صدرنشینی/ افزایش فاصله با ناپولی

6 ماه پیش
کامبک ناکام منچستریونایتد/ توقف سیتی و شکست چلسی

کامبک ناکام منچستریونایتد/ توقف سیتی و شکست چلسی

6 ماه پیش
تخلفات مالی در هیئت رشته‌ای المپیکی در مازندران

تخلفات مالی در هیئت رشته‌ای المپیکی در مازندران

6 ماه پیش
سرپرست فدراسیون کبدی منصوب شد

سرپرست فدراسیون کبدی منصوب شد

6 ماه پیش
لیگ NBA| پیروزی صدرنشینان کنفرانس شرق و شکست لیکرز در غیاب جیمز

لیگ NBA| پیروزی صدرنشینان کنفرانس شرق و شکست لیکرز در غیاب جیمز

6 ماه پیش
خط و نشان مک‌گرگور برای میودر

خط و نشان مک‌گرگور برای میودر

6 ماه پیش
سکوت محض استقلال درباره غیبت سیدورف/ پول، علف خرس است؟

سکوت محض استقلال درباره غیبت سیدورف/ پول، علف خرس است؟

6 ماه پیش
استعفای مظفری‌زاده از مدیرعاملی تراکتور

استعفای مظفری‌زاده از مدیرعاملی تراکتور

6 ماه پیش

Home » یوسفعلی میرشکاک: آقا ترجیح می‌داد به جای نشستن با اهل غوغا و سیاست، با ما شاعران معاشرت کند/ این تعبیر خود آقا در مورد بنده بود که «فلانی رفیق ماست»

یوسفعلی میرشکاک: آقا ترجیح می‌داد به جای نشستن با اهل غوغا و سیاست، با ما شاعران معاشرت کند/ این تعبیر خود آقا در مورد بنده بود که «فلانی رفیق ماست»

زمان انتشار: 10 جولای 2026 ساعت 17:51

دسته بندی: فرهنگ و هنر

شناسه خبر: 787296

زمان مطالعه: 19 دقیقه

یوسفعلی میرشکاک: آقا ترجیح می‌داد به جای نشستن با اهل غوغا و سیاست، با ما شاعران معاشرت کند/ این تعبیر خود آقا در مورد بنده بود که «فلانی رفیق ماست»

یوسفعلی میرشکاک: آقا ترجیح می‌داد به جای نشستن با اهل غوغا و سیاست، با ما شاعران معاشرت کند/ این تعبیر خود آقا در مورد بنده بود که «فلانی رفیق ماست»

به گزارش خبرگزاری برگزیده، یوسفعلی میرشکاک؛ شاعر، نویسنده، طنزپرداز و منتقد ادبی که به گفته خودش «تعبیر آقا» در موردش این بود که «فلانی رفیق ماست»، نه از جلسات شعرخوانی که از «روزنامه جمهوری اسلامی» با آیت‌الله خامنه‌ای دمخور شد؛ روزنامه‌ای که میرشکاک خبرنگار سرویس فرهنگی‌اش بود و آیت‌الله خامنه‌ای صاحب امتیازش.

از نخستین دیدار تا نخستین توصیه

او که سرودن شعر را از سال ۱۳۵۸ به شکل جدی شروع کرد، در گفت‌وگو با برگزیده نخستین دیدار را این‌طور شرح می‌دهد: «من عضو هیات تحریریه روزنامه «جمهوری اسلامی» بودم و حضرت آقا صاحب امتیاز روزنامه بودند. من از این که ایشان ادیب و شاعر هستند، مطلع نبودم. هرچند برخی ترجمه‌های‌شان را از نویسندگان مصری و همین‌طور برخی تالیفات‌شان را در مورد مکتب اسلام خوانده بودم. همچنین در جلسات سخنرانی، دورادور ملاقات‌شان کرده بودم اما تا آن زمان با ایشان ارتباط نزدیکی نداشتم. خاطرم هست، حضرت آقا یک روز به روزنامه آمدند و به همه واحدها ازجمله واحد فرهنگی که من خبرنگارنش بودم،سر زندند. به سرویس‌ فرهنگی که رسیدند، مرا سخت تحویل گرفتند و به دیگران گفتند شما بفرمایید سر کارتان، من با ایشان کار دارم. حال‌واحوال، چه می‌کنی؟ و شعر تازه چه گفته‌ای؟ و از این سوال‌ها. ارتباط من با حضرت آقا از این‌جا شروع شد و من بعدتر به عضویت گروه شعر حزب جمهوری اسلامی درآمدم. حزبی که حضرت آقا، عضو موسس، عضو شورای مرکزی و مسئول تبلیغات آن بود. این‌جا بود که ما متوجه شدیم علاقه اصلی ایشان، نه سیاست که فرهنگ است و زمانی که به رهبری رسیدند صراحتا از زبان‌شان شنیدم که گفتند: «سیاست را رها کن، سیاست کف روی آب است! به کارَت بچسب.»ء اگرچه ما متوجه شدیم که سیاست کف روی  آب است اما متاسفانه برخی اهل سیاست چنان غلبه‌ای دارند که این حرف‌ها به خرج‌شان نمی‌رود. باری.»

 هم‌نشینی نه با اهل غوغا و سیاست که با شاعران

او ادامه می‌دهد: «حضرت آقا ترجیح می‌دادند به جای آن که با اهل غوغا و سیاست بنشینند، این‌گونه امور را به آقایان بهشتی و هاشمی رفسنجانی بسپارند و خودشان بیشتر با ما شاعران معاشرت داشته باشند؛ ازجمله حاضران در این جمع حمید سبزواری، حسین شمسایی، محمدحسن زورق، علی‌آقای معلم، مهرداد اوستا، مشفق کاشانی (عباس کی‌منش)، محمود شاهرخی و بنده بودیم. ضمن این که مدام شاعرانی پیر و جوان به این جمع اضافه می‌شدند. سرانجام کار به تشکیل حوزه هنری رسید. نهادی که نظر آقا از ابتدا نسبت به آن مثبت بود. آن هم نه فقط نسبت به خروجی شعرش، نسبت به داستانش، فیلمش، تئاترش  و موسیقی‌اش هم نظری مثبت داشتند. آقا به همه چیز حوزه توجه نشان می‌دادند. هرچند در اوایل کسان دیگری مشغول به کار بودند که به سمت‌وسوی دیگری غش کردند اما ایشان با حلم و صبوری ویژه‌شان تحمل کردند تا کار به دست روحانیت؛ حاج‌آقا زم افتاد. حضرت آقا به حاج‌آقا زم علاقه داشتند تا وقتی که ایشان تصمیم گرفتند از مسیر ولایت خارج شوند.«»  

از او آموختم که استقرایی سیر کنم

میرشکاک با اشاره به این که «بنده، اندک‌اندک شاعری را در منش حضرت آقا دیدم و دریافتم ادیی تیزهوش و  نقادی فوق‌العاده هم هستند.» در همین زمینه به بیان خاطره‌ای می‌پردازد: «نقاد و ادیبی که کوچک‌ترین اشتباه ما، شاعران را چه در لفظ، چه در وزن، چه در جهت‌گیری و.. بزرگوارانه و دقیق برای‌مان توضیح می‌دادند.  خاطرم هست یک مرتبه دیگر که به روزنامه «جمهوری اسلامی» آمده بودند، پرسیدند شعر تازه چه گفته‌ای؟ پاسخ دادم شعری نیمایی برای یاسر عرفات گفته‌ام. گفتند بخوان. خواندم و  چند غلط گرفتند. من آن زمان ۱۹، ۲۰ سالم بود و زیر بار این حرف‌ها نمی‌رفتم که گفتند ایرادی ندارد، حالا بعدتر متوجه می‌شوی که شعر نیمایی این‌گونه نیست و نمی‌توانی به این راحتی از یک وزن شعری به وزنی دیگر بروی.»

یوسفعلی میرشکاک: آقا ترجیح می‌داد به جای نشستن با اهل غوغا و سیاست، با ما شاعران معاشرت کند/ این تعبیر خود آقا در مورد بنده بود که «فلانی رفیق ماست»
دیدار شاعران- ۱۳۹۷

آن‌چه مهم‌تر از شعر نیمایی بود اما ادامه خاطره میرشکاک است: «بعد ادامه دادند: این مهم نیست، آن‌چه مهم است این است که  چرا برای یاسر عرفات شعر گفته‌ای؟! پاسخ دادم مگر یاسر عرفات به ایران نیامد و شما او را به محضر امام نبردید؟ پاسخ دادند یاسر عرفات، نماد مردم فلسطین هست اما خائن به مردم فلسطین هم هست. این چیزی است که مردم فلسطین نمی‌دانند. ما هم برای این‌که مردم فلسطین را در کنار خود داشته باشیم باید با نمادشان روابطی حسنه برقرار کنیم تا روزی برسد که متوجه شوند، یاسر عرفات است که چوب لای چرخ کار فلسطینی‌ها می‌گذارد…. من آن شعر را چاپ نکردم و دورش انداختم اما نکته مهمی که دریافتم این بود که دیگر هیچ‌گاه نتیجه را از دل مقدمات بیرون نیاورم و سیر مقدمات را از کلی‌تر به جزئی‌تر نپیمایم و همواره استقرایی سیر کنم.»  

گرچه «در خلوت است پند و به جَلوَت فضیحت است» اما آقا آن‌قدر گفت که پیرمرد به گریه افتاد!

میرشکاک با ذکر خاطره‌ای دیگر می‌گوید: «ما آن زمان خانه‌ای نداشتیم که شعراء نزد ما بیایند اما آن‌ها که خانه داشتند مانند حمید سبزواری، حسین شمسایی، محمدحسن زورق و… به صورت هفتگی میزبان جلسات می‌شدند. در یکی از این هفته‌ها حضرت آقا از حزب با من تماس گرفت و پرسید امشب جلسه کجاست؟ جواب دادم خانه فلانی. پرسیدند شما می‌آیید حزب از این‌جا با هم برویم؟ یا من بیایم روزنامه از آن‌جا با هم برویم؟ جواب دادم آقا بنده دعوت نشده‌ام. گفتند بیخود! و کسی را دنبال من فرستادند که مرا به جلسه ببرد. وقتی خودشان به جلسه رسیدند آن بنده‌خدایی را که مرا دعوت نکرده بود در برابر همه مواخذه کردند و به او گفتند شما جای پدر این جوان‌ها هستید، آن‌وقت به جای این که تحویل‌شان بگیرید و تشویق‌شان کنید به هر دلیلی، به آن‌ها کم‌محلی می‌کنید؟ آن هم در حالی که تربیت این‌ها به عهده شماست…. با این که «در خلوت است پند و به جَلوَت فضیحت است» اما آقا آن‌قدر گفت‌وگفت که آن بنده ‌خدا را به گریه انداخت!»

فلانی رفیق ماست!

او با اشاره به این که «من از این دست خاطرات از آقا بسیار دارم» ادامه می‌دهد: «در نمونه‌ای دیگر، مجید مجیدی برای ساخت اولین فیلم بلند سینمایی‌اش؛ «بدوک» همراه با محمد کاسبی به سیستان‌وبلوچستان؛ گذرگاه مرزی میرجاوه رفته بود. آن زمان همه ما اهل عدالت بودیم، یعنی فکر می‌کردیم عدالت امری قابل تحقق است و من به شخصه هنوز نمی‌دانستم که با امری موهوم؛ از جنس رویا و کابوس، مواجهیم. مجید مجیدی و محمد کاسبی از وخامت اوضاع جایی که رفته بودند گفتند، از مهاجرت ناگزیر مردان به آن‌سوی مرز در جست‌وجوی کار، از ماندن ناگزیر زنان و کودکان در این سوی مرز، از بیداد کردن فقر و فحشا، از پدرها و مادرهایی که چاره‌ای جز فروش فرزندان‌شان به دلالان آن سوی مرز نداشتند و… با شنیدن این‌ها، حال من چنان شد انگار بنزین رویم ریخته و کبریت کشیده باشید. این حال خراب تا جایی ادامه پیدا کرد و خراب‌تر شد که با فرارسیدن ۱۴ رمضان گفتم من به جلسه نمی‌آیم، بیایم غوغا می‌شود… »

یوسفعلی میرشکاک: آقا ترجیح می‌داد به جای نشستن با اهل غوغا و سیاست، با ما شاعران معاشرت کند/ این تعبیر خود آقا در مورد بنده بود که «فلانی رفیق ماست»
دیدار شاعران- ۱۴۰۲ 

او با بیان این که «خاطرم هست ساخت ساختمان جدید حوزه، تازه تمام شده بود و سرویس‌های بهداشتی‌ آخرین جای ساختمان بود که ساخته بودند» ادامه می‌دهد: «من با این ‌که گفته بودم نمی‌آیم اما آن‌قدر بقیه و مخصوصا حاج‌آقا زم اصرار کردند که دست آخر رفتم. خاطرم هست به حوزه هنری رفتم اما وارد ساختمان نشدم و به جای آن، وارد یکی از سرویس‌های بهداشتی شدم و چفت در را هم انداختم. حاج‌آقا زم اما آمده بود داخل سرویس و یکی‌ِ، یکی درها را باز می‌کرد. وقتی دید فقط یکی از درها را نمی‌تواند باز کند، صدا زد که بیا بیرون! گفتم نمی‌آیم و بیایم غوغا به پا می‌کنم!… او ولی آن‌قدر گفت‌وگفت تا دست آخر بیرون آمدم و با هم وارد ساختمان شدیم.»

میرشکاک ادامه می‌دهد: «بالاخره با هم رفتیم. آن زمان سیگار و فندک را تحویل نمی‌گرفتند و اصلا کسی جست‌وجو نمی‌کرد. خاطرم هست همان دم در اتاقِ تودرتویی که آقا و دیگران آن‌جا نشسته بودند، نشستم. اولین چای را که آوردند، نعلبکی را زیرسیگاری کردم و از غصه همین‌طور پشت هم سیگار می‌کشیدم. یادم هست سیگارم مارلبروی قرمزی بود که محمد آوینی از آمربکا آورده بود و من که نمی‌دانستم مارلبروی اصل این‌قدر اعصاب را تحریک می‌کند، پشت به پشت سیگار می‌کشیدم. افطار آوردند و شام و من گفتم نمی‌خورم و نخوردم. شعرخوانی شروع شد و علی‌آقا معلم که جلسه را می‌گرداند گفت «آقایوسف، بفرمایید!» که یعنی شعر بخوان. با غضب نگاهش کردم و با دست علامت دادم که نمی‌خوانم. آن عده‌ای که علاقه‌مند بودند سوسه بیایند و عیدشان بود اگر رابطه من با آقا خراب می‌شد، منتظر بودند و رویا می‌بافتند که کاش آقا مثلا همین الان بگوید چند نفر از حراست بیاید و همین‌جا درازش کنند و کشان‌کشان ببرندش.»

او با بیان این که «یکهو دیدم خادم آقا بالای سرم ایستاده است» می‌افزاید: «یکهو دیدم خادم آقا بالای سرم ایستاده است و می‌گوید می‌شود کبریت‌تان را بدهید؟ می‌خواهم گاز را روشن کنم. من فهمیدم قضیه چیست. کبریت را سمتش گرفتم و گفتم بفرمایید، برای شما! گفت الان پس می‌آورم. گفتم ضرورتی ندارد. من یک فندک هم دارم. این بنده‌خدا مانده بود که حالا فندکم را چه‌طور از من بگیرد که حضرت آقا ملتفت شدند و صدا زدند چه خبر است آن جا؟ خادم ‌جواب داد آمده‌ام کبریت‌شان را بگیرم که گاز را روشن کنم. آقا گفتند یعنی در این خراب‌شده یک بسته کبریت پیدا نمی‌شود؟ مگر نمی‌بینی حالش خراب است؟! بگذار به حال خودش باشد!» 

او صحبت‌هایش را این‌طور تمام می‌کند: «جلسه که تمام شد، شاعران برای دست‌بوسی بلند شدند. آقا آن زمان عصا دست می‌گرفت. عصا را تکان داد که آن‌ها عقب بروند و به سمت من آمد و پرسید چه شده؟  گفتم آقا‍! آقای هاشمی این مملکت را به باد داده و فلان کرده و بهمان کرده و در سیستان‌وبلوچستان نمی‌دانید چه خبر است!…. آقا آن زمان تازه به رهبری رسیده بودند و یکی، دو باری مرا صدا کرده بودند برای دادن گزارش در مورد وضعیت ادبیات و شعر و ترانه و… گفتند خیلی خوب! جلسه‌مان با آقای هاشمی هر روزی که هست، همان روز بیا و هرچه می‌خواهی بگویی همان جا بگو… جماعتی که دیدند سوسه‌آمدن فایده ندارد، تعبیر خود حضرت آقا را در مورد من به یاد آوردند که همیشه می‌گغتند «فلانی رفیق ماست»  یعنی از بنده به عنوان رفیق یاد می‌کردند.»

۲۴۲۲۴۲

حتما بخوانید : ژولیت بینوش از غافلگیری اسکارش گفت/ این بازیگر با فیلمی مشترک از فرانسه و ترکیه بازمی‌گردد
برچسب ها
آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب ادبیات ایران ادبیات داستانی شاعر شعر یوسفعلی میرشکاک
اشتراک گذاری

اخبار مرتبط

  • نوه امام راحل سخنران محفل ختم رهبر شهید
    نوه امام راحل سخنران محفل ختم رهبر شهید 2 ساعت پیش
  • انسیه شاه‌حسینی: شهادت برای حضرت امام خامنه‌ای عین عدالت خداوندی بود
    انسیه شاه‌حسینی: شهادت برای حضرت امام خامنه‌ای عین عدالت خداوندی بود 2 ساعت پیش
  • از سخنرانی‌های مسجد امام حسن تا راهپیمایی‌های مشهد/ یادِ یار
    از سخنرانی‌های مسجد امام حسن تا راهپیمایی‌های مشهد/ یادِ یار 2 ساعت پیش
  • شعر شاعر پاکستانی برای کوچک‌ترین شهید بیت رهبری
    شعر شاعر پاکستانی برای کوچک‌ترین شهید بیت رهبری 2 ساعت پیش

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی موضوعات

  • آذربایجان شرقی 1487
  • آذربایجان غربی 1357
  • اجتماعی 15588
  • اخبار استانها 0
  • اخبار تکنولوژی 272
  • اخبار روز 16152
  • اخبار ورزشی 21392
  • اردبیل 903
  • اصفهان 1616
  • اقتصادی 11329
  • البرز 809
  • ایلام 584
  • بازار مالی 32
  • بوشهر 485
  • بین الملل 8856
  • تبلیغات 53
  • تهران 757
  • چند رسانه ای 0
  • چهارمحال و بختیاری 1455
  • خراسان رضوی 1161
  • خراسان شمالی 946
  • خوزستان 1042
  • زنجان 653
  • سبک زندگی 397
  • سلامت 4667
  • سمنان 1185
  • سیاسی 12668
  • سیستان و بلوچستان 491
  • عکس 329
  • علمی و فناوری 7632
  • فارس 1244
  • فرهنگ و هنر 22522
  • قزوین 770
  • قم 1024
  • کاریکاتور 452
  • کردستان 940
  • کرمان 1877
  • کرمانشاه 1232
  • کهگیلویه و بویراحمد 1299
  • گردشگری 13
  • گلستان 560
  • گیلان 1404
  • لرستان 1161
  • مازندران 897
  • مرکزی 563
  • مناطق آزاد 218
  • هرمزگان 1345
  • همدان 256
  • یزد 30

جدیدترین مقالات

  • طلا به پایین‌ترین سطح قیمتی رسید/ قیمت جدید طلای جهانی امروز ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵
    طلا به پایین‌ترین سطح قیمتی رسید/ قیمت جدید طلای جهانی امروز ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ 6 ساعت پیش
  • طلا به پایین‌ترین سطح قیمتی رسید/ قیمت جدید طلای جهانی امروز ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵
    طلا به پایین‌ترین سطح قیمتی رسید/ قیمت جدید طلای جهانی امروز ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ 6 ساعت پیش
  • تخلیه فوری خودروها از منطقه آزاد چابهار بعد از حمله آمریکا+ جزییات
    تخلیه فوری خودروها از منطقه آزاد چابهار بعد از حمله آمریکا+ جزییات 6 ساعت پیش
  • تخلیه فوری خودروها از منطقه آزاد چابهار بعد از حمله آمریکا+ جزییات 6 ساعت پیش
  • زمان بازسازی محل آسیب دیده در مسیر ریلی تهران- مشهد / جزئیات اعلام شد
    زمان بازسازی محل آسیب دیده در مسیر ریلی تهران- مشهد / جزئیات اعلام شد 6 ساعت پیش

لینکهای پیشنهادی

دانلود رایگان نرم افزار | قیمت تتر امروز | خرید سرور hp

کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ میباشد .@2025